archive-org.com » ORG » B » BALOCHUNITEDFRONT.ORG

Total: 373

Choose link from "Titles, links and description words view":

Or switch to "Titles and links view".
  • بلوچستان در گذر زمان قسمت بیست ی
    مقاومت ما دستگیر وکشته شدن است ومیگوید تنها را ه نجات از این بن بست تسلیمی میباشد اکثریت مدافعین گفته وی را تائید میکنند تنها در این میان گل محمد ودهقان رمضان وعیسی خان اومرا با تسلیم شدن موافقت نمیکنند وبعقیه نظر ابراهیم خان را تائید میکنند که در نتیجه اختلاف نظر در میان مدافعین پدید میاید بهر جهت روز بعد با طلوع افتاب به دستور ابراهیم خان بیرق سفیدی بعنوان تسلیمی بر بالای قلعه نصب میکنند وابراهیم خان یکنفر را بعنوان قاصد نزد جهانبانی میفرستد وشرایط تسلیمی را پیشنهاد میکند اول باید به کلام الله قسم یاد بشود که هیچ خیله نیرنگی در کار نیست وبمن وتمامی همراهانم امان داده میشود وبعد حکومتی دزک وقلعه ان بمن واگذار بشود وبا این دو پیشنهاد قاصد ابراهیم خان نزد جهانبانی میرود پیشنهاد نامبرده با استقبال جهانبانی روبرو میشود وخود را بچند قدمی پیروزی نزدیک می بینند وجهانبانی هم بالا فاصله در پشت جلد قران مجید می نویسد و اقرار میکند که اگر تسلیم بشوید تمام حواستهای شما بر اورده میشود وقران مجید را بدست اقایان سردار جماخان اسمالزهی وسردار جیند خان یارمحمد زهی میدهد که بقلعه بروید به ابراهیم خان اطمینان بدهید که بتمام پیشنهادات شما جامع عمل پوشیده میشود نامبردگان وارد قلعه میشوند وبا ابراهیم خان وارد مذاکره میشوند واو را تشویق بتسلیمی میکنند واطمینان میدهند هیچ گونه دامی وحیله ای در کار نیست نامبرده هم در سیزدهمین روز جنگ همراه سی نفر از افراد مسلخش وبه اتفاق صوبدار جمالدین که یکی از اقوام نزدیک سردار جما خان بوده از قلعه حارج میشوند وحدود صد و پنجاه نفر هم همراه گل محمد جهانبیک ودهقان رمضان وعیسی خان اومرا وقادر بخش جوان پسر میر خداداد رند در قلعه باقی میمانند و میگویند ما تسلیم نمیشویم ولی قلعه را رها کرده وخود را بمیرعلی محمد میرسانیم حلاصه ابراهیم خان همراه اقایان جما خان وجیند خان خود را به جهانبانی میرسانند واسلخه را زمین میگذارند ومورد توجه وتشویق جهانبانی قرار میگیرند وبه انها هزاران وعده وعید میدهد که همه را خقوق بگیر دولت میکنم قلعه دزک را بشما ابراهیم خان واگذار میکنم در همین موقع سردار عیدوخان میگوید من رمضان ان نوکروک را نمی بینم میگویند او وچندین نفر دیگرحاضر بتسلیمی نشده اند میل دارند قلعه رها کرده وخود را بمیر علی محمد برسانند که عیدوخان میگوید بنظرم کار خراب شد میدانم رمضان اتشی بپا میکند حلاصه جهانبانی فوری به سرهنگ داور پناه دستور میدهد فوری خود را به دروازه قلعه برسانید واز حروج انها جلو گیری بکنید وبگوئید باید تسلم بشوید تنها راه نجات شما تسلیمی است سرهنگ داور پناه هم سریع همراه صدها سرباز درجه دار خود را به نزدیک دروازه میرسانند وصدا میکنند تنها راه نجات شما تسلیم شدن میباشد ودر همین لخظه حساس افراد داخل قلعه که عزم حارج شدن را دشته اند متوجه میشوند راه حروج مسدود شده یا تسلیم بشوند ویا کشته راه دیگری باقی نمیماند سر انجام تصمیم میگیرند که از قلعه حارج شده تسلیم بشوند ولی تنها در میان جمعیت باقی مانده اقایان دهقان رمضان وگل محمد وعیسی خان قسم میخورند که بجای تسلیمی خود

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/baloch_dar_gozar_21.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive


  • ماہ مہ
    ھد دئیمء ب رتگء گون دل چہ جانء حاصلان پانکپانی کتگ آروچی کہ آمریکاء نامدارئین کاری جوھیلء ب رتء پانسی دات ا ش آئیء پہ دلجمی گون ظالمء سر زوران گوشت منء مان اے س ھرئین سحرگاہء گون چ پ بوتنء سکوت دئیم پہ مرک جاہء کلچاتء برا ت بلے یکین بہ زان ات کہ منی اے زورئین چ پ بوتنء سکوت ھمے باندء چہ ھربرزترئین گوانکء توارے گئیشتربیتء کوکارئی

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/announcements/mahe_may_10.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • بلوچستان در گذر زمان قسمت بیستم
    بردن نیروهای مقابل بوده که دست به این شایعه فراکنی میزند وبجای امدن بطرف پهره لشکر خراسان از خاش بطرف سراوان بخرکت در میاید و زمان خمله راهم اواسط فصل پائیز که هوا ی منطقه روبسرد ی گذاشته بود در نظر میگیرند لشکر خراسان بفرماندهی سرلشکر جهانبانی و بهمراهی وپشت گرمی سرداران سرحد که در رائس انها عیدو خان ریگی وجما خان اسمالزهی وجیندخان یارمحمدزهی قرار داشتند نامبردگان همراه افراد مسلخ زیادی از طوایف خود قوای دشمن را یاری میکنند وبه ان قوت قلب میدهند وهمچنین تعداد زیادی ازافراد مسلخ طایفه کرد اردوی دولتی را همراهی میکنند چون خبر دارند سردارانها میر شاه جهان کرد همراه لشکر کرمان بطرف پهره در خرکت میباشد کردها روز انتقام را نزدیک می بیند چون در قسمت گذشته از نخوه تصرف قلعه مگس و قتل برادر شاه جهان وسه نفر دیگر از بستگان انها که بدستور نوشیروان صورت گرفته بود وهمچنین از رفتن شاه جهان بکرمان جهت گرفتن کمک نظامی از حکومت رضاشاه بسمع عزیزان رسانده شد حلاصه پیش ازخرکت قوای دولتی بطرف سراوان سرلشکر جهانبانی به لشکر کرمان دستور میدهد که از بم خرکت نموده وخود را ببزمان برسانند ودر انجا مستقر شده ومنتظر دستور بعدی باشند چون در نظر دارند وپس از خاتمه جنگ در سروان دولشکر همزمان یکی از سراوان ودیگری از بزمان بطرف بنپور پهره خرکت نموده تا پایگاه اصلی مقاومت که قلعه پهره میباشد شاید بتوانند با نیرو وامکانات دولشکر ان را بتصرف خود در بیاورند لشکر کرمان پس از دریافت دستور بطرف بزمان خرکت میکند و قوای مستقر در خاش هم بطرف سراوان براه می افتد وشهر گشت را که بمنزله دروازه سراوان است مخاصره وجنگ غافلگیر کننده ای اغاز میشود چون مدافعین قلعهای سراوان منتظر شنیدن خبر خمله ازطرف پهره بوده اند نه ازسراوان بهر جهت پس از چهارروز جنگ ووارد شدن تلفاتی بر قوای طرفین مدافعین قلعه گشت بناچار از صخنه حارج میشوند بطرف سراوان عقب نشینی میکنند واولین قلعه بتصرف قوای دولتی در میاید وقوای دولتی پس از چند روز استراحت در گشت وپس از پخش خبر تصرف گشت بود سردار محمد شاه خان حاکم سیب سوران که داماد میرعلی محمد بوده وهمسرش بنام ناز خاتون خواهر تنی دوست محمد خان است ولی محمد شاه فرصت طلب که قلبا مخالف حکومت بارانزهی در سراوان بوده خود را بگشت میرساند وبا جهانبانی ملاقات میکند واظهار اطاعت مینماید وچندروز پس از تصرف گشت لشکر دولتی وارد شهر پس کوه میشود و قلعه پسکوه را میر علی محمد قبلا به نوه جوانش بنام میرمراد که فرزند محمد شاه است واگذار نموده بودند وبدین جهت قلعه پسکوه هم بدون مقاومت تسلیم میشود ومیر مرداد همراه پدرش در کنار قوای دولتی قرار میگیرد ودومین قلعه سراوان هم بدین نخوه تصرف میشود و همزمان با در گیری گشت ابراهیم خان پسر اعظم خان که چند هفته بود در کارواندر سنگر گرفته بود وبمض شنیدن خبرجنگ درگشت با سرعت خود را به شهرهوشگ میرساند ودرکنار دائیش میر علی محمد قرار میگیرد وبا رسیدن ابراهیم خان میر علی محمد بنوشیروان دستور میدهد فوری به شستون رفته تمام عیال واطفال را بر دارید بطرف

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/baloch_dar_gozar_20.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • اعدام فرزندان ملت بلوچ را محکوم
    اساس همین گزارشات جمهوری اسلامی برای ممانعت از بروز اخبار اعدام زندانیان بلوچ آنها را برای اجرای احکام اعدام به استانهای همجواری چون هرمزگان خراسان کرمان و یزد منتقل می نماید کمیته ء مرکزی پارت آزادی کوردستان PAK جنایت رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی علیه فرزندان ملت بلوچ را قویا محکوم و با ملت تسلیم ناپذیر بلوچ و خانواده های شهدای دفاع از هویت و حقوق و آزادیهای ملی اشان اعلام

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/announcements/Kurd_pak_azadi.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • چالشهاى جنبش آزادى خواهي بلوچستا
    وارد معامله سياسى و تجارى با آنها نمى شده است و در نتيجه صنعت کشاورزى سياست و علم در بلوچستان از پيشرفتهاى ديګر جوامع بهره نبرده بود از طرفى ديګر روحانيان بلوچ منافع مشترکى با دولت هاى قاجار خوانين و سرداران بلوچ داشته اند چه بسا که منبع در آمد روحانيان بلوچ براى جمع آورى خمس ذکات و کفاره نيز مردم عادى بلوچ بوده اند در نتيجه منبع در آمد خوانين سرداران و روحانيان بلوچ يکى بوده است ودر مواقع ضرورى و کمبود درآمد هاى خوانين و سرداران روحانيان بلوچ به عنوان بانک پولى و مالى خوانين عمل کرده اند و وام و يا هديه به خوانين ميداده اند و در نتيجه در تحميق مردم بلوچ و ګمراه کردن آنها و جلوګيرى از ورود مدرنيته و تجدد به بلوچستان نقش به سزايى داشته اند طرح تجارت دريايى و ګسترش تجارت از طريق دريا در برنامه کار حکومتهاى محلى نبوده است و حکومت هاى محلى امکانات ګسترش و حتى تفکر نسبت به اين نوع طرح ها را نداشته اند و مردم را تشويق به ګسترش کشاورزى و دامدارى و صنايع محلى براى مقابله با قحطيهاى مکرر بلوچستان نکرده بودند طرح هايى که به اجتماع بلوچستان کمک اقتصادى کند ارائه نداده بودند و هيچ زمانى طرح ايجاد مدارس تعليم و تربيت در حکومتهاى خوانين محلى وجود نداشته است توسعه کشاورزى در کارنامه حکومتهاى خوانين نبوده است ايجاد سد براى مهار و استفاده از آبهاى فصلى و باران و کانال کشى در دستور کار نبوده است قحطى هاى پى در پى در بلوچستان در زمان حکومت خوانين و قاجار امرى عادى بوده است و طرحهاى بهداشتى اصلأ وجود نداشته و ميزان مرګ و مير بين بزرګسالان و خردسالان بسيار بالا بوده است و در نتيجه جمعيت بلوچستان هيچ زمانى به درجه اى از رشد مثبت نرسيده است و به همين دليل بلوچستان با وسعتى که دارد دچار قحطى مردم بلوچ و جمعيت بسيار کم و پراکنده است برده دارى و برده فروشى خصوصأ در مناطق نزديک خليج فارس بلوچستان رايج بوده است از اين رو زمانى که مردم بلوچ استاندارد زندګى خودرا در زمان پهلوى و ولايت فقيه سال 57 شمسى با قبل از پهلوى و حکومت هاى قاجار خان و سردار مقايسه ميکردند به اين نتيجه رسيده بودند که حمايت از جنبش آزاديخواهى به رهبرى خود بلوچها و تشکيل حکومت هاى محلى به نفع مردم بلوچ نيست زيرا رهبران سياسى بلوچ توان ايجاد حکومت و دولت و ارائه خدمات براى رفع نيازهاى زندګى مردم بلوچ را ندارند و منابع مالى نيز براى تأسيس حکومتهاى محلى ندارند اګرچه استاندارد زندګى در زمان پهلوى و جمهورى اسلامى بسيار پايين تر از استاندار هاى ديګر شهرهاى ايران و جهان است و با استاندارهاى امروزى فقر همچنان بيداد ميکرد و ميکند ولى در مقايسه با حکومتهاى قاجار و خان خانى بسيار بهتر و پيشرفته تر به نظر ميرسيد و در نتيجه کار جنبش آزاديخواهى بلوچستان را بسيار مشکل کرده بود و به دليل فقر مضمن در بلوچستان بيشتر نيروهاى بلوچ اندکى قبل از انقلاب سال 57 شمسى جذب سازمانهاى چپ با ايدئولوژى مارکسيستى شدند از طرفى آګاهى سياسى و آګاهى به دموکراسى و حقوق شهروندى در بلوچستان سطح بسيار پايينى داشت و اين نوع آګاهى اولويت پايين ترى نسبت به امرار معاش داشت به اين معنى که بلوچستان با آن درجه از فقر دغدغه امرار معاش داشت و نه حکومت و استقلال و اعتقاد به رهبرى سياسى خود بلوچها نهادينه نشده بود و کسى رفتار حکومتهاى خان خانى را به نقد نکشيده بود که به مردم بلوچ بګويد که رهبران جديد سياسى بلوچستان آګاه به اصول دموکراسى حقوق شهروندى و تشکيل دولت مردمى و حکومت قانون هستند و امکان و راه هاى ايجاد کار و سرمايه را براى تأسيس حکومت محلى نيز دارا هستند و به عقب بر نخواهند ګشت اما قانع کردن نسلى از بلوچها که در زمان حکومتهاى خان خانى و قاجار که در قحطى و فقر مطلق زيسته بودند کار آسانى نبود نسل جوان بلوچستان که حکومت هاى خان خانى را تجربه نکرده بود و از ديکتاتورى پهلوى و بعدأ از جمهورى اسلامى به ستوه آمده بود و تبعيض هاى نژادى و مذهبى را روزانه لمس ميکرد به اين نتيجه رسيده بود که بايد بر سرنوشت خود حاکم شود و از اين رو جنبشى تيزپا شکل ګرفت که در تضاد با نسل قديم بلوچ بود عامل ديګرى که مانع پيوستن مردم بلوچ به انقلاب بهمن 57 شمسى بود مذهب بود مردم بلوچ سنى مذهب هستند و رهبرى انقلاب ايران را روحانيان شيعه در اختيار داشتند در نتيجه مردم بلوچ از احزاب سياسى ايران مثل حزب توده فداييان خلق مجاهدين وجبهه ملى هشيار تر عمل کردند و دنباله رو آية اﷲ خمينى نشدند و رفراندوم جمهورى اسلامى را نيز مردود شناخته و در انقلاب اسلامى شرکت نکردند ولى انقلاب اسلامى بر آنها تحميل شد نيروهاى سياسى نسل جوان بلوچستان غربى متشکل از گروه کوچکى از دانشجويان بلوچ اخراج شده از دانشگاه ها در زمان شاه دانشجويان بلوچ و غير بلوچ دانش آموزان بلوچ و بعضى غير بلوچ و بعضى از روشنفکران بلوچ و غير بلوچ و اندکى از فعالان سياسى زمان شاه بود افراد نفوذى ساواک نيز براى کنترل و گزارش در باره فعاليهاى سياسى به اين نيروها پيوسته بودند و بعد از انقلاب افراد نفوذى ولايت فقيه و جمهورى اسلامى براى کنترل و گزارش بر عليه فعاليتهاى سياسى به صف جنبش فعالان سياسى بلوچ نيز پيوستند البته بايد از سازمانهاى سراسرى مانند سازمان چريهاى فدايى خلق مجاهدين پيکار راه کارګر نيز ياد کرد که به صف جنبش بلوچستان پيوسته بودند اګر کسانى از سازمانهاى سراسرى ايراد بګيرند صحبتهاى زيادى در اين باره شده و در اينجا در اين باره صحبت نخواهد شد قبل و بعد از انقلاب بلوچستان همچنان ساختار سنتى خودرا حفظ کرده بود تا امروز نيز ساختار سنتى و قبايلى بلوچستان هنوز با قدرت تمام بر بلوچستان حاکم است اګرچه از استحکام و شدت عمل آن کاسته شده است بنابر اين هر نوع جنبش سياسى در چهارچوب ديد قبيله اى و ساختار کنفدرات قبيله ها بايد حرکت ميکرد و چون مبارزه سياسى و جنبش ملى تشکيلات حزبى قوى مى طلبد بنابر اين سعى ميشد که تشکليات مدرن حزبى با تشکيلات کنفدراتى قبيله اى کنار بيآيد و نوعى همزيستى و الګوى جديدى در مبارزه بلوچستان به وجود آمد که متأثر از جامعه قبيله اى بلوچستان بود و بعضى از شيوه هاى مديريت حزبى در تضاد با عرف قبيله قرار ميګرفت و معمولأ ملحق شدن نيروهاى انقلابى به جنبش آزادى خواهى بلوچستان از روابط قبيله اى و خانواندګى متأثر شده بود به همين دليل ديده ميشد که اګر فردى از قبيله اى آګاهانه جذب مثلأ سازمان چريکهاى فدايى خلق شده بود بسيارى از اقوام اين فرد نيز جذب چريکهاى فدايى خلق ميشدند بدون آنکه اقوام اين فرد کمترين آګاهى سياسى تشکيلاتى و مديريت حزبى نسبت به آن سازمان داشته باشند و سازمانهاى سراسرى به آموزش سياسى توده بلوچ اعتقاد نداشته و به آن بها نميدادند و در نتيجه آګاهى سياسى أنهايى که جذب سازمانهاى سراسرى شده بودند در حد شنيده ها از سران سازمانهاى سراسرى و نشريه هاى آنها بود 22 بهمن 57 شمسى يعنى روز انقلاب نه تنها زندانيان سياسى بلوچ بلکه همه زندانيان بلوچ از زندانها آزاد شدند و بعضى از زندانيان غير سياسى که سابقه قتل و جنايت داشتند جذب نيروهاى فعال سياسى شدند و به همين دليل بعضى از گروه هاى سياسى در مقابل قبايل و طوايف که با زندانيان غير سياسى آزاد شده دشمنى داشتند قرار گرفتند و سپاه پاسداران و ولايت فقيه از اين تضاد بهره گرفت و اقدام به تشکيل بسيج عشايرى کرده و بعضى از عشاير را جذب سپاه و بسيج کرده و مسلح کرد که نهايتأ اين تضاد تبديل به ماشين سرکوب ولايت فقيه بر عليه سازمان هاى سياسى بلوچ و گروه هاى خودجوش محلى انقلابى شد محققان اجتماعى جامعه شناس و روانشناس سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و ولايت فقيه از وجود اختلافات قبيله اى و طوايف بلوچستان به دليل عشيرتى بودن جامعه بلوچستان آگاهى کامل داشتند و از اين اختلافات بين قبايل بلوچ نهايت سوء استفاده را کردند و هنوز از آن استفاده ميکنند و در عمل سياست امير کبيرى و رضاشاهى را ادامه دادند قاچاق مواد مخدر که به تازګى در کنترل مافياى سپاه پاسداران براى کمک به مجاهدين شيعه افغان و خصوصأ براى تأمين کمک مالى حزب اﷲ لبنان حزب دعوه عراق شوراى عالى انقلابى عراق و احزاب شيعه هزاره در حال نبرد با ارتش شوروى بودند در آمده بود به بعضى از اشرار بلوچ همکار سپاه معرفى شد که هدف از معرفى اين اشرار به قاچاق مواد مخدر به وجود آوردن بازار رقابت فروش مواد مخدر بين طوايف بلوچ و اشرار بلوچ بود زيرا استراتجى ولايت فقيه مطمئن بود و تضمين ميکرد که رقابت براى بدست آوردن و کنترل مشترى و بازار منطقه بين طوايف و اشرار بلوچ منجر به کشتار و زدخورد بين طوايف و اشرار متعلق به طوايف و قبيله هاى مختلف بر سر توزيع مواد مخدر و مشتريان خواهد شد و شکاف بين قبايل بلوچ را بيشتر کرده و جامعه بلوچستان را در شرايط سنت قبيله اى هزاران ساله نګهدارد و اشرار براى همکارى با رژيم با هم رقابت خواهند کرد و اين طرح ولايت فقيه يکى از موفقترين طرحها بود که تا به حال به اجرا گذاشته شده است زيرا نه تنها صدها نفر بلکه هزاران نفر و شايد بيشتر در اين زدوخورد هاا کشته شدند و بعضى از فعالان سياسى مخلص بلوچستان که تنها قرابت خانوادگى با طوايف و اشرار در حال محاربه داشتند نيز قربانى مقاصد شوم ولايت فقيه شدند و دشمنى قبايل بين همديگر به اوج رسيد که در اين هنگام بيشتر قبايل و طوايف بلوچ بر سر همکارى با رژريم باهم رقابت ميکردند و اين رقابت هنوز ادامه دارد زد و خوردهاى طوايف و اشرار بلوچ و کشت و کشتار بين طوايف بلوچ باعث شد که سپاه نيروى انتظامى و اداره اطلاعات به بعضى از اشرار تأمين قضايى بدهند و از آنها براى رسيدن به اهداف پليد خود در جهت سرکوب ملت بلوچ استفاده کند سازمانهاى فعال سياسى بلوچ به اين طرحهاى رژيم پى نبرده بودند و اګر پى برده بودند طرحى براى مقابله با آن نداشتند که طرح سپاه نيروى انتظامى اداره اطلاعات و در مجموع ولايت فقيه را خنثى کنند و با آن مقابله نکردند و در فرهنگ فعالان سياسى بلوچ مطالعه استراتجيک رقيب و دشمن و پيدا کردن راهکار وجود ندارد و طرح استراتجى و تاکتيک سياسى کوتاه مدت و دراز مدت بين فعالان سياسى بلوچ بى معنى بود و هنوز هم هست که ناشى از عدم تجربه مديريت سياسى حزبى سازمانى و آينده نګرى در جنبش بلوچستان غربى است جلوگيرى از تخريب چهره معنوى فعالان سياسى و جنبش بلوچستان و چهره سازمانهاى سياسى و جلوگيرى از خسارت معنوى و مادى و کنترل خسارت ناشى از تبليغات منحرف و گمراه کننده رقيب و دشمن براى فعالان سياسى بلوچ معنى ندارد و به همين دليل هيچ نوع راهکارى نه ارائه شد و نه در عمل به اجرا گذاشته شد و امروز نيز سازمانهاى فعال سياسى بلوچ در مقابل تخريب چهره احزاب و سازمانها و شخصيتهاى سياسى و فعال خود و استراتجى تخريب بلوچ و بلوچستان بدست ولايت فقيه و همکاران آن بى تفاوت هستند و سکوت ميکنند و يا براحتى از کنار آن ميگذرند که باعٽ ميشود فعاليتها و کيفيت فعاليتهاى آنها بى ارزش جلوه داده شود و جايگاه ارزش و اعتبار خودرا در بين مردم بلوچ افکار عمومى و افکار جهانى از دست بدهد و فقط در خيال خود اطمينان دارند که مردم خود به خود از فعاليتها و فداکاريهاى آنها قدردانى خواهند کرد و جنبش آزاديخواهى بلوچستان به پيش خواهد رفت ولى اين بى تفاوتى باعث خواهد شد که توده بلوچ هنوز به رهبرى سياسى جنبش آزادى خواهى بلوچستان اهميت ندهد و تا زمانى که اين بى تفاوتى بر جنبش آزادى خواهى بلوچستان حاکم باشد مردم بلوچ رهبرى آنها را قبول نخواهند کرد و در انتظار يک ناجى ديګر با کيفيت ديګرى خواهند بود بر خلاف احزاب سياسى بلوچ احزاب و سازمانهاى غربى و ملتهاى موفق کميته هاى فعال در رابطه با مقابله با سوء تبليغ و تخريب چهره احزاب و شخصيتهاى سياسى خود دارند و فعالانه جلوى خسارات معنوى و مادى را ميگيرند و در جهت اعاده حيٽيت حزب و شخصيت حزبى فعالانه عمل ميکنند زيرا شانس به قدرت رسيدن احزاب در گرو خوشنامى نيکو کارى و درستکارى و عارى از هرگونه شايعه پراکنى براى تخريب چهره احزاب و فعالان سياسى آنها است روان شناسى عوام و توده مردم براى ارائه طرحهاى مبارزاتى و تبليغاتى يکى از علومى است که احزاب غربى به آن بهاى زيادى ميدهند ولى در احزاب و سازمانهاى بلوچى ما چنين چيزى مورد تمسخر قرار ميگيرد و يا بعضى از فعلان سياسى ما از درک تأثير روانشناسى عوام و توده عاجز هستند حقوق فردى بلوچ بدون در نظر گرفتن خاستگاه فرد به عنوان يک انسان حقوق شهروندى بلوچ از جايگاه حقوق بشرى بدور از تعصبات طبقاتى عشيرتى و قبيله اى حقوق فرهنگى و اجتماعى حقوق توسعه ملى و قومى از طرف نيروهاى سياسى بلوچ در اوج مبارزات بعد از بهمن 57 به دست فراموشى سپرده شده بود و يا درک آن براى سازمانهاى عمدتأ چپ بلوچ بسيار مشکل بود و در نتيجه خود اين نيروهاى سياسى بلوچ به نفع سازمانهاى سراسرى ايران تحليل رفتند اندکى قبل از انقلاب ۱۹۷۹ ميلادى شايد بتوان گفت يک سال قبل از اين انقلاب جريانهاى سراسرى چپ سوسياليست و مارکسيست به دليل ماهيت غير مذهبى و سکولار خود موفق به جذب بيشترين فعالان سياسى بلوچستان غربى شدند زيرا بين جنبش بلوچستان و اين سازمانها تضاد ايدئولوژيک و مذهبى وجود نداشت تا حدى که بعد از انقلاب شوراى دانشگاه بلوچستان در زاهدان به دست نيروهاى چپ بود و بگفته بعضى ها بعد از دانشگاه تبريز دانشگاه بلوچستان در زاهدان دومين دانشگاه در ايران بود که به دست نيروهاى چپ تا زمان حمله به دانشگاه ها اداره ميشد سازمان مجاهدين خلق به دليل اعتقادات مذهبى خود و تضاد بنيادين شيعه و سنى و تکيه بر تبيين مذهب شيعه نتوانست به اندازه سازمانهاى سکولار و چپ جاى پايى باز کند تحولات سياسى بعد از انقلاب در بلوچستان غربى باعٽ شد که بعضى از طبقات اجتماعى و عشيره اى بلوچستان غربى سيادت و هژمونى خودرا تا اندازه اى از دست بدهند و آماج حملات نسنجيده بعضى از افراد بى مسؤليت و کم آگاه سياسى آن زمان قرار بگيرند و اين نوع برخوردها باعٽ شد که عوامل ارتجاع ولايت فقيه ابتکار عمل را به دست بگيرند و نفوذ و تسلط خود بربلوچستان را تقويت کنند و نقشه هاى خودرا که بر طرحهاى زمان شاه استوار بود تکميل کنند و شيوه هاى جديد علمى براى کنترل رفتار سياسى و اجتماعى بلوچهاى بعد از انقلاب به طرح خود اضافه کنند حملات نسنجيده و بدون هدف افراد بى مسؤليت و کم آگاه سياسى آن زمان فرصت گفتگو با رهبران طبقات اجتماعى و عشيره اى آن زمان را که در بلوچستان داراى نفوذ و قدرت بودند نداد و در نتيجه اهداف مشترک جنبش ل بلوچستان تعريف نشد وشکل نگرفت دخالت رهبرى سازمانهاى سراسرى ايران در فعاليتهاى جنبش بلوچستان و کنترل رهبرى اين جنبش از طرف سازمانهاى سراسرى نيز امکان تعريف اهداف همه گير و هويت طلب براى ملت بلوچ را نداد و بعضى از رهبران و مسئولين جنبش بلوچستان غربى به دليل عدم اعتماد بنفس نسبت به خود اجازه طراحى استراتجى و تاکتيک و ارائه تئورى مبارزاتى را نيز به خود نيمدادند و اگر کسى در ميان فعالان بلوچ پيدا ميشد که تئورى مبارزه استراتجى و تاکتيک براى ارتقاء هويت ملى بلوچ ميداد مورد تمسخر همرزمان خود قرار ميگرفت تحقير و طرد ميشد کيفيت مبارزات سياسى بلوچستان غربى به دليل حضور بعضى از افراد کم آگاه به سياست که يک شبه به لطف انقلاب فعال سياسى چپ و راست و مذهبى شده بودند پايين بود ولى کميت آن نسبت جمعيت کم بلوچستان بالا بود در عين حال مشکل اساسى و شکست جنبش سياسى بلوچستان غربى بعد از انقلاب وابستگى شديد آن به جريانات سياسى سراسرى ايران بود اگرچه بعضى شکست جنبش بلوچستان را به دست ولايت فقيه قبول نميکنند و سازمانهاى چند نفرى خارج از کشور را ادامه همان جنبش ميدانند ولى آنچه که روشن است عدم حضور و فعاليت اين جنبش در داخل ايران است که البته جنبش مقاومت مردمى ايران از اين قاعده مٽتسنى است زيرا اين جنبشى نوپا و رهبران سياسى آن افرادى هستند که در زمان انقلاب و يا بعد از انقلاب متولد شده اند تنها وابستگى سياسى جنبش بلوچستان غربى به سازمانهاى سراسرى عامل شکست آنها نبود بلکه مجموعه اى از عوامل نظير عدم تصميم گيرى و نبود استراتجى و تاکتيکهاى مبارزاتى در منطقه کمبود آگاهى سياسى و نبود مطالب سياسى علمى کمبود و يا نبود مديريت سياسى حزبى مديريت اجتماعى و فرهنگى و عدم شناخت از مطالبات ملى قومى و کم بها دادن به هويت ملى قومى اقتصادى و فقر سياسى همه جانبه جنبش بلوچستان غربى به اغتشاش و از هم پاشيدگى جنبش اوليه آن کمک کرد ساختار سياسى و اجرايى سازمانهاى سياسى سراسرى نظير فداييان خلق مجاهدين خلق حزب توده و پيکار و راه کارګر که الګوى جنبش آزاديخواهى بلوچستان بود ساختارهايى شديدأ متمرکز بودند که از شوروى سابق چين آلبانى و امريکايى لاتين کپى شده بودند و همه تصميم هاى استراتجيک و تاکتيکى در مرکز گرفته ميشد چه اين مرکز در تهران بوده باشد و چه در مسکو چه پکن و چه در لندن همه اين تصميم ها حتى اگر با شرايط سياسى و اجتماعى منطقه سازگارى نداشت قابل اجرا در مناطق اقليت نشين و خصوصأ بلوچستان بودند و نمايندګان اين سازمانها در بلوچستان با جان و دل آن را قبول کرده و اجرا ميکردند و هر نوع تاکتيکى که با تاکتيکهاى ديکته شده از مرکز سازمان هاى سراسرى در رقابت بود محکوم به شکست و غير قابل اجرا بود اين نوع تمرکز قدرت و تصميم گيرى يکى از بزرگترين ضربه ها را به جنبش بلوچستان وارد آورد و باعٽ از هم پاشيدگى آنها شد و ابتکار عمل سياسى و راهبردى را به خمينى و وابستگان او داد و تأٽير جانبى شکست اين سازمانهاى سراسرى شکست جنبش بلوچستان بود چونکه اهداف سازمانهاى سياسى سراسرى تعريف شده و مشخص بود تصميم گيرى در باره استراتجى و تاکتيک مبارزاتى را بايد به عهده رهبران منطقه اى و محلى ميگذاشتند که بر اساس شرايط منطقه استراتژى و تاکتيک تعيين کنند زيرا تاکتيکهاى ولايت فقيه بسيار ديناميک بود و هر لحظه بر اساس شرايط منطقه تعريف و تعويض و تعديل ميشد تنها سازمانهاى منطقه اى که بيشتر از بقيه با وجود فشارهاى روزافزون

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/chalesh_jonbesh_azadi.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • نوروز باستانى مبارک باد
    به ویژه به ملت بلوچ ملتهاى ايران تبریک گفته و امیدواریم که عيد نوروزهاى دیگرى را همراه با حاکميت ملى بلوچ و ديګر ملتهاى ايران آزادی و دمکراسی و فدراليسم مشروط در ایران و رفع ستم ملی در بلوچستان و

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/nourouz2010.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • بلوچستان در گذر زمان  قسمت نوزده
    به دو سه متر برسد یک جوی اب جاری میشود ولی فقط خاشیه کوچکی قابل کشت زرع میباشد چون طرف شمالی ان شوره زار است جنوب تپه ریگ ودر همین خاشیه ابادی های بنام مند باغ نیل وگورک اخمد اباد واذراباد بوجود امده ونقط قابل توجه این است این کاریزها هر ده دوازده سال باید عوض بشود وکاریز دیگری بموازات ان در چند متری باید کشیده بشود چون پس از گذشت چند سال بر روی اب کاریز یک قشر چربی مثل روغن بر روی اب ظاهر میشود واب کاریزدیگرقابل اشامیدن وزراعت نمیشود ولی با تغیر جای ان دوباره اب شیرن به اندازه کافی برای مدتها جریان پیدا میکند ومردم بزراعت مختصر خود ادامه میدهند چون مانند جنگل چاه هاشم دارای زمینهای وسیع ومساعدی نمیباشد وبلوچها مثلی دارند میگویند انجائیکه اب هست زمین نیست وانجائیکه زمین هست اب نیست بهر صورت این چربی شبیه گازائیل است وبدون شک در این نقطه ذحایر عظیمی از نفت وجود دارد البته من مهندس زمین شناسی وکارشناس نفتی نیستم ولی چیزی که عیان است باید باور کرد این موارد نقل قول نیستند مشهودات خود م میباشد که من بارها در مند مهمان مرحوم عبدل ناروئی فرزندولی خان سرپرست ناروئیهای این منطقه بوده ام واین هم مختصری از موقعیت مناطق نامبرده وساکناه گذشته وفعلی ان خلاصه دوست محمد خان در مسیر راهش بعد از جنگل چاه هاشم وارد باقر اباد میشود که در انجا شیرمحمد فرزند باقر ناروئی سکونت داشته وشبی هم مهمان شیر محمد میشود شیر محمد هم یکی دیگر از شتر دار های معروف ان زمان بوده که گویا بیش از هزار شتر داشته یاداوری میکنم درخاشیه جنوبی جاز موریان که منطقه چاه اسخاق وجنگل چاه هاشم ومنطقه باقراباد ومند گورک باغ نیل واقع شده است پوشیده از درخت کهورگز وتاگ و بوطه ای بنام شور میباشد این بوطه به بلندی یکمترشاید بیشتر در سطخ بسیار وسیعی در این منطقه سبز میشود شور یکی از بهترین ومقوی ترین خوراک شتر میباشد که در این حدود بخد وفور میروید وصاحبان شتر در این منطقه اختیاجی بتهیه خوراک شتر در طول سال ندارند وبهمین سبب است بزرگترین شتر داران بلوچستان دراین منطقه بسر برده ومیبرند وحالا که از شیر محمد ناروئی نامی بردیم بازماندگان او را بدانیم فرزند ارشد او بنام حاجی ولی محمد است وکوچکتر بنام اسا حاجی ولی محمد هم یکی از بزرگترین شترداران منطقه در زمان خودبوده و نام یکی از پسران مرحوم حاجی ولی محمد امان الله است وفرزند اسا ناروئی بنام میرزا بوده داماد غلام حسین خان بامری نامبرده در یک درگیری توسط مزدوران رژیم ملایان کشته میشود این هم از اقایان درا بامری وشیر محمد ناروئی وبازماندگان انها حلاصه طبق گفته شاهدان عینی که در جلسه ملاقات دوست محمد خان وضرغام شرکت داشته اند پسرعموهای سردار محمد خان میباشند که در ان مسافرت وی را همراهی میکنند بنامهای اقایان مرحوم لطف علی خان حاکم مد مچ ومحمد علی خان حاکم محتاراباد وچاکر خان نامبردگان فرزندان سردار عبدالله خان شیرانزهی هستند شرخ این رویداد را من از مشهودات انها نقل قول میکنم ضمناپس از درگذشت هوت عبدالنبی تمام سرمایه اش بفرزندش بنام کرمشاه منتقل میشود این هم ازهوت عبدالنبی بهرجهت چاکرخان که بیشترین طرف مصاحبه من بوده میگوید تنها نتیجه مثبت این مسافرت این بود که پس از دوسال دادن نصف مالیات فنوج پشته به دوست محمد خان در همین ملاقات دوست محمد خان میگوید از این پس من از بنت فنوج مالیات ودهیکی لازم ندارم تنها در صورت لزوم از نظر نظامی بمن کمک بکنید که پیشنهاد وی با استقبال سردار محمد خان روبرو میشود وهم باعث خوشخالی ضرغام میشود وبگفته چاکر خان که من قبلا هم نامبرده را گنجینه ای از تاریخ بلوچستان معرفی کرده بودم میگوید حدود یک سال پس از این ملاقات بود که جنگ دوست محمد خان با رضاشاه اغاز میشود اینک به اصل مطلب بر میگردیم وان نا رضایتی دولت انگلیس بود زمانیکه از برگرداندن شترها مایوس میشود با دولت ایران شروع مکاتبه و مذاکره مینماید وهم التیماتم میدهد که اگر برای سرکوب دوستمحمد خان اقدام نکند دولت انگلیس وارد عمل میشود وبلوچستان غربی را ضمیمه خاک خود مینماید وهم یاد اور میشوند افراد مسلخ دوست محمد خان دارای انگیزه سیاسی نیستند وهم اموزش نظامی ندارند تعدادی افراد مسلخ هستند که توان مقابله در برابر یک لشکر منظم را ندارند وهم اطمنان میدهد که اکثر سران طوایف بلوچستان قلبا با دوست محمد خان همراه نیستند وبا ورد قوای دولتی بمنطقه حاضر بهمکاری خواهند شد که متائسفانه پیش بینی مامورین انگلیسی درست از اب در میاید وهم مامورین انگلیسی تعهد میسپارند که در صورت نیازنیروهای انگلیسی مستقر در بلوچستان شرقی بکمک ارتش ایران خواهد شتافت بهر جهت رضاشاه با پشتیبانی سیاسی ونظامی وهم اطلاعاتی دولت انگلیس تصمیم بلشکر کشی ببلوچستان را میگیرد وبلشکر خراسان ولشکر کرمان فرمان جنگ را صادر میکند وفرماندهی دولشکر را بعهده سر لشکر امان الله جهانبانی میگذارد وبا اختیاط دولشکر بسوی بلوچستان بخرکت در میایند ودر این لشکر کشی چندین عراده توپ وچند پروند هواپیمای شکاری وجود داشته لشکر خراسان اول وارد نیمروز میشود که بعداز اشغال بلوچستان بود منطقه نیمروز بنام سیستان خوانده میشود لشکر خراسان پس از مدتی توقف واستراخت در سیستان فعلی بطرف زاهدان کنونی خرکت میکند وسپس بقصد تمرکز در شهر خاش که هدف اصلی میباشد چون در نظر دارند در انجا ستاد عملیاتی را تشکیل بدهند واول با سران منطقه سرحد وارد مذاکره بشوند وانها را راضی بهمکاری بنمایند حلاصه لشکر شرق وارد خاش میشود ولشکر کرمان وارد بم وبا هم در تماس هستند که همزمان عملیات را اغاز بکنند سرلشکر جهانبانی دستور دارد اول با دوست محمد خان وارد مذاکره بشود تا شاید وی بدون جنگ درگیری تسلیم بشود اولین اقدام جهانبانی بر قرار نمودن تماس با سران طایفه سرحد است واولین سرداری که حاضر بهمکاری میشود سردار عیدو خان ریگی است ومتعاقب ان سایر سران سرحد یکی بعد از دیگر همکاری خود را با دولت رضاشاه اعلام میکنند که در رائس انها سردار جما خان اسماعیل زهی وسردار جیند خان یار محمد زهی قرار دارند وهم کردهای ساکن خاش بخاطرقتل برادر شاه جهان وچند نفر دیگراز طایفه کرد که بدستور نوشیروان کشته میشوند قبلا مخالف وخونی باطایفه بارانزهی بوده اند بدین جهت ازنیروهای دولتی استقبال

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/baloch_dar_gozar_19.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • اطلاعیه جدید جنبش در مورد عملیات
    کردند و دهها تن دیگر را مجروح نمودند در این عملیات مبارزان جندالله با تعداد کم نیروهای سپاه پاسداران بیش از هزار نفر و با بیش از دویست خودروی نظامی بودند را مجبور به عقب نشینی کردند و در این درگیری فقط یک تن از مبارزان دچار جراحاتی سطحی شده و دیگر مبارزان پس از عملیات با صحت و سلامت به پایگاههای خود در کوههای بلوچستان بازگشتند سپاه پاسداران که از حمله ناگهانی مبارزان خشمگین شده بود و عقل و حواس خود را از دست داده برای مخفی کردن رسوائی و ذلت خود به دروغ روی آورده است تا شاید بر ضعف و زبونی و رسوائی خود پرده نهد و به دروغ ادعا کرده است چند تن از اعضای جنبش و از جمله شخصی به نام برکت زامرانی از اعضای جنبش و هدایت کننده عملیات استشهادی پیشین سرباز را به شهادت رسانده اند در صورتیکه چنین فردی عضو جنبش نبوده و ارتباطی با جنبش نداشته است بلکه گزارشهای محلی حکایت دارد که برکت زامرانی یک روز قبل از عملیات مبارزان در بمب پشت و روز سه شنبه در یک درگیری جداگانه در منطقه کافه بلوچی سرباز کشته شده است و این فرد اصلا پاکستانی بوده و از منطقه زامران پاکستان می باشد و هیچ ارتباطی با جنبش نداشته است که هیچ اصلا ایرانی نیست اما رژیم به دروغ وی را عضو جنبش و هدایت کننده عملیات سرباز معرفی کرده است تا شاید بتواند با دروغ مردم را بفریبد مبارزان جنبش پس از عملیات موفق خود علیه سپاه پاسداران با صحت و سلامت به پایگاههای جنبش در کوههای بلوچستان بازگشته اند و اخبار متشر شده توسط رژیم کاملا دروغ و فقط برای مخفی کردن ضعف و ناتوانی اش می باشد که با این همه نیرو چگونه چنین ضربه سنگینی خورده است سپاه پاسداران و رژیم ولایت فقیه بداند که فرزندان بلوچستان

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/jond_March_20_2010.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive



  •