archive-org.com » ORG » B » BALOCHUNITEDFRONT.ORG

Total: 373

Choose link from "Titles, links and description words view":

Or switch to "Titles and links view".
  • گزارش برگزاري مجمع عمومي كنگره م
    فراهم آوردن امكان شركت تمامي پيكره سازماني كنگره با بهره گيري از خلاقيت ها و انرژي كليه اعضاء از بزرگ و كوچك در پيشبرد اهداف مشترك بود به دنبال بحث و بررسي همه جانبه طرحي مبتني بر يك سري تغييرات ساختاري مهم كه برآورنده نظر نمايندگان مجمع عمومي و در جهت نيل به مقصود بود به تصويب رسيد طبق اين تغييرات مصوبه از اين به بعد مجمع عمومي يك شوراي مركزي مركب از نه نفر را براي سياستگزاري و هدايت عملي كنگره تا مجمع بعدي انتخاب ميكند شوراي مركزي نيز به نوبه خود هيئت اجرايي و سخنگوي كنگره را از ميان خود برميگزيند از سويي اعضاي كنگره برمبناي حضور بيشتر در سازمانهاي كشوري از حق داشتن نمايندگان بيشتري در مجمع عموي سالانه برخوردار خواهند بود در ادامه كار مجمع عمومي 9 نفر به عنوان عضو اصلي شوراي مركزي به شرح زير انتخاب شدند جمشيد اميري جبهه متحد بلوچستان جمهوريخواه فرامرز بختياري اتحاد بختياري و لرستان رحيم بندوئي حزب مردم بلوچستان ناهيد بهمني حزب كومله كردستان ايران شاهو حسيني حزب دموكرات كردستان ايران هدايت سلطانزاده جنبش فدرال دموكرات آذربايجان عدنان سلمان حزب همبستگي دموكراتيك احواز افراسياب شكفته سازمان مردمي كرمانج ضياء صدرالاشرافي كانون فرهنگي آذربايجان دو نفر از اعضاي كنگره آقايان محمد زين الديني و محمد نظرلي به عنوان اعضاي علي البدل شوراي مركزي انتخاب شدند در بخش مربوط به مسئله بررسي عضويت ها حزب دموكرات آذربايجان جنوبي به عنوان عضو مهمان پذيرفته شد و جنبش فدرال دموكرات آذربايجان كه مدتي از عضويت در كنگره كناره گيري كرده بود به دنبال تصويب كنگره سالانه اين جنبش در تابستان گذشته به عضويت كنگره بازگشت نمود در اين مورد هيئت رئيسه مجمع عمومي كنگره با اشاره به اين واقعيت كه جنبش فدرال دموكرات آذربايجان يكي از مٶسسين اوليه كنگره مليتهاي ايران فدرال بوده و در دوران كناره گيري از عضويت رسمي كنگره نيز

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/kngreh_anuual_meeting.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive


  • طایفه برهان زهی و تصرف قلعه ناصر
    مادر غلام حسین خان دختر شهدوست خان بامری است وقتی که ایشان برمی گردد از ماجرای زندانی کردن آن سردار او را با خبر می سازند پس از وقوع این ماجرا غلام حسین خان دستور بسیج عمومی می دهد و اعلام می کند که دیگر زندگی برای ما غیر قابل تحمل است چون کار به جایی رسیده است که قاجار با زور و قدرت نظامی اش می خواهد زن بلوچ بگیرد از این زندگی مرگ بهتر است و تعدادی از مردان زبده خود را جمع کرده و قلعه را محاصره می کنند و با اتخاذ تاکتیکی جنگی که کاربرد آن نتیجه مطلوب را هم که هما ناپیروزی بر قوای قاجار و تصرف قلعه بوده است به دنبال داشته می گویند نیرو ها را به دو گروه تقسیم کرده اند یک گروه به سرکردگی سردار غلام حسین خان فرزند جنگی خان که بین بغدانی و سوراب ریگی است که معروف به ریگ لپیکان می باشد آنجا را بعنوان سنگر انتخاب نموده و مستقر می شوند دسته دوم به سرکردگی برادر کوچکتر غلام حسین خان بنام مندوست خان که خود طراح این تاکتیک بوده است روانه چاه جمال می شوند زیرا در این موقع قلعه ایرانشهر بوسیله یک توپ خمپاره و دو خدمه اصلی و چند نفرمحافظ حفاظت می شده است بدین ترتیب طبق گزارش هایی که آنان کسب کرده بودند یکی از خدمه های اصلی توپ به مرخصی ولایت خویش به کرمان رفته است و فقط یک خدمه مسئول توپ که کاربرد آن را بلد بوده است حاضر بوده و بقیه هم که کاربرد آنرا نمی دانسته اند از این موقعیت مناسب بهترین استفاده را نموده است بنابراین گروهی بسمت شمال ایرانشهر حرکت می کنند وبه قصد و اراده از پای در آوردن خدمه توپ انداز می روند چون قرار بر این بوده است که افراد مستقر در جنوب ایرانشهر در یک لپیکان بسرکردگی غلام حسین خان به تیراندازی بصورت تک هزار چند مدتی بپردازند تا نیرو های مستقر حواس شان متوجه گروه جنوب باشد تا آن هنگامی که گروه دوم که به قصد تصرف توپ و تسلیم ویا کشتن افراد مستقر در آنجا به هدف خود نرسیده اند اقدام به پیشروی به سمت قلعه نکنند جنگی سخت درمی گیرد نیروهای مستقر در قلعه بیشتر تلاش خود را صرف افراد جنوب می نمایند سرانجام در یک حمله غافلگیرانه نیروهای افرادی که بسرکردگی مندوست خان از سمت شمال هجوم آورده بودند موف ق می شوند خدمه اصلی توپ را که مشغول انداختن توپ به سمت افراد در جنوب بوده است از پای در می آورند و بدین ترتیب عملا توپ را از کار می اندازند و افراد موجود در آنجا را شکست می دهند و به سمت قلعه حمله ور می شوند بنابراین براساس قراردادی که بین گروه او ل بوده است مبنی براینکه به محض از صدا افتادن توپ که به منزله تصرف قلعه است حمله موفقیت آمیز گروه او ل از جنوب همزمان گروه شمال به سمت قلعه حرکت می کنند که هر دو گروه به سمت قلعه در یک زمان حمله می آورند و در یک جنگ نابرابر که بین تعداد اندکی از برهانزهی ها و مامورین نظامی مستقر در قلعه انجام می گیرد با یک تاکتیک دقیق و حساب شده وبا رشادت های بی شائبه خویش با کشتن تعداد زیادی از افراد نظامی داخل قلعه بقیه افراد نظامی فرصت را غنیمت شمرده به سمت کرمان فرار می کنند وقتی که قلعه را بطور کامل تصرف می کنند و اطمینان حاصل می نمایند که نیروهای نظامی به سمت کرمان رفته اند یکی از افراد با تدبیر را به نام کهور آفرین که تا همین اواخر زنده بوده است به سرباز می فرستند ایشان خان بارکزایی را از فتح قلعه با خبر می سازد و وادار به بازگشت به ایرانشهر می نمایند وقتی که کهور آفرین به سرباز می رود و موضوع فتح قلعه و تصرف آن را به خان بارکزایی گزارش می دهد بهرام خان باور نمی کند و در جواب کهور آفرین می گوید قاجاریان سپاهیان زیادی دارند و همچنین تجهیزات نظامی قابل توجهی چگونه امکان دارد که چند نفر برهانزهی قلعه به این مهمی و استحکامی را فتح کرده باشند به هر حال باور کردن این گزارش برایش مشکل می شود چاره اندیشی و تدبیر کهور آفرین باعث می شود که ایشان این خبر و گزارش مذکور را بپذیرد واین ذهنیت را که شاید در این ترفندی باشد از فکر واندیشه اش محو می شود که هیچ نوع تبانی بین قاجاریه و طایفه برهانزهی صورت نگرفته است بنابراین بهرام خان بارکزایی با افرادش با احتیاط به سمت ایرانشهر حرکت می کنند نیروهای نظامی بهرام خان به اتفاق کهور آفرین در بازگشت به سمت ایرانشهر در بیست کیلومتری آن جایی که هم اکنون به پل چمنی معروف است در حاشیه کوهستانها قرار دارد و منتهی الیه دشت سرکهوران می باشد اردو می زنند تا کاملا از قضیه تصرف قلعه اطمینان حاصل نموده و سپس به قلعه بازگردند آنگاه به پیام رسان طایفه برهانزهی ها کهور آفرین پیشنهاد می کنند چنانچه تصرف و فتح قلعه صحیح است سردار طایفه برهانزهی ها نیز غلام حسین خان شخصا گفته شود ایشان بیاید تا با هم مذاکره نماییم خان می خواسته است انگیزه این کار سردار غلام حسین خان و طایفه اش را بداند و ضمن قراردادی دراز مدت در مقابل این خدمت طایفه برهانزهی ها با آنها منعقد نماید پیام رسان آفرین به ایرانشهر می رود و غلام حسین خان را از ماجرا با خبر می سازد و موضوع را گزارش می دهد که خان برکزایی از تصرف قلعه دچار تردید شده است و شما را خواسته است برای مذاکره پیش ایشان بروید و در ضمن او را اطمینان کامل بدهید و انگیزه خویش را بیان نمایید تا ایشان از آمدن به ایرانشهر امتناع ننمایند بنابراین غلام حسین خان با شماری از مردان طایفه اش با سرنا ودهل نظامی شادی کنان به شاه آپ مقر خان بارکزایی می روند و واقعه را باز گویی می نمایند آنگاه در بازگشت به سمت ایرانشهر اردوی نظامی خان بارکزایی و طایفه برهانزهی شادی کنان با طبل و کرنای بسوی ایرانشهر بازمی گردند بدین ترتیب غلام حسین خان قلعه را در اختیار ایشان قرار می

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/ayoub_caputure.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • خواننده  گرامی
    ارتجاعی اسلامی و روحیات و علائق راست افراطی سلطنتی بمثابه آلترناتیو مقابل آن کشاندند هیچگونه شرایط و امکانات علنی و غیرعلنی و حتی گروهی از نسل جوان که از چنبره این کشمکش ارتجاعی برای بازسازی اسلامی سلطنتی جامعه مبرا بماند باقی نماند هر دو نیروی ارتجاعی وسیعا به ساختن فرهنگ دوری ازمبارزه نفرت پراکنی علیه مسئولیت اجتماعی و نفی کاروتلاش نسل گذشته پرداخته سیاست لعن و نفرین انقلابی گری قطع رابطه با تاریخ انقلاب بهمن و پناه بردن به مخدرهای ارتجاعی نظیر شوهای فرستنده های تلویزیونی فارسی از خارج مواد مخدر هنر و ادبیات اسلامی عرفانی مراسمهای مذهبی و نظایر آن تار و پود جامعه را فرا گرفت به این فضای غیر قابل تحمل برپایی مصاحبه های تلویزیونی هر روزه از توابان و له شده گان در زیر شکنجه های ضد بشری را اضافه کنیم در این صورت وضعیت فرهنگی ارتجاعی آشکارتر میگردد با پایان کشتار هزاران نفر از دانشجویان و دانش آموزان از اواسط سال 1361 بتدریج دانشگاههای کشور شروع به کار کرد رژیم اسلامی با ایجاد نظام سرکوب و کنترل گسترده ورود به دانشگاهها را برای نسل جدید به جهنمی غیرقابل تحمل مبدل ساخت چندین نهاد سرکوب و تحمیق در رأس آن دفتر نماینده گی سران روحانی رژیم دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه نهادهای گزینش و بسیج و بازجویی و حراست و بخشهای متعدد تسویه و کنترل دانشجویان و استادان بوجود آمدند تحصیل در دانشگاههای اسلامی تحت شرایط فقدان نسل مبارز سهیم در انقلاب بهمن در کشوری که بر آن گرد شکست و ناامیدی پاشیده شده زیر سم گله های وحشی حزب الله نعره های جنگ جنگ تا پیروزی و منافق مسلح اعدام باید گردد میلرزید از سال 61 به بعد آغاز گردید این آن مقطعی است که دانشجو بصورت یک نیروی اجتماعی از نو تحت شرایط ترور و شکست و فقدان هرچشم اندازی برای جامعه شکل میگیرد شکست انقلاب بهمن به تخطئه فرهنگ مبارزه انقلابی و رواج انحلال طلبی در صفوف اپوزیسیون قانونی و غیر قانونی وسیعا دامن زده ترویج نظریات ضد کمونیستی و ترجمه وانتشارگسترده آثار ضد انقلابی را برای ارضاء نیازهای شرایط نفی ضرورت مبارزه تسهیل ساخت بازار کتاب و مجلات علنی در پناه حمایت یک رژیم ترور به محیط کشف نواقص ادعایی مارکسیسم مبدل شده آثار ضد لنینی در رأس کتب علنی مارکسیستی قرارگرفت نویسنده گان و مترجمان توابین سیاسی اکثریتی ها و توده ای های ادغام شده در رژیم اسلامی به تجزیه و تحلیل فلسفی این یا آن دیدگاه مارکسیستی متوسل شده شکست انقلاب در نتیجه درنده خویی طبقه سرمایه دار را که در مقابل چشمان آنها و با همکاری فعالانه خود آنها تحمیل شده بود متوجه لنین ومارکس ساختند رواج دیدگاههای کائوتسکی برنشتاین تروتسکی و حتی تحریف محتوای آثار مارکس انگلس روزا لوگزامبورگ و گرامشی همه و همه برای حذف مارکسیسم لنینیسم جایگزینی سازش با وضع موجود بجای مبارزه متشکل علیه آن رواج یافت نشریات روشنفکری چاپ داخل و خارج بعد از سلطه شرایط دهه 60 از مضمون و محتوای بالا انباشته شدند چنین نویسنده گان و مبلغینی که عوامفریبانه دست به کشف دوباره سوسیال دموکراسی میزدند به مخاطبین خود اما توضیح نمی دادند که چرا نمی توان در شرایط ایران یک حزب سوسیال دموکرات بر اساس نظریات برنشتین و کائوتسکی ایجاد کرده در مقابل ترور روزمره مردم مقاومت کرد ادعاهای سوسیال دموکراتیک آنها نه از نقد مارکسیسم لنینیسم و شناخت روشهای مؤثرتر مبارزه بلکه از نیازهای اجتماعی طبقات میانی در توجیه سازش با شرایط حاکم تنها گذاشتن مردم و ترک هر گونه مبارزه متشکل ناشی میگشت غلبه مشی سیاسی انحلال طلبی در صفوف نیروهای چپ اپوزیسیون کمتر از عناصر و جریانات چپ قانونی نبوده چه بسا از غلظت بیشتری برخوردار بود در این میان سه گرایش اصلی در پیدایش جنبش انحلال طلبی در اپوزیسیون چپ قابل مشاهده و تشریح مختصر هر یک نشان خواهد داد جنبش جدید دانشجویی در آغاز تکوین خود از چه محدودیتهای بزرگی رنج میبرد این سه گرایش به تغییر و تحولات در درون سازمان چریکهای فدایی خلق ایران اقلیت جریانات طیف موسوم به خط 3 عناصری از سازمان پیکار سازمان کومه له گروه اتحاد مبارزان کمونیست سهند و جریان راه کارگر میتوان نام برد با آغاز ترورهای گسترده رژیم اسلامی از 30 خرداد سال 60 بخشی از عناصر فرصت طلب که در موقعیت اعضاء و کادرهای سازمانهای چپ قرار داشتند به روشهای انحلال طلبانه برای شانه خالی کردن از مقاومت و حفظ روابط تشکیلاتی روی آوردند اگر از جناحها و افرادی که پس از تحمل ضربات پلیسی و تحت شکنجه به مبارزه پشت کردند صرفنظر کنیم در اینصورت باید به سراغ عناصر و گرایشهای فعال در جامعه رفته به برخی از آنها اشاره کنیم انحلال طلبی در سازمان چریکهای فدایی خلق ایران اقلیت با ظهور گرایشات منتقد کمیته مرکزی فعال گردید اتخاذ مشی مقاومت مسلحانه و تشکیل جوخه های رزمی که بخش بزرگی از تشکیلات قادر به پذیرش و عمل به آن نبودند کشمکشهای درونی را شدت داده گروهی از اعضاء 5 نفر تحت عنوان متسعفیون در روزهای برگذاری کنگره اول در آذر ماه 60 درتهران از سازمان فاصله گرفتند این گروه در نقد تاکتیکهای سیاسی نادرست بی چشم انداز و غیر عملی جناح غالب جناح رفیق هادی همراه با آن گرایش فرصت طلب و ظاهرا رادیکال عباس توکل به میزانی حقانیت داشته اما قادر به ارائه هیچگونه راه حل عملی برای ادامه فعالیت و حفظ سازمان در داخل نگشت از این رو به انحلال طلبی آشکار غلطیده عملا به نفی حضور فعال سازمان در متن تحولات سیاسی رسیده تنها راه را ترک عرصه عمل و خروج از کشور یافت گرایش دیگری با پوشش سوسیالیسم در اوائل سال 61 از سازمان جدا شد که ظاهرا به فعالیت کارگری معتقد بوده حفظ وایجاد تشکهای شورایی را مضمون سیاست سازماندهی کارگری قرار میداد این گرایش موسوم به گرایش سوسیالیستی و یا الف رحیم که در منگنه دیدگاهها و متدولوژی روشنفکری آکادمیک اسیر بود عملا جز قطع فعالیتهای سازمان فدایی و تأسیس گروههای مطالعاتی آلترناتیو دیگری برای عرضه نداشت سومین گرایش انحلال طلب در سازمان فدایی گرایشی نزدیک به سازمان مجاهدین تحت رهبری عضوی از کمیته مرکزی مهدی سامع بدترین و ارتجاعی ترین راه حل ممکن را در برابر سازمان قرار داد این گرایش خواهان ورود به شورای ملی مقاومت که ائتلافی از سازمان مجاهدین بنی صدر و برخی گروهها و عناصر کوچک و پراکنده بود گردید جناح فوق یک گرایش افراطی انحلال طلب که استقلال سیاسی تشکیلاتی سازمان کمونیستی را نفی کرده خواهان ادغام آن در یک جریان ارتجاعی با هدف تأسیس یک رژیم مذهبی دیگر بود صرفنظر از اینکه این ائتلاف بورژوایی تحت بهترین شرایط هم قادر به جلب اعتماد مردم و تغییر اوضاع نبود این جریان پس از ناکامی در تحقق هدف ضد انقلابی خود در اوائل سال 62 از سازمان جدا شده به شورای ملی مقاومت مجاهدین پیوست تشدید شرایط سرکوب در کشور بازهم به دامن زدن به اختلافات داخلی منجر شده به پیدایش دسته بندی های جدید در سازمان فدایی اقلیت منجر گردید ادامه این روند از درگیری مسلحانه 4 بهمن سال 64 و انحلال کامل سازمان از سوی دسته جات درونی آن سر در آورد فعالیت گیاهی محافل شکل گرفته ناشی از انشعابات سازمان پس از سال 64 چیزی جز ادامه انحلال طلبی بمنظور ممانعت از ایجاد تشکل مجدد در طیف نیروهای این سازمان نیست این نشان میدهد انحلال طلبی بمثابه تئوری و پراتیک اقشار میانی و اشرافیت کارگری ادغام شده در سازمان کمونیستی و در شرایط شکست انقلاب بهمن تا چه میزان در حفظ شرایط پراکنده گی کنونی ذینفع است غلبه انحلال طلبی بر تئوری و پراتیک سازمان چریکهای فدایی خلق ایران اقلیت بدون تردید یک عامل جدی در تخریب پروسه پیدایش نسل جدید دانشجویان مبارز محسوب میگردد رشد و قدرت گیری انحلال طلبی در سازمان کومله و گرایش نزدیک به آن اتحاد مبارزان کمونیست سهند همچنین عناصر باقیمانده از سازمانهای پیکار و رزمنده گان به یک اتحاد بوروکراتیک ضد شوروی ضدفدایی و تا نفی کامل مارکسیسم لنینیسم پیشروی کرد این ائتلاف خرده بورژوایی محض که بر خود نام حزب کمونیست ایران نهاد شهریور63 بعد از یک سال به یک درگیری مسلحانه سراسری و بسیار پرخسارت با حزب دموکرات کردستان کشیده شد جریانی که خود را حزب طبقه کارگر نامیده کمترین اعتنایی به تاریخ پیدایش و رشد چپ انقلابی در جامعه نداشته خود اساسا تاریخ مشترکی با آن نداشت قادر به ایجاد حداقلی از مناسبات متعارف با حزب دموکرات نشده به روش چندین بار تکرار شده دامن زدن به خصومتهای درون اپوزیسیون غلطید 2 حزب کمونیست ایران بخش بزرگی از ادبیات سیاسی خود را صرف رواج رفرمیسم نفی انقلابیگری ایجاد تردید درحقانیت مبارزه مسلحانه در کردستان و عاقبت ختم آن نمود این جریان بخشی از تبلیغات بشدت تحریف آمیز و ناسالم روزمره را به لجن مال کردن مبارزات نسل گذشته و سازمان چریکهای فدایی خلق ایران اختصاص داده در جامعه روح محافظه کاری پشیمانی و احساس گناه و بدهکاری و پناه بردن به طرح درخواستهای ناچیز صنفی را گسترش داد در کشوری که حدت بحرانهای سیاسی اجتماعی آن به جنگ و کشتارهای همگانی منجر شده بود جریان حزب کمونیست با بی پرنسپی تمام همه فداکاریها و تلاشهای نسل مبارز گذشته را تحت عناوین جعلی و دلبخواهی نظیر چپ سنتی سوسیالیسم خلقی و پوپولیسم تخطئه کرده با توسل به این مقولات بی رابطه با شرایط یک جامعه صنعتی به روح کار و تلاش و امید و خیزش دوباره در جامعه ایران لطمه زد این بویژه مهم است که این حزب از یکطرف نظیر همه سازمانهای دیگر از برخی کمکهای دولتی خارجی و یا کمکهای مردمی در داخل و خارج برخوردار دارای دو فرستنده رادیویی چندین نشریه و چاپخانه مستقل بود این جریان اما این امکانات گسترده را بمیزان بشدت اغراق شده ای بمنظور ترویج دیدگاههای ضد انقلابی و انحلال طلبانه و یا تشدید رقابتهای قدرت با حزب دموکرات کردستان مورد سوء استفاده قرار داد 3 سازمان راه کارگر در کنار جریانات بالا از دیگر گروههایی بود که به ترک عرصه اصلی مبارزه توسل به خصومت ورزی علیه سازمان فدایی دست زده به زندگی محفلی در خارج از کشور روی آورد این سازمان فعالانه به تروج دیدگاههای ضد مارکسیستی چپ آکادمیک اروپایی اقدام کرده به خیل نفی کننده گان مارکسیسم لنینیسم پیوست راه کارگر طی سر برآوردن جریان اصلاح طلبی اسلامی در دوره خاتمی تبهکار آشکار و پنهان به حامیان آن پیوسته مروج راست ترین دیدگاههای رفرمیستی در اپوزیسیون چپ گردید این گروه به سیاست نزدیکی به جناحی از ناراضیان از حزب توده و گرایش به ائتلاف با اکثریت توسل جسته جنایتکاران و همدستان سپاه پاسداران و شکنجه گران را به عضویت سازمان خود پذیرفته به اعاده حیثیت از پست ترین خائنین به مبارزات مردم دست زد جریان فوق اما به این بسنده نکرده اقدام به کشاندن بنی صدر جنایتکار به درون اپوزیسیون نموده ساعات رادیو و صفحات ارگانهای تبلیغی خود را در اختیار راست ترین مرتجع ترین و بدسابقه ترین بقایای رژیم سطنتی داریوش همایون و بنیانگذاران رژیم ترور اسلامی نظیر بنی صدر قرار داد سیاستهای بعدی این جریان و فعالیت محفلی تفریحی آن بدون هیچ تردیدی اثبات این حقیقت است که نقد این گروه به سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و بعدها جناح اقلیت حاوی کمترین عنصری از حقانیت و صداقت نبوده برای فعالین مستقل و منفردین فدایی اقلیت پشیزی ارزش ندارد با سلطه وضعیتی غیر قابل تحمل در کشور و دانشگاهها فرار فعالین تحت تعقیب همچنین فرار مغزها از کشور نیز شدت گرفت صدها هزار نفر از جان بدر برده گان و یا زندانیان آزاد شده در طی دهه 60 به خارج از کشور گریخته زندگی جدیدی را در شرایط پناهنده گی آغاز کردند سازمانهای سیاسی به شدت محدود و ضعیف شده فاقد هرگونه استراتژی روشن و کادرهای آموزش دیده برای پذیرش و جذب این نیروی عظیم بوده جز سوق دادن پناهنده گان به یک زندگی غیر سیاسی و بعضا غیر قابل تحمل اقدام دیگری نکردند بویژه از آنجا که این سازمانها در خارج از کشور خود به انحصار محافل و گرایشهای ضد انقلابی در آمده از کار تشکیلاتی به مفهوم رایج آن نیز طفره رفته آگاهانه به بایکوت و ایزوله ساختن بخش اعظم نیروی سیاسی کشور دست زدند اطلاعات موجود از حدود 3 تا 4 5 میلیون ایرانی در خارج از کشور خبر میدهد که اکثریت آن را فراریان و پناهنده گان تشکیل میدهند عدم وجود فعالینی از نسل انقلاب بهمن که در داخل دست به فعالیت تشکیلاتی زده حداقلی از شرایط مبارزه سازمان یافته را حفظ کنند نسل در حال شکل گیری در دانشگاهها را تنها گذاشته به ایجاد بدبینی و بی اعتمادی نسبت به نسل قدیمی در نزد آنان منجر شد خروج از کشور نه لزوما برای فرار از خطر فوری بلکه حتی به شیوه زندگی و استراتژی سیاسی تبدیل شده از این طریق فشار زندگی در شرایط عذاب آور حاکم را از دوش خود بر داشته ظاهرا در شرایط بهتری به مبارزه با رژیم اسلامی ادامه میدادند برای بخش بزرگی از فراریان به خارج راه دیگری ممکن نبود از آنجا که نه احزاب سیاسی مبارز نه چشم انداز یک خیزش توده ای و نه حتی امکانات جذب شدن در یک زندگی معمولی وجود داشت صرفنظر از اینکه تجربه دستگیری مجدد بخشی از آزاد شده گان در تابستان سال 67 و اعدام فوری آنها بعینه نشان داد زندانی آزاد شده نیز دارای کمترین تضمینی برای حفظ جان خود نیست از این گذشته کنترل پلیسی و بازجوییهای مداوم آزاد شده گان تنفس در فضای یأس و شکست و عدم پذیرفته شدن از سوی جامعه مزید بر معضلات موجود شده به تخلیه کامل کشور از فعالین سیاسی دامن زد امروزه میتوان با اطمینان از خسارات بزرگ ناشی از فرار میلیونی فعالین و ناراضیان به خارج از کشور صحبت کرده بر تأثیر بسیار منفی آن در عدم انتقال تجارب گذشته به نسل در حال شکل گیری دانشجویان صحه گذاشت آمارهای دولتی و بین المللی از خروج سالانه نزدیک به 200 هزار نفر از دانش آموختگان خبرداده ایران را از این نظر در میان کشورهای در حال توسعه در رتبه اول معرفی میکنند براساس این اطلاعات از هر 96 دانشجوی اعزامی به خارج تنها 30 نفر به کشور بازگشته صدور ویزای دانشجویی برای کشورهای کانادا و آمریکا در سالهای اخیر حتی 25 افزایش داشته است آمار فوق اما در اینجا نه صرفا بمنظور افشاء ویرانگری رژیم اسلامی بلکه برای توضیح جنبه ای از موقعیت نیروی اجتماعی دانشجو و جنبش دانشجویی بیان میگردد خروج خیل تحصیل کرده گان از کشور مؤید عدم وجود هرگونه چشم اندازی نزد بخش بزرگ و خلاق و مستعد دانشجویان برای زندگی در داخل است عدم وجود چنین چشم اندازی بازتاب مستقیم خود را در عدم تمایل به فعالیت سیاسی صنفی در دانشگاهها و در واقعیت بی علاقه گی به متشکل شدن و دخالت در سرنوشت کشور برجای میگذارد جنبش دانشجویی در دوره گذشته به این میزان متحمل عوارض منفی سرکوب نشده حتی قادر به جلب دانشجویان فعال سیاسی از خارج از کشور میشد این تفاوت کیفی در دو شرایط اجتماعی دانشجویان به سوال علل بقاء رکود سیاسی طولانی مدت در دانشگاهها و عدم تمایل توده های دانشجو به فراتر رفتن از انجمنهای اسلامی در سطح معین اما مهمی پاسخ میدهد نیروی اجتماعی دانشجو در دوره گذشته همچنان که در توضیح بالاتر آمد سازمان انقلابی خود قبل از همه سازمان چریکهای فدای خلق ایران را در کنار و پیشاپیش خود داشت در حیات سیاسی اجتماعی این نیرو چهره هایی نظیر امیر پرویز پویان مرضیه احمدی اسکویی حمید اشرف بیژن جزنی صمد بهرنگی و مسعود احمدزاد که خود از محیط دانشگاه برخاسته بودند رفیق همکلاسی سابق رهبر و الگوهای شخصی و سیاسی محسوب میگردیدند الگوها و سمبلهای جهانی این نیرو در لنین و چه گوارا بازتاب می یافت دانشجو برای جامعه خود در سطح شرایط و رشد احزاب سیاسی برنامه و اهدافی را تصور کرده صرفا یک نیروی شورشی ناشی از فوران هیجانات مقطعی نبود این شرایط در دوران شکست انقلاب بهمن یکسره متفاوت و اساسا قابل مقایسه با دوره گذشته نبود تکوین و رشد نسل جدید دانشجویان مبارز در ایران در بدترین شرایط بین المللی و منطقه ای روی داد اتحاد شوروی که تسهیل کننده بسیاری از روندهای جهانی علیه ارتجاع امپریالیستی بود زیر فشار بحران ناشی از عقب ماندن در عرصه رقابتهای اقتصادی نظامی و تکنولوژیک به دلیل هزینه های سنگین ناشی از مسابقه تسلیحاتی تحمیل شده به آن کمک وسیع به انقلابات آزادیبخش و کشورهای در حال توسعه سیستم اجتماعی بسیار گسترده و تماما رایگان و عدم سودبری از غارت ملل ضعیف و بازار جهانی خوشبختانه به سوی ضعف کشیده شد این وضعیت به تقویت هر چه بیشتر جریانات رشد یافته بورژوایی در دستگاه دولتی منجر شده سیاست خارجی آن حداقل توازن موجود را از دست داده سیاست منطقه ای شوروی به نیازهای جریانات ارتجاعی نظیر رژیم اسلامی و حزب توده پیوند خورد در این مقطع کلیه انقلابات موجود در جهان نیز به انتها رسیده دولتهای ملی بورژوایی و یا سوسیالیستی در سراسر جهان مستقر گشته بودند زمینه مادی ادامه حیات سوسیالیسم موجود که در شکست استراتژیک انقلابات کارگری در کشورهای امپریالیستی بر مبارزه انقلابی ملل تحت سلطه متکی شده بود بشدت متزلزل گردیده با خاتمه جنگ ویتنام در سال 1976 دوران فروپاشی اتحاد شوروی نیز فرا رسید تنها 3 سال پس از آن در سال 1979 استقرار یک رژیم ضد کمونیستی در ایران شکست دخالت نظامی شوروی در افغانستان و ناکامی انقلاب نیکاراگوا در ادامه پیشروی قدرتهای امپریالیستی را متوجه ناتوانی قطعی انقلابات در جهان ساخته اعمال فشار بر اتحاد شوروی تشدید شد با آغاز دهه 80 میلادی توافق دول غربی بر انتخاب پاپ جدید از لهستان و حمایت فعالانه غرب از جنبش اعتراضی ضد کمونیستی در این کشور دوران تهاجم امپریالیسم به حوزه نفوذ اتحاد شوروی آغاز گردید تنها پس از 5 سال از این تاریخ در سال 1985 دارودسته ارتجاعی گورباچف با حمایت و وعده های اقتصادی غرب در شوروی بر سر کار آمده دو ماه پس از آن استراتژی ضد انقلابی درهم شکستن همه ساختارهای اقتصادی اجتماعی سوسیالیستی در دستور کار قرار گرفت با فروپاشی شوروی و سیستم جهانی سوسیالیستی در سال 1990 توازن قوای سیاسی در مقیاس تاریخی جهانی پس از انقلاب اکتبر و شکست فاشیسم در جنگ دوم جهانی برای اولین بار بطور قطعی تغییر کرده تأثیرات آن در همه عرصه های مبارزه و پیدایش هر روند جدی سیاسی اقتصادی و فرهنگی در کشورهای جهان بروز کرد سربلند کردن نسل جدیدی از مبارزین دانشجو در ایران از زیر آوار شکست انقلاب بهمن و فروپاشی اتحاد شوروی از این رو بسیار دشوار شده بدون هیچ تردیدی نسل جوان کنونی ناچار به تحمل دشواریهای بمراتب بیشتری خواهد بود معضلات کنونی جنبش دانشجویی در موارد اساسی آن ناشی از محدودیتهای عینی است نسل کنونی فعالین دانشجویی نه از جریان مبارزه ای انقلابی و در ادامه سنت نسل قتل عام شده گذشته بلکه در محیط سرکوب و شکست و ناامیدی یک جامعه اسلامی بدنیا آمده و رشد کرده از درون تشکلهای ارتجاعی وابسته به رژیم و بمثابه عناصر یک جنبش دانشجویی اسلامی شکل گرفته است در چهارچوب اصلاح طلبی اسلامی بزرگداشت 16 آذر عمدتا بعنوان مراسم ترحیم مجاز شناخته شده هنوز بازتاب نقش واقعی 16 آذر در جامعه ایران نبود عجیب نیست بدلیل مخالفت با برگزاری این مراسم در محوطه دانشگاهها و برای جلوگیری از اخراج و تعلیق عناصر باقیمانده بزرگداشت این روز از گورستان و امامزاده سر در آورده است در حالیکه 16 آذر نه صرفا بدلیل قتل سه دانشجو بلکه بعنوان روز مقاومت و اعتراض نسل جوان و جامعه علیه دیکتاتوری و سلطه امپریالیسم چنین جایگاهی را کسب نمود وضعیت سازمانیابی دانشجویی نیز مهر تحمیل شده از تاریخ جدید شرایط دانشگاهها را بر پیشانی خود دارد تشکلهای دانشجویی هم اینک موجود هنوز رسما تشکلهای اسلامی تروریستی سابق بوده در اساس از ساختار سلطه رژیمی که اکثریت مبارزین و کمونیستهای نسل گذشته را به قتل رساند قطع رابطه نکرده است توده دانشجویان و فعالین جنبش دانشجویی آنچنان که آشکار است قادر به ایجاد استقلال سازمانی نگشته اند روشن است پاشنه آشیل هر پیشروی آتی جنبش دانشجویی درست در همین جاست سطح عمومی مبارزات توده ای در کشور هم اکنون قادر به ایجاد شرایطی مناسب تر که سازمانیابی تشکلهای دانشجویی مستقل را تسهیل سازد نیست از آنجا که احتمال دچارشدن سرنوشت فعالین دانشگاهها به سرنوشت فعالین سندیکای شرکت واحد بعید نیست در کنار آن اما ضرورت دخالت آگاهانه برای دستیابی به استقلال سازمانی اجتناب ناپذیر گشته گریزی از آن نیست این درحالی است که بخش بزرگی از پیشروترین فعالین دانشجویی تسویه شده و یا موقتا قادر به حضور در محوطه دانشگاهها نیستند در چنین شرایطی دانشجویان کمونیست هنوز باقیمانده در دانشگاهها بنا بدلایل متعددی از جمله ترس از تعلیق و اخراج عدم وجود حمایت توده ای از اخراج شده گان نقش نیروی عادت همچنین عدم تصمیم گیری برای تأسیس یک سازمان سیاسی از توسل به دخالتگری جدی برای تغییر این وضعیت باز مانده اند این آن شرایط واقعی است که میتوان بعنوان ناظری از بیرون بیان کرد مطمئنا کسی جز فعالین دانشجویی در موقعیت تعیین مسیر آتی خود نیستند از آنجا که فعالیت مبارزاتی تحت شرایط سلطه یک رژیم ترور دارای عواقبی است که تنها با اتکاء به یک مبارزه سیاسی حرفه ای اهمیت چنین عواقبی برای فرد کاهش مییابد روی آوری به چنین مبارزه ای الزاما به تأسیس حزب سیاسی و تلاش برای ایجاد ائتلافهای اجتماعی با جنبش کارگری معلمان و سایر بخشهای معترض جامعه نیازمند است جنبش دانشجویی در شرایط تاخت و تاز این رژیم جنایتکار باید بتدریج قادر شود موجودیت خود را به سرچشمه حقیقی خود یعنی نقش دانشجویان در انقلاب بهمن ایجاد و گسترش سازمانهای انقلابی فعالیت وسیع برای بسیج توده های زحمتکش مقاومت علیه تهاجم فاشیستی به دانشگاهها انقلاب فرهنگی و سرانجام فداکاری توصیف ناپذیر برای جلوگیری از شکست انقلاب بهمن در سال 1360 پیوند بزند نسل کنونی دانشجویان هنوز اما قادر به هویت یابی با گذشته نزدیک خود نبوده همچنان به روز 16 آذر که برای رژیم اسلامی قابل تحمل است مراجعه نموده از طرح درخواستهای روشن و حمایت شده از سوی اکثریت دانشجویان ناتوان است چنین خواستهایی باید جوهر و محتوای خود را از تاریخ اخیر این نیروی اجتماعی کسب کرده مقابله دانشجویان علیه جنایت انقلاب فرهنگی و مقاومت در برابر تهاجم فاشیستی سال 60 را به عنصر اصلی در هویت یابی سیاسی و دادخواهی فعالترین بخش دانشجویان مبدل سازد آنچه امروزه مشهود است تلاش جریانات ارتجاعی قبل از همه اکثریتیها و اصلاح طلبان اسلامی برای تبدیل دانشگاه به محیطی در خود محدود به تعقیب مطالبات صنفی و نیروی تحقق استراتژی رفراندوم این دسته جات است از آنجا که از آزاد شدن پتانسیل انقلابی در میان دانشجویان و سمت گیری به سوی سازمانیافتگی سیاسی وحشت دارند در حالیکه درست همین جهت گیری روح حاکم بر فراز و نشیبهای جنبش دانشجویی در ایران است دانشجو در تاریخ اخیر ایران از آغاز مبارزات دموکراتیک کارگری دهه 20 و بویژه پس از کودتای 28 مرداد سال 32 به بعد همواره به بخش فعال جنبشهای سیاسی تعلق داشته هرگز بمثابه جریانی صنفی و محصور به محیط دانشگاه ظاهر نشده است این تلاش ارتجاعی دسته جات جنایتکار و ضدمردمی نتایج زیانبار خود را هر چه بیشتر آشکار میسازد از آنجا که تخریب اقتصاد مولد در کشور و غلبه اقتصاد خرد و دلالی تضعیف تمرکز اقتصادی طبقه کارگر صنعتی را موجب گردیده از این طریق نیز امر تشکل یابی صنفی و سیاسی طبقه کارگر با موانع متعددی مواجه گشته است در حالیکه دانشگاه هنوز از امتیاز بزرگ حفظ شرایط تمرکز توده های معترض برخوردار است موقعیت جنبشهای اجتماعی دیگر نظیر زنان معلمان و مدافعین حقوق شهروندی از این نظر در شرایطی بازهم نامناسب تر از طبقه کارگر قرار دارد علیرغم هر میزان از کراهت باید به صراحت اذعان نمود که قشر کنونی فعالین دانشجویی از جریان اصلاح طلبی اسلامی تأثیر پذیرفته در کنار آن و تا سطحی در پاسخ به نیازهای آن شکل گرفته است از این رو تزلزل آن به سمت قطعیت دادن به سرنوشت تشکلهای مستقل خود حال مخفی و یا علنی سازمان سیاسی و یا تشکل صرف دانشجویی قابل درک و از منطق معینی تبعیت میکند نقش دانشجویان وابسته به لیبرالیسم ارتجاعی و مدافعین رژیم سلطنتی در دوره آغازین اعتراضات دانشجویی در اواسط دهه 70 شمسی نیز عمدتا از این طریق قابل توضیح است زمان آن فرارسیده است که توده دانشجوی این کشور به این حقیقت تلخ آگاه شود تا زمانی که او در چهارچوب انجمن اسلامی عمل میکند جز بخشی از ساختار رژیم حاکم نبوده هنوز از عنصر یک جنبش دانشجویی مستقل در مفهوم دوره گذشته تفاوت ماهوی دارد اعلام اینکه فعالیت در چهارچوب تشکلهای قانونی تنها امکان تماس با توده دانشجویان و حفظ موقعیت خود بمثابه یک سازمانده اعتراضات در مراکز تجمع توده دانشجویان است در این واقعیت تلخ اما هیچگونه تغییری نمیدهد رژیم اسلامی به این دلیل قادر شده است حداقل امکانات موجود در دانشگاهها را نابود کرده حتی به سمت جداسازی کامل جنسی پیش رود از آنجا که دانشجویان و عناصر فعال آن از امکاناتی استفاده میکنند که این رژیم خود در اختیار آنها قرار داده است در غیر اینصورت بنا به اعلام سردسته تئوریک اصلاح طلبان اسلامی مبارزات چریکی آغاز میگردید امکانات موجود اگر محصول مبارزات توده دانشجویان و مستقل از جناحبندیهای رژیم اسلامی میبودند و دانشجو هیچ وجه مشترکی میان خود و این ماشین آدمکشی نمی دید بساده گی طعمه ایلغار دسته جات ترور در دانشگاهها نمی شدند از آنجا که یک مبارزه مستقل و سازمانیافته در شرایط فعلی علیرغم هر میزان محرومیتهای بعدی قادر به حفظ تشکلهای مستقل خود بوده سندیکای کارگران شرکت واحد گواه این حقیقت است ممکن است پذیرش این واقعیت برای بسیاری مشکل باشد حمایت توده دانشجویان از فعالین انجمنهای اسلامی نیز عملا رو به کاهش میرود به این دلیل که دانشجویان قالب انجمن اسلامی را حفظ محدودیتهای موجود دانسته بتدریج به عناصر تماشاچی میان سرکوبگران و فعالین دانشجویی مبدل میشوند بدترآنکه این تصور در میان توده دانشجویان نضج میگیرد که اعضاء انجمنهای اسلامی خود به بخشی از بوروکراسی اسلامی تعلق داشته و فعالیت در این نهادها برای آنان پله ای برای ترقی شغلی مشهور شدن و ایجاد نوعی امتیاز اجتماعی است بویژه اینکه موقعیت فعلی مسئولین سابق این انجمنها چه بطور فردی و چه در چهارچوب سازمان دانش آموختگان در داخل و یا خارج از کشور کفه این نوع قضاوت را سنگین میکنند موجودیت این این رژیم وحشی بمعنای تحمیل یک دیکتاتوری تروریستی مذهبی بر جای رژیم سلطنتی کشتارهای سال 60 توسط آن 8 سال جنگ نابود کننده اختصاص ثروتهای مردم به نهادهای مذهبی و تقویت تروریسم اسلامی تخریب همبستگی مردم ایران کشاندن کشور به مرز تحریم اقتصادی و خطر یک جنگ جدید در خاورمیانه است در همین عرصه ها باید آن را به مصاف طلبید و تلاش کرد جامعه را قبل از همه کارگران کمونیست را به شرکت در این مبارزات تشویق نمود دانشجویان مبارز و فعال باید رژیم اسلامی را بدلیل جنایات هولناک و قوانین و اقدامات بربرمنشانه روزمره آن زیر ضرب گرفته مشروعیت آن را صریح و روشن زیر سوال برده توده مردم را به مقابله رویارو با این عامل قتل عامها و نابودی کشور فرا بخوانند در این صورت یک جنبش دانشجویی مستقل با جهت گیری انقلابی که برای بخش بزرگی از مردم ناراضی اعتماد برانگیز و حداقل قادر به تحمیل مطالبات عاجل دانشجویان خواهد بود در صحنه تحولات سیاسی کشور شکل میگیرد تصمیم گیری پیرامون اقدامات آتی تاکیتکهای سیاسی و چشم انداز فعالیتهای دانشجویی بدون تردید حق انحصاری مردم ایران در داخل بوده کسی مجاز به تعیین تکلیف و امر و نهی به آنان نیست این اما مانع از آن نمیشود که شرایط پیچیده کنونی بکمک دیدگاههای گوناگون بررسی شده استنتاجات سیاسی ناشی از آن تبلیغ گردد بویژه اینکه فرصتهای سرنوشت ساز فقط یک بار ظاهر میشوند توضیحات 1 پس از تعیین خامنه ای بر جای جانور قبلی بعنوان رهبر و ولی فقیه گروهی از نویسنده گان و هنرمندان از آن میان محمد رضا شجریان و شهرام ناظری با انتشار نامه ای در روزنامه های رژیم این قاتل دهها هزار نفر از مردم ایران از آن جمله قاتل هنرمندان و نویسنده گان را هنر پرور خطاب کرده با صراحت با ولی فقیه بیعت کردند اینکه چطور یک هنرمند آنهم تحصیل کرده و مثلا مدرن حتی در همسایگی با تاریخ لیبرالیسم و چپ در انتهای قرن بیستم با ولی فقیه بیعت میکند و این چگونه قابل درک است سوالی است که هر کس ممکن است در مقابل خود قرار دهد اما تغییرات ساختاری در جامعه نه فقط سطح اقتصادیات مدرن را تنزل داد بلکه خرده بورژوازی این ارتجاع محض را به میداندار فعال آرایش طبقاتی موجود ارتقاء داده داوطلبین توده ای اکثریتی و ملی اسلامی را در خدمت آن در آورد این نیروی سمبل عقب مانده گی فرهنگی با خصوصیات اسلامی قبیله ای البته به کالاهای فرهنگی با محتوایی نظیر ادبیات و هنر شجریان و برخی نویسنده گان مشهور مرتجع نیاز دارد نویسنده گان و هنرمندانی که تولیدات فرهنگی آنها زندگی در بربریت برده داری و فئودالی را تقدیس کرده و تفاوتی با نوحه سراییهای هیئتهای عزاداری اسلامی ندارند 2 در سال 1354 رهبری سازمان مجاهدین خلق طی اطلاعیه ای خبر از تغییر ایدوئولوژی این گروه و تبدیل آن به یک جریان مارکسیستی داد جناح حاکم تحت رهبری تقی شهرام گرایشی از خرده بورژوازی مرفه جدید شهری در حال گسست از لایه سنتی مذهبی این نیرو را بازتاب میداد پیدایش لایه های جدید خرده بورژوازی مرفه شهری در نتیجه توسعه سریع سرمایه داری وابسته و دلالی کالاهای امپریالیستی توسط اقشار میانی همچنین وجود امکان ترقی شغلی از طریق طی مدارج آکادمیک در ایران دهه 40 به تغییرات نمونه وار در موقعیت اجتماعی این قشر تعلق دارد پیش از این تاریخ نیز جریان سابقا مائوئیست و غیر مذهبی پرویز نیکخواه کورش لاشایی از همین نیروی اجتماعی به رژیم سلطنتی پیوسته تا بالاترین مدارج در سیستم تبلیغات و مشورتهای سیاسی ترقی کردند فاصله گرفتن لایه های متأثر از مناسبات وسیع با سرمایه داری در حال توسعه از لایه های سنتی این نیرو مذهبی اما در شکل تقابل خشونت بار در مناسبات قدرت متشکل ترین سازمان سیاسی این نیرو یعنی مجاهدین منعکس گردید هرمیزان روند غیر مذهبی شدن بخشی از این نیروی اجتماعی بو یژه از طریق جذب دستاوردهای علوم طبیعی سرعت میگرفت برشکننده گی مناسبات درونی سازمان مجاهدین افزوده میشد جناح تقی شهرام با عملکرد ارتجاعی خود این تغییرات ساختاری در موقعیت نیروی اجتماعی خرده بورژوازی مرفه سنتی را در اشکال بشدت ضد دموکراتیک بازتاب داده مناسبات فعالین سیاسی مبارز را تخریب کرده اقدام به تسویه فیزیکی دو نفر از مجاهدین مخالف تغییر ایدوئولوژی در این سازمان نمود روش سرکوبگرانه جناح تقی شهرام اما نه از یک اشتباه معرفتی بلکه از ماهیت اساسا ارتجاعی خرده بورژوازی مرفه که مداوما به اشکال سرکوبگرانه اعمال قدرت تمایل داشت ناشی میگشت آنچنان که بعدها حمایت آشکار و پنهان سازمان مجاهدین از رژیم اسلامی تا مقطع 30 خرداد سال 60 و همکاری فعالانه عناصر اصلی رهبری سازمان پیکار با شکنجه گران در زندان رژیم اسلامی نیز آن را بصراحت اثبات کرد سازمان مجاهدین با سیاستهای بعدی خود نظیر ائتلاف با بنی صدر خصومت ورزی علیه کمونیستها ادغام سیاسی نظامی در رژیم فاشیستی صدام حسین تعیین رئیس جمهور برای مردم ایران و تکیه بر بند و بستهای پشت پرده با محافل امپریالیستی این حقیقت را باز هم عریان تر ساخت تسویه فیزیکی در سازمان مجاهدین توسط جناح تقی شهرام آثار فاجعه باری برای جامعه ایران در بر داشته یکی از سرچشمه های اصلی استقرار رژیم ترور اسلامی گردید همه فعالین سیاسی دوره قدیم در زندانهای رژیم سلطنتی بدون هیچ تردیدی از نقش فوق العاده مخرب این روند ضد دموکراتیک در تبدیل یک سازمان مذهبی به یک سازمان به اصطلاح مارکسیستی آگاه هستند تحول ارتجاعی در سازمان مجاهدین به آزاد شدن هیولای حکومت اسلامی منجر شده صف بندی جدیدی را ناشی از پیدایش نا بهنگام یک جریان اسلامی تروریستی یعنی جناح لاجوردی و مؤتلفه در سراسر کشور به دنبال آورد در همه زندانهای کشور در حوزه های علمیه و در محیط بازار سنتی موج خون خواهی علیه مسلمان کشی به راه افتاد هم در زندان و هم در بیرون طومار جمع کنی و صدور فتواهای ضد کمونیستی علیه نجس ها رواج یافت جناح افراطی در طیف دسته جات اسلامی تنها پس از سال 54 به اینهمه قدرت و نفوذ دست یافته کشتار کمونیستها را از همان تاریخ بر پرچم خود ثبت کرد این مسئله بو یژه اهمیت دارد که در مقطع انقلاب تنها سه سال از این واقعه سپری شده هنوز خود آگاهی ارتجاعی شکل گرفته ناشی از آن گرایش فکری حاکم بر نیروهای وابسته به جناح خمینی را تشکیل میداد در حالت وجود یک فاصله 10 ساله مطمئنا این حادثه چنین نقش مخربی نمیداشت جریان کمونیسم کارگری برای پوشاندن این تبهکاری تاریخی اسلاف خود در به صحنه آوردن ضد انسانی ترین نیروهای خفته در اعماق این جامعه دست پیش را گرفته به منطق گوبلز متوسل شده جریان فدایی را جریانی ملی اسلامی و مسئول استقرار رژیم اسلامی معرفی میکند تبلیغات و هیاهوی ضد اسلامی امروز این جریان نیز چیزی فراتر از نوع مبارزه ضد اسلامی جناح تقی شهرام در سازمان مجاهدین نبوده قرابتی با روش مبارزه کمونیستی علیه ارتجاع مذهبی ندارد ماهیت اصلی این جریان همان پرخاشگری علیه ظواهر مذهبی تحقیر و خردکردن مخالفین خود تشکیلات شکنی و انحلال طلبی کشاندن اختلافات به تقابل خشونت بار نظیر شیوه فعالیت آن در سازمان مجاهدین باقی مانده هنوز به حداقلهایی از نرمهای رایج در مناسبات معمولی دست نیافته است جناح تقی شهرام بتدریج خود در پاییز سال 57 دچار تغییر و تحولات جدیدی گردید تا این مقطع این سازمان هنوز از نام مجاهدین علیرغم ادعای خود مبنی بر مارکسیست شدن استفاده میکرد در این دوره چندین گرایش در این جناح شکل گرفته که تقی شهرام خود در سازمان اتحاد مبارزه در راه آرمان طبقه کارگر دست به فعالیت زد این سازمان بنا به روایتی تنها یک اطلاعیه منتشر نمود حول پذیرش این اطلاعیه معجزه آفرین جمعی از دانشجویان و تحصیل کرده گان به ایران بازگشته و سابقا مائوئیست دست به تشکیل هسته ای تحت عنوان سهند هسته هوادار اتحاد مبارزه در راه آرمان طبقه کارگر زدند این جریان بعدها طی سال 58 نام خود را به اتحاد مبارزان کمونیست سهند تغییر داد جریان فوق جریانی روشنفکری و آکادمیک مروج نظریات چپ دانشگاهی غربی و حامل گرایشی مدافع جناح تقی شهرام بود برخورد پرخاشگرانه نفی مبارزات انقلابی و انتساب تلقیات دلبخواهی در نقد تئوری و پراتیک چپ انقلابی از ویژه گیهای آن بود عملکرد همان تمایلی که در یک مناسبات بسته در یک سازمان مذهبی به تشدید خصومت تا مرز تسویه فیزیکی انجامیده بود گروه سهند در سیاست سازماندهی کارگری به بسیج بیکاران متکی گشته علیه بیکاری منتشر نموده از اعضاء و فعالین سازمانهای سیاسی قبل از همه سازمان فدایی اقلیت پیکار و رزمنده گان میخواست به سازمانهای خود فشار آورده آنها را وادار به پذیرش طرحهای این گروه نمایند این جریان حتی در مقطع 30 خرداد سال 60 آشکارا به روشهای ضد انقلابی و تشکیلات شکنانه متوسل گشته طی فراخوانی نیروی تشکیلاتی سازمانهای در حال تحمل ضربات پلیسی پیکار و رزمنده گان را به انحلال سازمانهای خود آنهم به دلیل راست روی رهبری این جریانات فرا خواند این جریان هنوز توضیحی پیرامون چند و چون اتخاذ چنین تاکتیک سیاسی در لحظات بسیار دشواری که نیروی تشکیلاتی جریانات نامبرده در درون آن قرار داشتند نداده است آنچه در دوره گذشته اعلام میگشت دلیل این اقدام نه بریدن مسئولین این سازمانها از این طریق امکان زیر ضرب رفتن همه قرارها و روابط بلکه گرایش به راست و یا تمایل به سازمان اکثریت در سطح رهبری عنوان میگردید گروه سهند بمثابه وارث سبک کار تقی شهرام در حل و فصل کشمکشهای درونی اپوزیسیون اتحاد با کومله در سال 63 تشکیل حزب کمونیست ایران را بازهم فرصت مناسبی برای میدان داری به پرخاشگری توسل به تحریف افراطی حقایق و تلاش برای به انحلال کشاندن سازمانهای سیاسی دیگر مبدل ساخت این اتحاد از یکطرف به نیاز کل خط 3 بو یژه این جریان و کومله برای دور زدن و حذف فدایی پاسخ میداد از سوی دیگر کفه کشمکش میان کومه له و دموکرات را به نفع اولی سنگین تر میساخت از آنجا که فضای کردستان شرایط مسلح بودن همه طرفین بوده و حزب دموکرات نیز بمثابه یک حزب کلاسیک بورژوایی حاضر به پذیرش سهم قدرت برای یک جریان خرده بورژوایی خودگنده بین تندخو و جنجال آفرین نبود پس از یک سال از تشکیل این حزب درگیری سراسری کومه له و دمکرات آغاز گردید گروه سهند و متحد مائوئیست سابق آن کومله به اشکال بدوی بسیار ناشیانه و توام با تحریف حقایق تلاش میکردند برای خود بمثابه جریانی مدعی دروغین کمونیسم حقانیت تراشیده کشمکش ارتجاعی تحت سبک کار سازمان مجاهدین مارکسیست شده خود را اوج گیری مبارزه طبقاتی انقلابی میان پرولتاریا و بورژوازی غالب کنند این اتحاد جریانات سابقا مائوئیست اما وفادار به روشهای پولپوتی در مناسبات با دیگران کردستان ایران را بمدت 4 سال به عرصه جنگی خونین مبدل ساخته کشتار دهها نفر از پیشمرگان دو حزب و فروپاشی کامل اعتماد خلق کرد به هر دو سازمان را در پرونده افتخارات خود ثبت کرد در انتهای این جنگ تماما ارتجاعی هر دو حزب کومله و دموکرات فرسوده گسیخته و دچار انشعاب شده مبارزه مسلحانه در کردستان ایران هم به پایان رسید این همه دست آورد تشکیل حزب کمونیست ایران بود

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/16Azar_dar_sharayet.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • ھرءِ مقام
    دوزخ کہ پ را چ اشکرا نت مئے مھــــــربانی عــــالمے ص ھل ء صفا ا ں جن تے عال م گش ا نت عالــم گھئیں دنیای زئیبـــای ھ ــــرا نت ھجگـــــر نرمبئین ا یت ھ ـــرے ھ ردء کسانئیں ک ر گء کـــودک طلاقء درگـــتء انسانء سک بے ب نــدرا نت سر مست بیت لاگے س ت ــــــرپــر ک ر گے پاس نبارت گـہ نر ہ انسان ماں جھان گوں کودکاںس ر ب ر س را نت ھجگر شما دیستگ ھرے مستی بکنت گون مردمے انسان ن یل ا یت ما ھراں وھدے کہ گندا یت ناد را نت رند ا چ چشئی ں رسوائیئے سوچ ا نت بھانء بزگئی ں ج رمء نمن ا نت ء گوش ا نت اے حکم آئین ء شرا نت آکارء اے ھم دین ا نش گون حکمء دستوراں چشئیں ھنگت پہ یک پھرے گوش ا نت انسان جھانء سرورا نت ۲ گـــوں سج ھئیں ناراھـــــیء اے قتل ء کوشان آدم ء ھرکس کہ ما را نام دا نت انسان چـہ انصافء درا نت آھیــــریء حـــرث ء طمح انسانء آھ ر چاتء بارت آکہ مان زنــدء شر زانت راہء چہ ھر چاتء ھ را نت مھــرء مرو ت ھــر ھ ــــرء گوستگ چہ حــــد ء ا وبشر ھر جا کہ یک بارے کپ ا یت ھ ر ماں ھموداں حاضرا نت گون اے درستئیں مھنتان رئیش ا نت ھگت پ شتء ب ج ا ں انسانء ظــــلمء ھ ـــــیزران مان بارء چئیرء ھــم گرا نت جــــی ما ھ ــــرا ں ناھودگئیں پھــــرء تکب ـــر نے ھ راں نئیست ا ں نــــژادء ج ھلء ب رزذات ا ں جھانء ھمسرا نت مکــــرء حسدء کئینگ ا ں نئیست ا ں مان جانء ج وھرء پ ر ا چ چ شئیں بیمــــــاریاں انسانء رنگئیں چـــــادرا نت منـــــــدرء دروگ ء حیلتء ب ھتامء رپک ا ں جانء نے

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Balochi/hari_maqam.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • مولانا عبدالحمید
    دین اسلام که هستند باید در چاچوب قانون از آزادی عمل در انجام مراسم مذهبی خود و تعلیم و تربیت برخوردار باشند دخال در امور مذهبی مردم بر خلاف میثاق بین المللی حقوق بشر است که کشور ما نیز جزو امضا کنندگان آن می باشد امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت دغدغه رعایت حقوق شهروندی بر اساس قانون و رعایت مساوات در استخدام و واگذاری مناصب و مسئولیتها در کشور ما ایران وجود دارد و ما خواهان آن هستیم که آزادیهای مذهبی مورد احترام واقع شود و فشار و محدودیتی در این باره وجود نداشته باشد رعایت حقوق مردم در هر مملکتی امنیت و وحدت آن مملکت را تامین کرده و خیر و رحمت را برای دولتها و ملتها به ارمغان می آورد هر دولتی که وسعت نظر داشته باشد وجود آن دولت برای مردم مایه خیر و رحمت است مولانا عبد الحمید گفت امروز اگر تحریمی بخاطر انرژی صلح آمیز هسته ای متوجه مردم ماست ما حاضریم آنرا تحمل کنیم زیرا انرژی هسته ای حق مسلم ملت ایران است و دلیلی ندارد که ما از حق خود چشم پوشی کنیم ما مشکلات جنگ را تحمل کرده ایم و مشکلات تحریمهای بین المللی را نیز تحمل خواهیم کرد اما آنچه برای ما تلخ وغیر قابل تحمل است فشارهای مذهبی است که به نام ساماندهی مساجد و مدارس بر ما تحمیل می شود تکبیر حاضرین امام جمعه اهل سنت زاهدان با اشاره به سفر اخیر خود و جمعی از علمای اهل سنت به تهران و قم گفت در دیداری که با رئیس جمهوری محترم داشتیم ایشان نیز دخالت در امور مذهبی اهل سنت را قبول نداشت و گفت دغدغه دولت نظارت بر مدارس است ما نیز نظارت را حق دولت می دانیم و آنرا می پذیریم اما آنچه موجب نگرانی ماست این است که آنچه عملا اجرا می شود دخالت در امور مدارس اهل سنت است تکبیرحاضرین مولانا عبد الحمید گفت دخالت در امور مذهبی اهل سنت مایه تفرقه اختلاف و دو دستگی می شود و ما دخالت را به هیچ عنوان قبول نداریم دولت می تواند برای اطمینان بیشتر بر امور مذهبی نظارت کند من به مسئولین و مراجع شیعه اعلام کردم که مدارس ما در چار چوب فعالیتهای فرهنگی کار می کنند و افراط گری و تبلیغ علیه شیعه در مدارس ما به هیچ وجه مطرح نمی شود آنچه به آنان منتقل شده است گزارشهای غلطی است که موجب اتخاذ سیاستهای غلط می شود امام جمعه اهل سنت زاهدان افزود بر خلاف آنچه می گویند ریشه ناامنی در مدارس و تعلیمات اهل سنت نیست مدارس ما مایه اخوت و برادری و خیر و برکت و طلاب و دانشگاهیان ما از بهترین اقشار جامعه هستند هیچ کتابی در نصاب درسی مدارس ما علیه شیعه وجود ندارد متاسفانه امروزه تبلیغات دروغ و نادرستی در رسانه ها سایتها و برخی روزنامه ها مطرح شده و مدارس اهل سنت مظلوم واقع شده اند به ما تهمت زده می شود ما مبرا از هر نوع افراط گری هستیم و آنرا محکوم می کنیم تکبیرحاضرین مولانا عبد الحمید گفت ترور تفرقه تند روی و افراط

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/Molavi_abdul_hamid_1.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • Press Release
    together to pay tribute to a brave son of the Baloch land A number of Balochs and Sindhis spoke about the life work commitment and sacrifice of Mir Balaach Marri The speakers included Mir Hyrbyair Marri Dr lakhu Luhana Dr Naseer Dashti Samad Baloch Mehnaz Baloch Abdullah Baloch Mir Ghulam Hussain Baloch Suraiya Makhdoom Rahim Bandvoi Professor Mustafa Ms Stella Jamshed Ameri Dr Hussain Ahmad Makhdoom Naser Buledai Mir Khaled Langou Shahab Baloch walid Garboni and Mehrab Surjoi Speakers said that Balaach would be remembered and loved forever as one of the greatest hero of Baloch nation and a great source of inspiration for Sindhis and other oppressed nations The speakers shed light on various aspects of Balaach s life and struggle for the emancipation of Baloch nation They said that Balaach had a great passion and mountainous determination to get liberation for his motherland and people He left the high life of London and adopted one of the most difficult lives so that his nation can see liberty dignity and peace With his ultimate sacrifice Balaach was successful in uniting Baloch youth and tribal personalities in the struggle of National salvation Speakers observed that the Balochs are facing an enemy who considers Balochistan only as a strategically placed piece of land or a void territory over which he has every right to bring his own people to colonise Speakers observed that the brutal military oppression goes unabated and still thousands of Baloch men and women are missing It is only interested in taking the wealth of Balochistan It has long been planning to wipe out Baloch leaders The speakers reiterated that in the given circumstances there is no other viable solution except the freedom from the yoke of Pakistan Speakers said that it is due to the struggle and

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Balochi/press_release.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • ماں لندن میر بالاچ مریءِ شھمیریء
    پاکستان و إیرانء دیما اوشتاتگ إیشیا أبید أگر بالاچء راھا سردار عطاءاللہ منـ وک بیتین أت گڈا وتی چک و نماسگ ئی ھما کشکا گرگء سکین داتگ إتنت نے کہ بی إن پیء ناما پارلمنٹی سیاستء کشکا گرگئے لکو لھاناء خبراں کہ أولسرا أتنت دیوان إش سارت تر ینت و مردم أبکه إتنت چدا پد تران کنوکیں مردمانء خبرانء گوشدارگا نندوکانء بے مھری ألکاپیا ودی أت ألبت رندترا واجہ خالد لانگو کہ وتی ترانا إشارہ کت کہ بالاچء جھدا گوں سوداگراں ھچ سیادی نیست گڈا دیوانا پدا ساہ مان بیت خالد لانگوء گشت کہ آئی دلجم إنت کہ پیسری لیڈرانء وڑا إے رندییں بھا بیوک نہ أنت آئیا درشان کت کہ پیسریاں براں برانا کہ شر ی ن ھادے که رستگ گڈا زر إش زرتگ و یک کر ا نشتگ أنت بلوچستانء راجی زرمبشء سریں جھدکار مھندس عبداللہ بلوچ شہ پیسرتری تران کنوکاں یکـ ے أت عبداللہ بلوچء تچک تچکا گشت کہ بالاچ سرپد بیتگ کہ وتواجھی جھموری و فڈرال گپ أبید شہ راجی آزادیا مردماں بے راھیاں سر کن أنت ھمے سرپدی میر بالاچء ھست أت پمیشا آئیا وتی جان پہ بلوچستانء آزادیا ندر کت جمیشد أمیریء میر بالاچء ستایا شعرے وانت شعرا وانگا ساری آئیا سرکچ دیگء جھد کت کہ مشرقی و مغربی بلوچستانء جاور شہ یکـ ا دگر گستا أنت مغربی بلوچستانء سیاسی جھد نیستی برابر إنت ألبت رندترا وھدے بلوچی نیوزء نمایندوا جست کت کہ یورپ و أمریکاء کہ سیاسی آزادی باز ھست إنت و شہ مشرقی بلوچستانء مغربی بلوچستانء مردم گيئشتر أنت پرچا آزادیء جنزا ھؤریا چست نہ کن أنت واجہ جمشید پس و دات کہ إے شہ ملکا در أنت پمیشا إیشانء ھوریں جھدا کارپد نیست إنت واجہ أمیری شموشکار أت کہ جابریں ملکانء تھا ھچبر سیاسی جھدء إجازت نیست إنت و آوانء خلافا مدام ماں دریں ملکاں راہ گيشینگ بیتگ أنت داکٹر مصطفاء

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Balochi/balach_remembered_2.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • To
    July 14 2009 The People Resistance Movement of Iran PRMI is fighting such a merciless enemy It s struggling for democracy and human rights in Iran Its main political strategy is to work with other Iranian opposition groups inside or outside for restoring the citizenry rights of all Iranian religious and ethnic groups including the Sunnites and the Balouch who are the main victims of Iran s suppressive regime We are determined to stop the massacre of the Balouch people in the hands of the Iranian regime and we believe that self defence is our basic right endorsed by universal human rights instruments including the United Nations Conventions and Universal Declarations of Human Rights Our long term objective is to work for the establishment of a democratic Iran where all citizens no matter to which ethnic group or religious sect they belong enjoy justice and equal rights under a federal system and their right to self determination is respected I assure you and the world community that my organization will abide by the international laws and human rights value as we ourselves are the victims of injustice I strongly request you as the head of United Nations the principal guardian

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/ban_ki_moon.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive



  •