archive-org.com » ORG » B » BALOCHUNITEDFRONT.ORG

Total: 373

Choose link from "Titles, links and description words view":

Or switch to "Titles and links view".
  • عمليات سرباز-پيشين
    بلوچ با نامهای ذبیح الله ناروئی و حاجی نوتی زهی و غلام رسول شاهوزئی بدون هیچ جرم و گناهی پس از عملیات استشهادی زاهدان به دار زده شدند و بعد از دو هفته 13 تن دیگر از جوانان بلوچ و سنی مذهب بدون هیچ جرمی و فقط به خاطر حق گوئی و دفاع از مردم اعدام شدند جنایات رژیم در بلوچستان روند صعودی داشته است و اعدام ها و کشتارها و قتل ها و شکنجه ها و تحقیرها و تبعیض ها با شدت تمام علیه مردم بلوچ ادامه داشته است و کوچکترین اعتراضهای مدنی با شدیدترین سرکوبها مواجه بوده اند و مردم ازکوچکترین انتقادی می ترسند که شاید یک انتقاد زندگی آنان را خاتمه دهد و مرگ را برایشان به ارمغان بیاورد عملیات امروز شاید مرهمی باشد بر درد ها و آلامی که سالهاست مردم این دیار با آن دست و پنجه نرم می کنند و جوان شهید عبدالواحد محمدی سراوانی با عملیات امروز سرور و شادمانی را برای ملت بلوچ و بویژه برای مادران وپدرانی که فرزندان خود را بر چوبه دار دیده اند به ارمغان آورد و به همه نوید آزادی و پیروزی داد این عملیات همچنین هشداری است به سپاه پاسداران که دست از توطئه و دسیسه علیه مردم بلوچ بردارد در غیر این صورت با عملیاتهای شدیدتری مواجه خواهد شد از زمانیکه امنیت منطقه به سپاه سپرده شده است سپاه سعی در ایجاد تنش و اختلاف بین طوایف بلوچ نموده است و با برگزاری همایش و جلسه اقوام هدف ایجاد اختلاف را دنبال نموده است و جنبش قبلا بارها به سپاه هشدار داد که دست از چنین اعمالی بردارد اما سپاه همچنان به اختلاف اندازی بین طوایف ادامه می داد وسعی می کرد که خاطرات دهه شست را در بلوچستان زنده نموده و طوایف بلوچ را به جان همدیگر بیاندازد و جلسه ای که امروز در

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/announcements/jond_sarbaz_pishin_1.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive


  • بلوچستان در گذر زمان
    او را بگ رند وکتک مفصل م زنند و ک دست او هم م شکند وخ درب ک را با خالت زار بمنزلش م رسانند ودلمراد بزن بکوب را در مسکوتان اغاز م کند وچند برابر خق سردار را از مردم بزورم گ رد حلاصه جر ان بم ر هوت خان م رسد که دلمرادم ر ابراه م را کشته وخ در ب ک را هم کتک زده نامبرده هم فور تعداد هفتاد هشتاد نفر تفنگچ را در اخ اربرادرش شهنواز خان وپسر خاله اش بنام اخمد خان ش ران که از اسفند جهت د دن و امده بود م گذارد وانها بطرف مسکوتان خرکت م کنند تا جواب گستاخ دلمراد را بدهند شهنوازخان وافرادش شبانه خود را به اول ن اباد که با مسکوتان دوسه ک لومتر فاصله دارد بنام د گوک در انجا مستقر م شود ودر دو طرف تنگ د گوک که رودخانه مسکوتان از انجا م گذرد سنگر م گ رند و وخدود ده دوازده نفر مسلخ را در اخت ار دهقان پ شک م گذارند که پ ش از طلوع افتاب خود را بجا برسانند وسنگر بگ رند که هر روز طبق معمول افراد دلمراد در ک زم ن صاف با صدا ش پور خود را به انجا م رسانند بصف م ا ستند ومشغول تمر نات م شوند وا ن رو ه واموزش رافرد بنام صوبدار جما ل الد ن که از طا فه اسمالزه بوده در اردو دوست محمد خان رواج م دهد نامبرده اوا ل درجه داردرارتش انگل س بوده بنا بعلل قهر م کند خود را بدوست محمد خان م رساند وبه افراد دوست محمد خان اموزش نظام م دهد وخ ل زود مورد توجه وقرار م گر د وبس ار هم مورد اعتماد حلاصه مشق نظام را اودر اردو دوست محمد خان رواج م دهد حلاصه مطلب شهنواز خان وافرادش خبر دارند که افراد دلمراد صبخ زود در فلان نقطه مسکوتان هر روز صبخ زود مشغول تمر ن نظام م شوند ودهقان در نظر دارد پ ش از رس دن انها بمخل مورد نظر در ان نزد ک سنگر بگ رد وزمان که افراد بصف ا ستادن بطرف انها ت ر انداز بکنند دهقان وهمراهانش خود را به اطراف م دان م رساند وسنگر م گ رند ول پ ش از ا نکه افراد دلمراد بصف به ا ستند از وجود افراد دهقان با خبر م شوند وت ر انداز از هر دوطرف اغاز م شود که در نت جه دونفر از پلتنها مورد اثابت قرار م گ رند کشته م شوند وچند نفر هم جراهات سطح بر م دارند ودهقان متوج م شود که اگر فور صخنه را ترک نکند بمخاصره در م ا د بلا فاصله بطرف د گوک عقب نش ن م کند دلمراد وافرادش انها را تعق ب م کنند وفکر م کنند مهاجم ن هم ن چند نفر بوده اند وزمانکه دلمراد وافرادش بنزد ک تنگ د گوک م رسد از دوطرف تنگ بسو انها ت ر انداز شد د اغاز م شود وافراد دلمراد در موقع ت بد قرار م گ رند ودلمراد فور دستور عقب نش ن م دهد م گو د با د خود را هر چه زودتر بقلعه برسان د که قلعه را تصرف نکنند دلمراد افرادش بطرف قلعه بر م گردند وشهنواز خان واحمد خان افرادش هم که توانسته بودند انتقام م ربراه م وخ درب ک را بگ رند بطرف هر دوک برم گردند خبر واقعه به دوست محمد خان م رسد و از کشته شدن دو نفر از افرادش ناراخت م شود بحصوص ک از مقتول ن فرد بوده اهل سراوان از طا فه کدخدا زادها که خ ل مورد توجه دوست محمد خان هم بوده حلاصه دوست محمد خان تهد د م کند که من تکل ف خود را با د با م ر هوت خان روشن بکنم چون من سرجنگ با و ندارم مسکوتان واهال انجا رع ت من هستند وه چ ارتباط به و ندارد واگر ش رانزه ادعا بکند خق دارد بهر جهت درست در هم ن زمان عن خدود ک دوماه پ ش سران طا فه شگ م اقا ان س د نواب فرزندان کمال خان به پهره م ا ند وبا دوست محمد خان هم عهد پ مان م شوند چون نامبردگان با م ر رستم خان مبارک سردار اهوران بخاطر پ ر درو ش که از و خما ت م کنند اختلاف پ داکرده بودند وم خواستند از کمکها ماد ومعنو دوست محمد خان که حاکم بنپور است استفا ده بکنند وخرج مواجب تفنگچ ان خود را از ا ن طر ق تام ن بکنند ودر ا ن موقع ا ن دوبرادر هر کدام دارا دها تفنگچ بودند واز بعض از خوان ن مکران دارا قدرت ب شتر هم بوده اند بهر صورت ب ن انها ودوست محمد خان عهد پ مان بسته م شود ول نامبردگان م گو ند ما خود را جز طا فه لاشار م دان م ودر طول تار خ بخکومت لاشار وفا دار بوده ا م فقط طرف مقابل شما م رهوت خان ولاشار نباشد وبرا بعق ه جا ما تعهد م کن م همجا پ ش قراول ودر صف اول قرارم گ ر م دوست محمد خان هم ازوفا دار انها نسبت به سرداران سنت خود خوشش م ا د م گو د من از سوابق شما خبر دارم وبا تمام امکاناتم از شما با عزت واخترام نگهدار م کنم وبد ن طر ق دوبرادر همراه وهمکار خود را با دوست محمد خان اعلام م کنند که همه جا با او هستند وخود را بکشتن م دهند به استثنا لاشار ودوست محمد خان شرا ط انها را م پذ رد از قضا زمان که درگ ر مسکوتان پ ش م ا د س د ونواب در پهره بوده اند واز نگران دوست محمد خان اگاه م شوند وشروع بم انج گر م کنند وم گو ند تقصر از دلمراد بوده اولا بدون گناه م ر ابراه م را کشته وبدتر از ان هوت خ درب ک که قلعه مسکوتان را تخو ل شما داد نسبت بو ب اخترام شده واز طرف هوت خ درب ک پدرزن م رهوت خان است دلمراد ملاخظه ا شان را

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/baloch_dar_gozar_11.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive


  • آن را اداره نميکرده اند بلکه قلعه ناصريه پهره مقر مرکزى حکومت بلوچستان بوده و مرکز فرماندهى نظامى ايران در بلوچستان بوده است که مجهز به ده ها عراده توپ صحرايى و کوهستانى و هزاران نفر نظامى بوده است و تصرف و تسخير قلعه ناصريه پهره بدست غلام حسين خان برهانزهى خونين بوده است در زمان تسخير قلعه پهره بدست غلام حسين خان برهانزهى سعيد خان شيرانزهى هيچ ونه اقتدارى در پهره نداشته است بلکه طايفه بامرى و شهدوست خان بامرى نواب خان بامرى و جلال خان بامرى به ترتيب ضابطان پهره از طرف والى کرمان و بلوچستان بوده اند و هنوز ده کتوکان ابتراز آن زمان متعلق به طايفه بامرى است ايرند ان و کارواندر از قلمرو سردارى و ضابطى طايفه بامرى بوده است آقاى عبدالکريم بلوچ اطلاعات ناقص نادرست و از خود ساخته اى بنا بر درک منطق و آرزوى بزر نمايى شيرانزهى هاى خود ارائه داده اند که سرداران شيرانزهى را بزر جلوه دهند حتى در صد کمى از داستان سرايى ايشان با واقعيت نزديک نيستند ايشان حتى در باره چ ون ى تسخير قلعه ناصريه پهره با کسانى که مستقيم در جن هاى تصرف و تسخير اين قلعه شرکت داشته اند يکبار هم مصاحبه نکرده اند و حتى از قبيله برهانزهى که داستان تسخير قلعه را خوب ميدانند و خود تسخير کنند ان اين قلعه بوده اند و بعضيها تا همين چند سال پيش در قيد حيات بوده اند که جزء افراد نظامى غلام حسين خان بوده اند و در تصرف قلعه پهره نقش مستقيم و بزر ى ايفا کرده اند يک بار مصاحبه نکرده است ولى ادعا دارند که تاريخ نويسى ايشان با تحقيق انجام شده و معتبر است اعتبار داستانهاى ايشان را در خواهيم يافت و داستان بچ انه و ناشيانه ايشان که غلام حسين خان پناهنده ميرهوتى خان شده و مثل يک بچه بد اخلاق ه اهى براى جلب نظر بهرام خان قلعه پهره را به تير بسته است و يا به دستور بهرام خان قلعه سردار مير هوتى خان را با تير زده است را تحليل خواهيم کرد و اين خود دليل عقده ايشان نسبت به نزديکى و همکارى برهانزهى ها با بارانزهى است در شأن شخصيتى با اين ابهت که قلعه پهره را از چن ال ارتش قاجار در مى آورد و دست دولت قاجار و ايران را از پهره کوتاه ميکند نيست که بازيچه دست بهرام خان شود و يا اين که قلعه پهره را از دور با تير بزند ويا قلعه مير هوتى خان را از دور با تير بزند و مير هوتى خان هيچ عکس العملى نشان ندهد واقعأ اين يکى از عجايب تاريخ نويسى نوين آقاى عبدلاکريم بلوچ است تنها افکار بچ انه تاريخ نويس بدون منبع تن به چنين منطقى ميدهد در داستان سرايى ساخت ى آقاى عبدلاکريم بلوچ قلعه پهره با دعوت کردن سردار نصرت به منزل غلام حسين خان برهانزهى و خلع صلاح سردار نصرت و تحويل قلعه ناصريه به غلام حسين خان برهانزهى مى انجامد و دولت مرکزى بلوچستان با هزاران نفر نظامى مسلح و ده ها عراده توپ به همين ساد ى به دست غلام حسين خان برهانزهى مى افتد و غلام حسين خان قلعه پهره را با يک قرارداد از پيش تهيه شده به بهرام خان بارانزهى تحويل ميدهد الحق که ايشان استعداد داستان نويسى بسيار عالى دارند من پيشنهاد ميکنم که ايشان به جاى تاريخ رمان بنويسد ايشان اطلاعاتى از سردار نصرت ندارند در غير اينصورت سردار نصرت را که يک شخصيت سياسى و نظامى عهد قاجار بوده در قلعه پهره قرار نميدادند که خلع سلاح شود ميرزا حسين خان عدل السطنه معروف به سردار نصرت پسر مرتضى خان قلى وکيل الملک دوم است وکيل الملک دوم در سال 1286 هجرى والى کرمان و بلوچستان منصوب شده بود و سردار نصرت در کرمان سکونت داشته است و هيچ اه در پهره سکونت نداشته است و در آن سالها رياست قشون شهر کرمان را به عهده داشته است نقل از تاريخ کرمان پاريزى و از جنرال سايکس شايد اين ساده ترين نادرست ترين و ناقص ترين تاريخ نويسى تاريخ است که بشر تاکنون نوشته است متأسفانه ايشان در باره نقشه و تسخير قلعه ناصريه هيچ تحقيقى انجام نداده اند و حتى زمانى که من از ايشان جوياى اطلاعات براى تکميل مقالاتى شدم اطلاعات با ارزشى نداشت و در واقع هيچ اطلاعاتى نداشتند که ارائه بدهند من حداقل سعى کردم که نظر او را در مواردى جويا شوم که حتى نظرى چنان غير واقعى به من ارائه دادند که منجر به ناباورى من نسبت به همه مقالات ايشان شد من در يک ايمايل از ايشان اطلاعاتى در باره رابطه غلام حسين خان برهانزهى با چراغ مراد و عزت بامرى جويا شدم که ايشان در جواب من فرمودند که مادر مراد بامرى از ملک هاى فنوچ است حال آنکه من ميدانستم که مراد بامرى خواهر زاده غلام حسين خان برهانزهى است و مادر غلام حسين خان خواهر نواب خان بامرى است و يا در باره رابطه غلام حسين خان برهانزهى با بارانزهى ها اطلاعاتى نداشتند تاريخچه طايفه برهانزهى و بامرى طايفه برهانزهى و بامرى از دير باز با هم رابطه خويشاوندى داشته اند و دارند سر چشمه مهاجرت آنها مشخص نيست که از کجا به پهره مهاجرت کرده اند مهم نيست از کجا به پهره مهاجرت کرده اند مهم اين است که قرنها قبل از شيرانزهى ها به پهره مهاجرت کرده اند آنچه که مشخص است و در تاريخ پهره ثبت شده است اين است که در زمان ورود اين دو طايفه به اطراف پهره طايفه زهرى زهى در ايرند ان و قسمتهايى از ابتر من جمله ده کتوکان حکومت مى کرده اند بعد از ورود طايفه برهانزهى و بامرى به ايرند ان و ده کاشن و بعد از حمله اين دو طايفه به قلعه ايرند ان که طايفه زهرى زهى حاکم آن بوده اند قلعه ايرند ان بدست طايفه برهانزهى و بامرى مى افتد و بعد از مدتى طايفه زهرى زهى براى باز پس يرى قلعه ايرند ان به قلعه ايرند ان حمله ميکنند و سردار دراخان بامرى و يک برهانزهى را ميکشند و بعدأ عليم خان برهانزهى براى انتقام يرى از زهرى زهى ها هشت نفر زهرى زهى ميکشد و بعد از مدتى قرارداد صلحى بين زهرى زهى ها برهانزهى و بامرى ها بسته ميشود که ايرند ان و کارواندر به بامرى ها و برهانزهى ها داده ميشود و ده کتوکان به عنوان خون بهاى سردار دراخان به بامرى ها داده ميشود به همين دليل بيشتر کتوکان متعلق به بامرى ها و سهم ناچيزى متعلق به برهانزهى ها يى است که رابطه حويشاوندى بسيار نزديکى با نواد ان سردار درا خان دارند افراد طايفه برهانزهى در سراسر بلوـستان پراکنده هستند تعداد زيادى در خاران ماشکيد و نوکندى زند ى ميکنند تقريبأ بانصد خانوار يا بيشتر در پهره و اطراف آن زند ى ميکنند تعدادى در جهلى شهر پايين شهر سرميچ زند ى ميکنند تعداد زيادى در نصرت آباد تعداد زيادى در ميرزاباد خاش تعدادى زيادى در دشت آبخوان خاش کارواندر و ايرند ان تعدادى در منوجان تعدادى در کلپور ان سراوان تعدادى در دامن زند ى ميکنند که در مواقع مشکلات به کمک همدي ر شتافته اند و تا چند سال پيش ماهى يکبار از محل زند ى خود به جلسات ماهيانه اين طايفه مى پيوسته اند و زمانى هفته اى يکبار اين جلسات آشنايى تشکيل مى شد که هدف بر قرارى روابط بين اين خويشاوندان بود ولى از ادامه آن فعلأ اطلاعى در دست نيست طايفه کلکلى و دامنى نيز در سراسر بلوچستان پراکنده هستند عده زيادى از کلکلى ها در کهنوچ و منوجان زند ى ميکنند تعداد زيادى در م س و زابلى زند ى ميکنند و رابطه خويشاوندى با طايفه سپاهى م س نيز دارند تعداد زيادى در سينوکان و ناهو سراوان سکونت دارند در جالق نيز از از اين طوايف زياد است فرمانفرما تصميم به تسخير قلعه ناصريه پهره و بيرون راندن قاجار از پهره طوايف عمده بلوچ در پهره ايرانشهر فعلى و بمپور و ابتر و احمدآباد مطابق يک قرار داد نا نوشته از پرداختن ماليات به دولت قاجار معاف بوده اند که البته اين شايد رسمى باقى مانده از دوره افشار باشد زيرا قبايل بلوچ پهره در همکارى با نادرشاه افشار براى بر انداختن حکومت ملايان صفوى اين رسم را پايه ذارى کردند قرار بر اين شده بود که قبايل بلوچ ا ر در موارد لزوم نيروى نظامى به دولت بدهند از دادن ماليات معاف خواهند شد و همين ابتکار پير محمد خان سردار جن نادشاه در بلوچستان باعث شد که قبايل بلوچ پهره و ابتر بر عليه صفويان و حکومت ملک هاى بمپور به صفوف پير محمد خان به پيوندند و ملايان صفوى و ملک هاى بمپور را شکست دهند که بعدأ پير محمد خان در قلعه بمپور بدست ايادى خود نادرشاه کشته شد لازم به يادآورى است که هميشه اختلافاتى بين مردم پهره و ملک هاى حاکم بمپور وجود داشته است زيرا ملک هاى بمپور از اعقاب سيستانى و يعقوب ليث صفارى بوده اند و به نظر مردم پهره اجنبى بوده اند در زمان قاجار به نوشته عبدالحسين ميرزا فرمانفرما که دوبار والى کرمان و بلوچستان بوده است طوايف برهانزهى محمودزهى کلکلى بيجارزهى و دامنى از پرداخت ماليات به دولت قاجار معاف بوده اند و تنها اين طوايف از دادن ماليات معاف نبوده اند بلکه بيشتر طوايف پهره از دادن ماليات معاف بوده اند ولى چون موضوع سر طايفه برهانزهى است روى اين طايفه تأکيد ميکنيم اين چهار طايفه از طوايف عمده پهره هستند و پيوند خانواد ى با هم دارند و هميشه در مقابل دشمنان خارجى با هم متحد بوده اند در آن زمان غلامحسين خان برهانزهى همانطور ايشان فرموده اند با قلعه ناصريه رابطه نزديکى داشته است و سران قبايل بامرى و نواب خان بامرى و جلال خان بامرى ضابطان دولت مرکزى براى جمع آورى ماليات بوده اند و نه شيرانزهى ها و قلعه بمپور قلعه اى متروکه بوده است و شيرانزهى ها در بمپور و پهره کاره اى نبوده اند و در ضمن يادآورى ميکنم که مراد بامرى چراغ بامرى و عزت بامرى خواهر زاده هاى غلامحسين برهانزهى هستند مراد بامرى چراغ بامرى و عزت بامرى پسران لالى برهانزهى که خواهر غلام حسين خان است مى باشند لالى برهانزهى و غلام حسين خان برهانزهى و مندوست خان برهانزهى و غلام رضا خان برهانزهى فرزندان جن ى خان برهانزهى هستند جلال خان بامرى فرزند سردار نواب خان بامرى است جلال خان و شهدوست خان دوم پسر دايى هاى غلام حسين خان برهانزهى هستند مادر غلام حسين خان از طايفه بامرى و خواهر نواب خان بامرى است و مى بينيد که چرا جلال خان و شهدوست خان پسر دايى هاى غلام حسين خان برهانزهى هستند و به همين دليل غلام حسين خان برهانزهى اطلاعات دقيقى از داخل قلعه ناصريه داشته است و از رفت و آمد و کم و زياد بودن نيروهاى نظامى قلعه باخبر بوده است ميدانسته است که در چه زمانى رييس قلعه و فرمانده کل براى مرخصى و زيارت و ديدار به کرمان ميروند و مناست ترين زمان را براى حمله به قلعه انتخاب کرده بود نقشه تسخير قلعه بر خلاف نوشته آقاى عبدالکريم بلوچ که نوشته است در ديدار با بهرام خان کشيده ميشود شروع نميشود بلکه نقشه تسخير قلعه از زمان رخداد پايين که شرحش مى آيد کشيده ميشود سرتيپ ابوالفتح خان فرمانده قشون قاجار در خاش و سرحد بوده و به رواياتى حرمسرا براى خود داشته است به رواياتى نود زن بلوچ از خاش و سرحد به زنى رفته بوده است حتى قطعه شعرى به ياد ار مانده است که چنين مى ويد ايى ابوالفتح خان ون مراد خان چى کلامى پت ترا چيد ى زرين به بستش ايى شمى دمبى سرا و کسانى را که در خاش و سرحد چشمان زاغ داشته باشند به شوخى ابوالفتحى مى ويند ابوالفتح خان به دستور سلطان عبدالحميد ميرزا نصرة الدوله فرمانفرما به حکومتى بلوچستان منصوب ميشود و در پهره در خواست زن بلوچ ميکند که داستان جلال خان برهانزهى که بسيارى داستان آن را ميدانند از دادن دختر خود به ابوالفتح خان سرباز ميزند و به توپ بسته ميشود و اين باعث ميشود که قلعه پهره براى اولين بار براى چندين هفته به محاصره قبايل برهانزهى و هم پيمانان آنان در آيد و سلطان عبداحميد فرمافرما والى کرمان قواى دولتى را براى شکستن محاصره قلعه پهره از رودبار و کرمان به پهره ميفرستد و محاصره قلعه را شکسته و ابو الفتح خان را نجات مى دهد و در تاريخ کرمان نوشته باستانى پاريزى محاصره قلعه ناصريه پهره نيز ذکر شده است به روايتى در زمان تصرف قلعه پهره يکى از فاميلان امير مفخم بختيارى تعديات زيادى نسبت به مردم پهره روا داشته است و چون تاريخ بلوچ نانوشته است از حاکم قاجار قلعه پهره قلعه ناصريه در زمان تسخير اين قلعه اطلاعات دقيقى در دست نيست و به احتمال زياد اختلافات سر پرداخت ماليات بوده است تاريخ دقيق تسخير اين قلعه نيز مشخص نيست ولى آنچه که مسلم است تسخير اين قلعه بين سالهاى 1287 هجرى شمسى و 1293 هجرى شمسى اتفاق افتاده است که برابر است با هرج و مرجهاى ايران اواخر دوره قاجار والى کرمان و بلوچستان در سال 1287 هجرى ش سردار معتضد بهجت الملک بوده است بعد از اوصاحب اختيار قوام الملک صارم الملک برادرزاده سردار جن وکيل الملک نصرة السطان جلال الدوله مسعود شاهزاده امير اعظم امير مفخم بختيارى لطفعلى خان بختيارى سردار محتشم بختيارى سردار ظفر بختيارى حشمت الدوله والاتبار والى کرمان بوده اند به احتمال زياد بيشترين هرج و مرج ها در کرمان و بلوچستان در زمان والى رى امير مفخم بختيارى رخ داده است به نوشته ابوالحسن خان مستوفى اين شخص پسران و فاميلان نزديک خود را به والى سيرجان رفسنجان سيستان و بلوچستان منصوب کرده بود حاکم بلوچستان هر کس که بوده باشد رسم و قانون قديمى پهره را که طوايف پهره ماليات نميدهند را زيرپا مى ذارد و به روايتى در خواست زن بلوچ از يک طايفه غير برهانزهى ميکند براى احترم به اين طايفه از نوشتن اسم اين طايفه خوددارى ميکنيم به نظر طوايف بلوچ پهره و سردار غلام حسين خان برهانزهى اين در خواست غير معقول و غير اخلاقى به نظرمى آيد سردار غلام حسين خان آشفته ميشود و مى ويد که کار قجر به جايى رسيده که در خواست غير اخلاقى از بلوچ ميکند و طرح تسخير قلعه ناصريه پهره و بيرون راندن قاجار از پهره از همين جا رقم ميخورد غلام حسين خان با اطلاعات دقيقى که از داخل قلعه داشته و تعداد نفرات و زمان مرخصى نظاميان يک نقشه از انبرى تهيه ميکند که قلعه ناصريه را تصرف و پهره را تسخير کند غلام حسين خان افراد نظامى خودرا که همه از طايفه برهانزهى بوده اند را به دو روه تقسيم مى کند و فرماندهى يک روه را به برادر خود مندوست خان ميدهد و فرماندهى روه دوم را خود به عهده مي يرد روه مندوست خان در اسدآباد سداباد که در شمال شرق قلعه واقع است سن ر مي يرد و روه غلام حسين خان در جايى بنام ريک لى پکان ري لى پکان ري ليپک که درست روبروى قلعه است با روه خود سن ر مي يرد و اول بامداد اين دو روه به سمت قلعه پيشروى مى کنند خود غلام حسين خان با روه خود همزمان از ريک لى پکان به سوى قلعه تير اندازى کرده و پيشروى ميکنند ون هبانان قلعه را غافل ير ميکنند به رواياتى شليک تيرها به اندازه اى بوده است که سوء تفاهم يک حمله بزر را براى فرمانده نظامى قلعه به وجود آورده بود از اسدآباد روه مندوست خان خود را به قلعه ميرسانند و فرمانده قلعه را که بين نيروهاى غلام حسين خان و مندوست خان در محاصره بوده دست ير ميکنند و همه نظاميان قلعه را خلع سلاح ميکنند و به اين طريق حکومت قاجار و ايران در پهره ايرانشهر فعلى به پايان ميرسد از تعداد کشته شده ها و تلفات دو طرف آمار دقيقى در دست نيست و روايات و ارقام مختلفى از 17 نفر تا 29 نفر ذکر شده است ولى آنچه که مسلم است اين در يرى ساعتها طول کشيده و خونين بوده است بعد از تسحير قلعه پهره دي ر طوايف پهره ميخواهند به رسم سابق در اداره و حاکمى قلعه شريک شوند و اختلافات قبيله اى پيش مى آيد که غلام حسين خان براى جلو يرى از عميق شدن اختلافات قبيله اى به قبايل کلکلى دامنى و بيجارزهى پيشنهاد ميکند که بهتر است حکومتى قلعه را به بهرام خان بارانزهى بدهند و اين چهار طايفه موافقت ميکنند و به اين ترتيب غلام حسين خان حاکمى پهره و قلعه ناصريه را به بهرام خان بارانزهى ميدهد در ازاى اين خدمت بزر به بهرام خان بهرام خان ده شهردراز را که از دهات و زمين هاى خالصه بوده است زمين هاى خالصه متعلق به دولت بوده و زمين هاى خاصه متعلق به شخس شاه بوده است و در آن زمان آب رودخانه دامن آن را مشروب ميکرده است از سفرنامه کرمان و بلوچستان فرمانفرما در مى يابيم که رودخانه دامن ده شهردراز را در آن زمان مشروب ميکرده است ولى آب دورخانه دامن در حال حاضر خشک شده است به غلام حسين خان و برهانزهى ها ميدهد و يا غلام حسين خان اين ده را براى خود و طايفه خود ن ه ميدارد بازماند ان طايفه برهانزهى در شهردراز و سرکهوران از برهانزهى هايى هستند که در تسخير قلعه شريک بوده اند و سهم خودرا تا به امروز در شهردراز دارند بعد از آن غلام حسين خان و طايفه برهانزهى بدون مانع ن هبانان قلعه داخل قلعه رفت و آمد ميکنند بعضى از سران حسود قبايل پهره به بهرام خان اعتراض ميکنند که چرا غلام حسين خان و طايفه او هميشه مسلح بدون مانع به ديدار شما داخل قلعه مى آيند ولى بقيه طوايف و سرانشان بايد اسلحه هاى خودرا دم قلعه به امانت ب ذارند و غير مسلح به ديدار شما بيايند بعد از اين حسادت و فشار قبايل دي ر روزى بهرام خان به ن هبانان خود دستور ميدهد که طايفه برهانزهى را با اسلحه اجازه ورود به قلعه را ندهند و فقط غلام حسين خان با اسلحه ميتواند وارد قلعه و امير نشين شود چند روزى بعد غلام حسين خان با تفن داران خود وارد قلعه ميشود و ن هبانان ماانع ورود نفرات مسلح غلام حسين خان ميشوند غلام حسين خان عصبانى ميشود و به افراد خود مى ويد که دم قلعه بدون تحويل اسلحه هاى خود به ن هبانان منتظر باشند ا ر صداى تير اورا شنيدند به قلعه حمله کنند غلام حسين خان به

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/capturing_of_pahra_fort_1.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • نا فرمانی مدنی و قانون بی زمانه آنتیگون
    چه سست و ب مقدار است چرا که قوان ن نانوشته خدا ان نه امروز بل همواره و حت فراسو خود انسان ها حکم رانده و خواهندراند م دانم که من حت ب فرمان تو ن ز خواهم مرد چرا که من انسان فنا پذ رم ل ک اگر لحظه مرگم فرا رسد مرا دشوار در تحمل آن نخواهد بود ح ات کنون من ز ستن در کنار اهر من است آ ا مرگ دربرابر چن ن ز ستن کمتر از ک دوست است مرا ازمرگ هراس ن ست و اگر بگذارم که پ کر برادرم ب تدف ن بماند رنج خواهم برد نه من بر چن ن فرمان تن نخواهم داد در ا ن نخست ن رو اروئ کرون و آنت گون نه تنها دونگرش سازش ناپذ ر نسبت به جوهر قانون بلکه دو قانون در تضاد باهم قانون مبتن بر عدالت که به فرمان درون ک انسان در م آ د و در ا نجا به جزئ از هست آنت گون در آمده است و از آن اطاعت م کند وقانون ستمگرانه ک خودکامه در تقابل هم قرار م گ رد کرون بر آشفته است که قانون همان فرمان اوست ا ن حکم و فرمان من است و تو بهوش باش که سهم خود را اداکن قانون من در هر امر بزرگ و کوچک چه عادلانه و چه ب دادگرانه با د مورد اطاعت قرارگ رد موضع کرون تشابه ناگز ر با خشن تر ن خودکامگان تار خ در عصر جد د نظ ر ه تلر در آلمان و ا امثال وطن آن در کشور ما دارد که حکم خود را قانون بشمار م آوردند 5 بر خلاف قانون کرون که توسط خود او وضع شده است قانون آنت گون قانون نا نوشته ا ست که از روح عدالت خواه و وجدان جمع بشر ت نشآت گرفته است و و آنرا پذ رفته و محرکه حرکت او در نافرمان از قانون ک خود کامه است تراژد قوان ن نا عادلانه در ا ن است که سرانجام خود خود کامگان را ن ز ب نص ب نم گذارد آنت گون همانگونه که آلفرد فرگوسن م نو سد خرد انتقاد آنت گون را بمثابه درام وجدان فرد انسان تلق م کند که ملهم از ک الزام اخلاق قاطع ون رومند است که به عص ان عل ه فرمان غ ر اخلاق ک دولت استبداد و خود کامه بر م خ زد که در چهره کرون تجسم افته است و در ا ن تقابل د کتاتور شر ر و شخص ت قهرمان زن آنت گون مع ار اصل وجدان انسان در برابر ب رحم و خصلت نا انسان قدرت حاکم است 6 در برابر فرمان کرون پادشاه ته بس که پ کر فرو افتاده پول ن س س برادر آنت گون نبا د دفن شود تا طعمه ح وانات وحش گردد دونگرش متفاوت د گر ن ز نسبت به قانون مطرح م گردد ا سمن 7 خواهر آنت گون به ناتوان خود در برابر قانون پادشاه خود کامه اشاره م کند و سر تسل م فرود آورده و رفتار خود را بر اساس قانون ظالمانه تنظ م م کند هرچند که آگاه است که حکم پادشاه نا عادلانه و ستمگرانه است دوخواهر در فضائ از اندوه از دست دادن دوبرادر و فرمان ب رحمانه ا قرار گرفته اند آنت گون خواهر خود را ب ار فرا م خواند گرام خواهرم ا سمن تو خواه اند ش د که ما بخاطر نفر ن تقد ر بر اود پوس رنج فراوان کش ده ا م اندوه گرانبارتر از آنچه من وتو از سر گذرانده ا م نم توان تصور کرد اکنون کرون سوگند خورده است که کس نبا د پول ن س س را دفن کرده و ا بر او سوگوار کند با د پ کر او برو خاک مانده و گنج ش ر ن کرکس ها و لاشخواران شود که به جستجو طعمه ا م گردند و سزا سر پ چ سنگسار در ملا عام خواهد بود من پول ن س س را بخاک خواهم سپرد حت اگر سزا آن مرگ خو شتن من باشد ا ن جرم مقدس است ومن تنها آنچ ز را انجام م دهم که با سته است ل کن ا سمن م گو د که او در برابر قانون ناتوان است و آنت گون را به تسل م در برابر فرمان کرون فرا م خواند بخاک سپردن پول ن س س تو خودگفت که قانون جد د آنرا منع م کند به فرجام هولناک ب ند ش اگر ما بر خلاف فرمان کرون رفتار کن م خود در کام مرگ خواه م رفت پس به هر آنچه کرون فرمان داده است عمل کن ما زن ب ش ن ست م آنت گون و مارا توان جدال با مردان ن ست قانون ن رومند تر است و ما با د در برابر آن تسل م شو م م خواهم که جسد فرو افتاده بر خاک ما را ببخشا د من ناتوانم و با د در برابر کسان که قدرت را بدست دارند سر فرود آورم آر قوان ن خدا ان بس گرام ترند ل ک من قدرت نقض قانون را که به مصلحت همگان است را ندارم و ا سمن سرانجام سر تسل م در برابر ک قانون خود کامه فرو م آورد بر خلاف ا سمن ه من 8 فرزند د کتاتور و دلش فته آنت گون پدر را به عقل و خرد و رعا ت عدالت فرا م خواند و هشدار م دهد که کس که م اند شد که تنها او توان سخن خردمندانه را دارد سرانجام پوچ استعداد خود را بنما ش م گذارد نه هرگز خردمندانه ن ست که تسل م چن ن اند شه ا گرد د هنگام س لابه ها م توان د د که برخ در ختان به نرم خم شده و شاخ و برگ آنها بسلامت زنده م مانند ل ک درختان سفت از ر شه برکنده م شوند خطر ب راهه رفتن همواره در کم ن ما نشسته است پس چه ن ک است از آنان آموخت که م توانند درس بما ب اموزند در ا نجا فرزند که پدر خود کامه را به اعتدال و خرد فرام

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/nafarmani-madani.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive


  • در مقطع کودتا 28 مرداد و چگونگ لو رفتن سازمان را ط جلسات تشر ح کنند مسؤل ت آن بر گردن آقا عل عموئ افتاد هنوز ما و آنها در کمون جداگانه ا بود م بزود احساس اعتماد متقابل ب ن ما و آنها بوجود آمد با ا نهمه برغم احترام ما به افسران حزب توده ک فاصله انتقاد ب ن ما نسبت به خط س اس حزب توده و شورو برا هم شه باق ماند بعد از محاکمه ما در دادگاه نظام عده ا از هم پرونده ا ها ما به دوره ها کوتاه محکوم شدند و آزاد گرد دند عده ا ن ز بدل ل داشتن تما لات طرفدار از چ ن در کمون د گر جمع شدند ما آذربا جان ن ز تصم م گرفت م که با کمون اشتراک ها که شامل افسران حزب توده و صفر خان و چند تن د گر که آنها ن ز توده ا بودند مثل آقا زهتاب و بد رالد ن مدن و هدا ت معلم غن بلور ان و برزگر و غ ره ادغام شو م ما ضمن ا نکه بر خط حزب توده و شورو ا راد جد داشت م ول عم قا نسبت به ا ن بازمانده ها عصر از مبارزات س اس و اجتماع ا ران که بر سر اعتقادات خود پا بند مانده بودند احترام عم ق قائل بود م زندگ جمع تقس م کار جمع را م طلب د و هر ک از ما به شاگرد قد م ها در آشپز و کارها روازانه در آمد م در آنزمان زندان ان س اس در اعتراض به ک ف ت بد غذا از گرفتن غذا زندان امتناع م کردند و ما ناگز ر از تک ه بر خانواده ها خود بود م افسران حزب توده حقوق مختصر را که از طرف دادرس ارتش به آنان پرداخت م شد خرج کمون م کردند تازه همه ملاقات نداشتند و خود ما ها ن ز برا مدت از طرف دادرس ارتش و درواقع از طرف ساواک ممنوع الملاقات شده بود م که ا ن مساله بعد از تبع د شدن ما به زندان ها دوردست بمدت کسال د گر ن ز ادامه افت بدل ل نداشتن حق ملاقات خانواده ها ما دم زندان م گفتند به ملاقات زندان ان عا د م روند وسط ح اط قصر راه خود را بطرف بند س اس کج م کردند و با خواهش و تمنا مواد غذائ و م وه و س گار و پول را داخل بند تحو ل م دادند در آنزمان رئ س زندان قصر ک سرگرد کرد بود که با آقا رضا شلتوک از افسران حزب توده همکلاس بوده و با زندان ان کنار م آمد آقا رضا رابط زندان با ز ر هشت بود که بدل ل همشهر و کرد بودن خود از ا ن رابطه همکلاس و احترام که رئ س زندان به آقا رضا داشت در دادن ک سلسله امکانات تا آنجائ که ممکن بود سختگ ر نم کرد بزرگتر ن خوشبخت زندگ من ا ن بود که من دست ار آقا عباس حجر در پخت و پز برا کمون شدم حجر ک از استثنائ تر ن چهره هائ بود که در تمام عمرم د ده ام گوئ به زلال آب درب ابان در هرم تابستان گرم رس ده ام هفته ا ک روزنوبت کار مشترک من و عباس آقا بود از ته ه صبحانه تا شام برا مجموعه ب ست و دو ا ب ست و سه نفر که باهم بود م و من از نحوه لو رفتن سازمان نظام و دستگ ر و محاکمه و زندان ها رفته او سؤال م کردم و او از دوره دانشجوئ خود در دانشکده افسر از سروان عباس که در دانشکده فرمانده او بود و با وجود عضو ت مخف در ک سازمان نظام جلو صف با بد و ب راه گفتن به شاه و دربار عسس مرا بگ ر م کرد سخن م گفت از ا ن تظاهر فرمانده خود بارها به سازمان افسر شکا ت کرده بود و ل م گفت که سر و کله سروان عباس در خانه او وبصورت سر زده پ دا م شد و شکا ت نامه حجر را به او بازگو م کرد عباس هم ن اعمال را در دوره زندگ ز ر زم ن خود ن ز با ب احت اط تمام ادامه م داد از انجائ که خانه بس ار از افسران و نام و محل زندگ شان را شخصا م شناخت م توانست در صورت خ انت و ا تعق ب و مراقبت جد حت بدون کشف رمز از طرف اداره رکن 2 ارتش به ر است سرهنگ مبصر همه آنان را ز ر ضرب ببرد عملا ن ز چن ن شده بود ظاهرا خسرو روزبه تا زمان خ ا نت سروان عباس به و اعتماد کامل داشت حجر انتقاد داشت که سازمان نظام نبا د ا نهمه اطلاعات در اخت ار کنفر قرار م داد برا حجر مهم نبود که کس مخالف نظر اوست سلامت روح فرد وفادار بودن به آرمان خود و مبارز بودن در زندگ مع ار بزرگ بود و برا او ارزش والاتر داشت تا همنظر با او ع د نوروز همانسال نزد ک م شد م گفتند که در سال ها قبل عن قبل از ماجرا طرح فرار نا موفق ب ژن جزن و عز ز سرمد و عباس سروک و چوپان زاده و مشعوف کلانتر و جل ل افشار از زندان قصر اجازه م دادند که خانواده ها داخل آمده و در ح اط زندان با هم جشن بگ رند بهم ن دل ل ن ز در داخل ح اط برو رو د وارها برا سرگرم کودکان عکس ها حاج ف روز و دا ره و دنبک کش ده بودند جا نقاش ها پر ده رنگ بر رو د وار هنوز باق بود چهار شنبه سور را ما با روشن کردن بوته ها گون و پر دن از رو آتش و خواندن شعرآتش شعله برکش جشن گرفت م م خواست م طراوت فرورد ن و جشن بهاران را با ادگاران ا ن سال ان درازتقس م کن م صفر خان ن ز مثل هم شه در داخل اطا قش پشت

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/abbas_hejri_1.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • گاندی ، مبارزه مسالمت آمیز و مساله نافرمانی مدنی
    انگل س بر هند اصلاح طلب نبود و نم خواست که استعمار انگل س بتدر ج خود را اصلاح کرده و مردم سالار مستعمرات در آن کشور بوجود آ د همچن ن گاند نم خواست که در چهار چوب قانون گرائ مستعمرات عمل کند بلکه م خواست خود قانون مستعمرات از ب ن برود بعبارت ساده گاند در مورد حاکم ت انگل س بر هند سرنگون طلب بود کسان که درکشور ما همچنان از مردم سالار د ن دم زده و گاند را بعنوانئ تابلو حرکت خود بدست م گ رند با د گفت که به منبع تجرب مع الفارغ در تار خ اشاره م کنند گا ند در حرکت س اس خود بدلا ل به اقدامات مسالمت آم ز معتقد بود در ا ن زم نه ا دوئولوژ س اس او و تاث ر گ ر او از هنر ثورو نقش داشت همانگونه که گاند بنوبه خود بر مارت ن لوتر گ نگ و جنبش مدن س اهان در آمر کا در دهه 1960 تاث ر داشت ل کن ظرف ت کارائ هر ا دوئولوژ را و اقع ت ها مشخص در ک جامعه و در ک برش از زمان تع ن م کند ترد د ن ست که هرچه ک مبارزه س اس مسالمت آم ز باشد امکان جلب هرچه ب شتر از ط ف ها مختلف مردم را بسو خود دارد و ا ن خود نشان دهنده ا ن است که مردم اساسا به روش ها مبارزات صلح آم ز راغب تر هستند و به اکثر ت مردم امکان ب ان خود را م دهد همچن ن روشن است که در کانون قدرت س اس قرار گرفتن افراد نظ ر خم ن و ه تلر و استال ن که اعتقاد به خشونت جزئ از نظام فکر آنان را تشک ل م داد عوارض س اس و اجتماع درامات ک م تواند داشته باشد ول سؤال ا ن است آ ا هر تئور را م توان در هر شرا ط بکار برد همانگونه که تئور مبارزه قهر آم ز را نم توان در هر شرا ط بکار گرفت مگر در شرا ط استثنائ بهمان ترت ب ن ز مبارزات مسالمت آم ز ن ز نم تواند قانون عام حرکت ها تار خ باشد بعنوان مثال آ ا م شد عل ه ه تلر مبارزه مسالمت آم ز داشت و آ ا م شد با گفتن شعار اس اس برادر ماست شمش ر تجاوز ه تلر را کند تر کرد در آنصورت آ ا ما از حماسه تسل م دربرابر استبداد در لفافه مبارزه غ ر خشونت آم ز سخن نگفته ا م حرف من تمج د از خشونت ن ست بلکه م خواهم ضعف استدلال مطلق ساز مبارزات صلح آم ز برا هروضع ت بو ژه در برابر رژ م ها استبداد توتال تر را نشان دهم همچن ن م خواهم بر ا ن نکته کل د تاک د داشته باشم که منشاء اصل بروز خشونت حاکم ت ها خشونت طلب هستند و گرنه تما ل طب ع جنبش ها اجتماع به حرکت مسالمت آم ز است ه چ انسان با عقل متوسط تما ل با ن ندارد که گره را که با دست م توان باز کرد با دندان خود باز کند جنبش و مرز خشونت را نه جنبش مسالمت آم ز بلکه قدرت حاکم تع ن م کرد ا ن ک اصل کل حاکم بر جنبش ها اجتماع در تار خ بوده است ازا نرو فهم دن خصلت س اس دولت حاکم امکان فهم روشن تر فرآ ند ک مبارزه را فراهم م سازد ماه ت نظام س اس حاکم بنوبه خود نقش کل د در تحم ل اشکال مبارزات س اس دارد و نبا د به استنتاجات تئور ک شتاب زده از هر تجربه تار خ رو آورد نوع حکومت ها در ک کشور شکل نهائ گذار از ک س ستم حکومت بر نوع حکومت د گر را تع ن م کنند بنابرا ن هرگونه مطلق ساز در ک تئور شب ه ا ن خواهد بود که انسان نعل اسب را پ دا کرده و بخواهد تمام اسب ها جهان را با آن نعل تطب ق بدهد اگر استعمار انگل س در اوج قدرت نظام خود بود و واکنش خشونت آم ز نسبت به حرکت استقلال طلبانه هند نشان م داد آ ا م توان ادعا کرد که تاکت ک مسالمت آم ز گاند م توانست همچنان با موفق ت همراه باشد ا ا نکه خود گاند ممکن بود ازصحنه س اس هند حذ ف شد ه وماجرا در همان مس ر ب فتد که د گر جنبش ها بناگز ر در آن کش ده شده بودند تجربه اکثر انقلابات در تار خ نشان م دهد که معمولا توده مردم و احزاب س اس در ابتدا خواسته ها خود را بصورت مسالمت آم ز مطرح م سازند و رژ م ها س اس با واکنش ها پ اپ خشونت آم ز خود واکنش خشونت آم ز مردم را بر م انگ زند و گاه توده مردم جلوتر از رهبران س اس خود عل ه حکومت واکنش خشونت آم ز نشان م دهند والا در حکم دعا وان کا د خواندن ش خ در هنگام حمله سگ خواهد بود 6 معمولا مردم با خشونت حرکت ها اجتماع خود را آغاز نم کنند بلکه حکومت ها چن ن عکس العمل را بر آنها تحم ل م کنند در انقلاب 1905 روس ه دهقانان روس ه برهبر کش ش گاپون بشکل مسالمت آم ز عرضحال بدست بطرف کاخ تزار رفتند و با پاسخ گلوله تزار روبرو شدند د رانقلاب مشروط ت ا ران مردم ابتدا با عرضحال به شاه وسپس با کوت تنباکو آغاز کردند که در آنها نم توان رفتار خشونت آم ز را سراغ داشت در انقلاب آمر کا جنبش انقلاب در ابتدا با با کوت چا آغاز کرد و نه ستون ها نظام جرج واشنگتن همچن ن در انقلاب مشروط ت خشونت قاجاربود که مقابله قهر آم ز با خشونت را بر انگ خت آ ا م توان شکستن ن رو قهر محمد عل شاه توسط ستار خان و مردم آذربا جان را مذموم دانست و ستار خان و باقر خان را خشونت طلب نام د در انقلاب بهمن م دان م که تبل غ مبارزه مسلحانه جنبش ها فدائ و مجاهد و غ ره فراتر از عده کوچک از روشنفکران هرگز نتوانست افکار عموم و توده مردم را بسو خود جلب کند تنها در سه ساله پ ش از انقلاب خفقان و رفتار س اس خشن دولت شاه زم نه ها تغ ر در افکار عموم را بتدر ج فراهم کرد و در 1354 اسد الله علم در خاطرات خود نوشت که انقلاب در راه است اقدامات خشونت بار سلطنت با برقرار حکومت نظام و کشتار ها خ ابان نها تا در بهمن ماه 1357 به عکس العمل قهر آم ز مردم منته گرد د و ا ن در هنگام بود که خم ن م گفت هنوز حکم جهاد نداده است بعبارت د گر مردم زودتر از رهبر س اس به مقابله خشونت آم ز با خشونت نظام سلطنت رو آوردند از ا نرو سطح رفتار خشونت آم ز را هم شه نظام ها س اس تع ن م کنند و نه مردم و ا احزاب س اس و مردم در مقابله با خشونت دستگاه س اس با خشونت از طر ق بکارگ ر خشونت متقابل غلبه م کنند در حرکت ها س اس امروز در ا ران چه کس م تواند تضم ن کند که حرکت مسالمت آم ز مردم در صورت ادامه سرکوب فاش ست بهمان صورت مسالمت آم ز باق خواهد ماند ا ن معادله ا است که مجهول آنرا که عبارت از شکل مبارزه باشد رژ م ها س اس تع ن م کنند و گرنه مردم همواره با ش وه ها مسالمت آم ز و مدن آغاز م کنند و تقد ر ن ست که به ش وه ها غ ر مسالمت آم ز رو آورند نکته قابل توجه ا ن است که در ا ران کسان که سلاح بدست نظام سلطنت را سرنگون کردند منشاء خشونت در دوره بعد از انقلاب نبودند دو سازمان س اس فدائ و مجاهد که در دوره پ ش از انقلاب از مبارزه قهر آم ز طرفدار م کردند نقش در راه انداختن و نهاد نه کردن خشونت در جامعه نداشتند سازمان فدائ در فاصله کوتاه بعد از انقلاب سلاح ها ها خود را تسل م رژ م جد د کرد و بخش اکثر ت آن س است ها خود را با خط حاکم ت جد د تنظ م کرد و سازمان مجاهد ن ن ز بر اثر س است ها خشونت طلب خم ن به رو اروئ قهر آم ز کشانده شده و از سال شصت ببعد فاقد ک توان نظام در داخل کشور بود دستگاه سرکوب تازه ا که بعد از انقلاب شکل گرفت ضرورتا از کسان نبود که سلطنت را سرنگون کرده بودند عن آنهائ خشونت را بکار گرفتند که نه در انقلاب و نه قبل از آن نه طرفدار مبارزه مسلحانه بودند و نه آنرا تبل غ م کردند و نه نقش در ا ن زم نه داشتند بلکه ماش ن سرکوب جد د از م ان کسان عضو گ ر شده بود که فاقد فعال ت س اس در دوره سلطنت بودند بس ار از کسان که در راس کم ته ها و سپاه پاسداران قرار گرفتند از عناصر لومپن تشک ل شده بود حاج آقاهائ مصدر امور شدند که حت فاقد ک پ ش نه ک روزه برا اعتراض صنف بودند تا چه رسد فعال ت انقلاب و ا مبارزه قهر آم ز خشونت تازه ا که رژ م جد د عل ه کل جامعه براه انداخت محصول ک حکومت شبه قرون وسطائ بود که م خواست منافع س اس و اقتصاد لا ه بس ار کوچک بنام روحان ت را بر جامعه تحم ل کند عن اقل ت کوچک که در تمام س سال قبل از انقلاب حت ک قربان ن ز نداده بود و اگر تعداد ملا ان در زندان را در تمام دوره دونسل پ ش از انقلاب م شمردند در هر ه چ زمان ب ش از تعداد انگشتان دست ادم نبود ا ن همان لا ه اجتما ع بود که در دوره بعد از انقلاب با تک ه بر عناصر لومپن مدع انقلاب گر شدند و هر مخالف را بنام ضد انقلاب سلاخ کردند روحان ت با تک ه بر ا ن خشونت گسترده و فساد فراگ ر که براه انداخت از موقع ت وابسته به صدقه و خمس و ذکات به اشراف ت مال ا ران تبد ل گرد د اگر ادعا نهاد نه شدن خشونت در جامعه بعد از انقلاب و نسبت دادن آن انقلاب قهر آم ز درست باشد در ا نصورت ا ن سؤال مطرح م شود که خشونت در روزها اول انقلاب تحت عنوان حمله عل ه ل برال ها انجام م گرفت که هم فاقد ا دوئولوژ خشونت طلب و مبارزه قهر آم ز بودند و توسط کسان انجام م گرفت که ه چگونه فعال ت انقلاب که سهل است در ه چ حرکت س اس و اجتماع مشارکت نداشته اند در واقع ن رو قهر و خشونت در جامعه ن رو متفاوت بود اگر ما ا ده جهاد را بتوان م ا ده خشونت طلب درب ن مسلمانان بنام م که تنها در مقاطع کوتاه در اسلام قابل تجو ز بود با د در نظر بگ ر م که وجود ا ن ا ده در طول سال ان دراز در ا ران عامل بروز خشونت نبوده است و خود خم ن تا روز دوم انقلاب از روش خشونت آم ز در سرنگون سلطنت طرفدار نم کرد و ن ز توض ح در مورد تداوم خشونت در ا ن مدت س سال را نم دهد ا دوئولوژ خشونت زمان از طرف خم ن امکان بکار گ ر پ دا کرد که خم ن به دستگاه قدرت س اس دست افت در نت جه منشاء خشونت را در جا د گر با د جستجو کرد بکار گ ر قهر برهنه به خص صه ک حاکم ت س اس بر م گردد تا شکل ک تحول که انقلاب فقط ک شکل از آنست موسول ن بضرب اسلحه بقدرت نرس ده بود بلکه در راه پ مائ بسو رم در 1921 توانست بقدرت س اس دست ابد و ه تلر ن ز از طر ق انتخابات بقدرت رس د و ک از ب سابقه تر ن جنا ات تار خ را بوجود آورد در نت جه تبل غ ا ن ا ده که انقلابات موجب بروز خشونت در تار خ شده اند ک نوع عوام اند ش در حوزه س است است در ع ن حال ک اند شه محافظه کارنه ا را ب ان م کند ز را در عمل چه بصورت مستق م وچه بصورت غ ر مستق م ا ده همساز با رژ م حاکم و ام د تغ ر تدر ج در درون آنرا عنوان م کند ز را اگر بنا باشد که ک رژ م از طر ق ک سلسله اصلاحات ماه ت استبداد خود را از دست بدهد معن آن حفظ بقا آن رژ م در بلند مدت خواهد بود ا ن ا ده تازه ا در تار خ ن ست که بعض از روشنفکران ما م اند شند که به کشف آن نا ل شده اند ادموند برکه و مترن خ ن ز به اصلاحات و ضرورت آن اعتقاد داشتند ول کس ا ن دشمنان سر سخت انقلابات را اصلاح طلب ننام ده است و نظر ه روشنفکران س اس مخالف با انقلابات در ا ران ن ز فراتر از همان چهارچوب فکر پ شگامان ضد انقلاب در تار خ نم رود و درست ا ن بود که روشنفکران ما اند شه ها محافظه کارانه خود را در قالب دموکرات پنهان نم ساختند از سو د گر چن ن نظام فکر منشاء خشونت را از قدرت س اس در ک زمان و مکان و آدم ها مشخص برداشته و آنرا به شکل گذر از حکومت به حکومت د گر نسبت م دهد اگر جرم و جنا ت رخ داد آن شکل گذر مقصر است ونه افراد و اشخاص با نام و شناسنامه ها مشخص آ ا نهضت مقاومت فرانسه با د بش وه مسالمت آم ز عل ه ه تلر مبارزه م کرد و ا فرانسو ها از اصلاحات در رژ م ه تلر و ا حکومت فاش ست دست نشانده و ش با د طرفدار م کردند و آ ا ماه ت چن ن رژ م پ شبرد چن ن شکل از مبارزه را امکان م داد پاسخ به ا ن سؤال اگر منف است در آن صورت دل ل آنرا به چه چ ز م توان نسبت داد به خشونت طلب نهضت مقاومت قرانسه و ا نظام ه تلر آ ا نهضت مقاومت فرانسه بدل ل ا نکه با ش وه قهر آم ز عل ه اشغال ناز ها مفاومت کرده بود خشونت را در فرانسه بعد از جنگ نهاد نه کرد آ ا نهضت مقاومت قرانسه در دوره بعد از جنگ بزرگتر ن ن رو صلح طلب در جامعه فرانسه نبود و ا ن نشان دهنده ا ن ن ست که خشونت را ک قدرت س اس برجامعه تحم ل م کند و آ ا مطلق ساز تئور ک اعتبار خود را از دست نم دهد انقلابات گاه ناظر بر سرنگون ک قدرت س اس حاکم در ک کشور است و گاه ناظر بر سرنگون ک ن رو اشغالگر خارج که در عمل به قدرت حاکم درون تبد ل شده است دو انقلاب آمر کا و فرانسه در پا ان قرن ه جدهم دو نمونه روشن از ا ن انقلابات بودند اگر مبارزه برا سرنگون قدرت س اس ب گانه را بتوان ک انقلاب نام د که در واقع بدل ل ک دگرگون اساس در قدرت س اس انقلاب بحساب م آ ند اشکال گذار آنها ضرورتا تع ن کننده فرآ ند بعد استقرار دموکراس و ا د کتاتور نم تواند باشد ا ن شکل گذار ن ست که استقرار بعد دموکراس و ا د کتاتور تع ن م کند بلکه ماه ت فرآ ند بعد با ن رو مسلط رهبر تع ن م شود جنگ استقلال آمر کا که در حق قت ک انقلاب بود و کل جامعه مستعمره نش ن آمر کا را به حرکت در آورد مبارزه قهر آم ز برا رس دن به استقلال بود ول بزرگتر ن دموکراس تار خ را بن انگذار کرد اکثر ت ن رو رهبر در آمر کا فرزند عصر روشنگر از کسو و ل برال سم انگل س از سو د گر بود حال اگر بجا جرج واشنگتن ها توماس جفر سون ها ج مز ماد سون و جان آدامز ها و بنجام ن فرانکل ن ها کسان چون هام لتون که طرفدار استقرار سلطنت و گذاشتن تاج سلطنت بر سر جرج واشنگتن و بکارگ ر د کتاتور بودند رهبر انقلاب را بدست داشتند معلوم ن ست که نت جه به برقرار ک حکومت دموکرات ک در آمر کا منته م شد برغم دوشکل کاملا متضاد قهر آم ز و مسالمت آم ز مبارزه برا استقلال در آمر کا و هند دوره بعد استقلال به پ ر ز اشکال دموکرات ک دولت س اس در ا ن کشور ها انجام د در مقابل ه تلر برغم دست اب به قدرت از طر ق انتخابات اگر انتخابات را وس له مبارزه مسالمت آم ز بنام م ک حکومت تمام ع ار قهر برهنه در جامعه را بوجود آورد وم دان م که ه تلر در ب ن اکثر ت مردم آلمان در زمان خود محبوب بود بهم ن ترت ب خم ن بر اثر ک انقلاب قهر آم ز عل ه سلطنت بقدرت رس د و فاجعه ا بنام جمهور اسلام را برپا ساخت که محجور تلق کردن مردم و ب حق مطلق آن استوار است با ن ترت ب م ب ن م که دوشکل متفاوت رس دن بقدرت ک مسالمت آم ز و د گر قهر آم ز و ل دو ن رو رهبر همجنس دو فاجعه مشابه را در حکومت توتال تر را بوجود م آورند در نت جه خطا ست که در استقرار استبداد ما شکل را عامل تع ن کننده در مبارزه بنام م همانگونه که مبارزه قهر آم ز نهضت مقاومت فرانسه عل ه ه تلر خشونت را در جامعه فرانسه نهاد نکرد و همانگونه که شکل بطر محتوا شراب را تع ن نم کند شکل مبارزه ن ز ف نفسه عنصر تع ن

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/gandi_va_mosalemat.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • بلوچستان در گذر زمان
    ضرب المثل م شود چون او م گو د اگر زم ن بجنبد م ر ام ن از جا ش تکان نم خورد بعدها به ا ن صورت گفتار م رام ن تکرار م شده اگر کس لجباز و ک دندگ م کرده م گفتند مگر توم رام ن بهر جهت سرزم ن بلوچستان زادگاه ش رمردان است که امروز ما بوجود انها افتخار م کن م ودرست ع ن گفتار م رام ن صد ها سال پ ش بوس له م ر گهرام لاشار هم تکرار شده وان زمان بوده که مادرم رگهرام ک شب حواب م ب ند که رودخانه نل از طرف پائ ن بطرف بالا طغ ان کرده واز تمام گدار وگردنها س ل بالا م رود وتمام مال واخشام وخانها انها را س ل با خود م برد صبح خوابش را به م ر گهرام تعر ف م کند وم گو د تعب ر خواب من ا ن است که بطور ق ن پادشاه افغانستان لشکر دراخت ارم رچاکرکه به او پناهنده شده گذاشته وا ن س ل بن ان کن بنظر من لشکر م ر چاکر است ول پ ش از رس دن مص بت با د جا خود را عوض بکن د وبا خوش ار مراقب اوضاع با شد م ر گهرام بمادرش م گو د مادر تا کنون ه چ خواب بحق قت نپ وسته واز طرف هم ن چند روز پ ش پهلوان سع د نوازنده مخصوص م ر چاکر که از خرات برگشته بود بمن خبر داد که م ر چاکر ششماه پ ش بر اثر بمار ابله در گذشته مادرش م گو د از کجا معلوم که سع د جاسوس نبوده وبشما دروغ نگفته باشد واسرار م کند که با د جا خود را عوض بکن د وبجا د گرنقل مکان بنمائ د م ر گهرام از اسرار مادرش نا راخت م شود م گو د چه اشکال دارد م ر چاکر ب ا د وبرا من ع ب است بخاطر خواب ا ن چراگاه ز با را رها بکنم بجا د گر بروم عصبان م شود حطاب بمادرش م گو د وانگشتش را بطرف کوه اشاره م کند وا ن طور بمادرش م گو د ا کوه چه اندانا بست گهراما خرامن سست البته موارد ذکر شده ترجمه اشعار است که از م رچاکر وم ر گهرام بجا مانده وعموم مردم بلوچستان از اشعار بجا مانده زمان نامبردگان مطلع م باشند ول اخر ن گفتارم رام ن هم چون شباهت بگفتار م ر گهرام داشته به ا ن حاطر تکرار ان رو داد را هم ب ان کردم که م ر گهرام بمادرش م گو د اگر ا ن کوه از جا ش تکان بخورد شا د ول تکان خوردن سست برا گهرام خرام است طول نم کشد که خواب مادرش درست تعب ر م شود در همان نقط جنگ سر نوشت ساز بوقوع م پ وندد وم رگهرام همراه ب ست چهارهزار لاشار کشته م شوند وبا د بدان م مردان بصلابت وپا دار کوهها بلوچستان درم ان قوم ما وجود داشته اند ودارند از خاش ه بر م گرد م واصل مطلب را پ م گ ر م حلاصه پس از ورود اقا ان بمخل جر ان واقعه را به بهرام خان که در ا ن موقع در پهره سکونت داشتند وم رعل محمد در سرباز م رسانند و پس از انجام مراسم فاتخه خوان بهرام خان بته ه وتدارک لشکر مبپردازد که انتقام خون برادرش را از نادرشاه وپردلخان بگ رد طول نم کشد که بهرام خان وم ر عل محمد ودوست محمد خان وابراه م خان لشکر بزرگ را تدارک م ب نند وبطرف تمپ خرکت م کنند وجنگ در اطراف قلعه تمپ اغاز م شود وقوا انگل س هم با تمام امکاناتش بکمک نادرشاه م ا د وبهرام خان محاصره قلعه را ب فا ده م داند وبطرف دهات گوماز عقب نش ن م کند قوا دولت بتصور ا نکه انها در خال عقب نش ن هستند بتعق ب م پردازند ودر اطراف گوماز جنگ وخشتناک بوقوع م پ وندد وتلفات سنگ ن بر قوا انگل س وارد م شود که ناچار بعقب نش ن م شوند وبهرامخان افرادش پس از غارت دهات خوزه گوماز با پ روز بطرف سرباز برم گردند وشکست سنگ ن متوجه قوا انگل س م شود ودولت انگل س شروع بمکاتبه با دولت ا ران م کنند وخواستار تنبه وسر کوب بهرام خان م شود ول دولت ا ران در ا ن زمان خود در گ ر انفلاب مشروط خواهان است وروز بروز پا ها دولت قاجار سست تر سست تر م شود حلاصه چند ماه از ا ن جر ان م گذرد نادر شاه پردل خان که متوجه قدرت بهرام خان شده بودند که با ان ترت ب قوا انگل س را تار مار نمود بوخشت م افتند وتنها راه چاره را رفتن بنزد بهرام خان م دانند وعذر خواستن ودادن خونبها دوبرادر بطور محرمانه خود را به پهره م رسانند وبقول ما بلوچها زحم کفن م کنند وبهرام خان هم از تقص ر انها م گذرد وصلخ صفا بر قرار م شود وقرار م شود دوست محمد خان با حواهر نادرشاه ازدواج بکند بهرحال نامبردگان با خوشخال به تمپ بر م گردند ومدت بعد دوست محمد خان به تمپ م رود وبا خواهر نادر شاه ازدواج م کند ومسئله خون م رام ن به ا ن طر ق حل فصل م شود ول ابراه م خان به صلح دائ ها خود بهرام خان وم رعل محمد قانع وراض ن ست ودر صدد گرفتن انتقام از پردلخان وبرادرش م باشد ابراه م خان م گو د دائ م م رام ن بخاطر من کشته شده وبرمن لازم است انتقام او را بگ رم وهر چه بهرام خان وم ر عل محمد نص خت م کنند و قبول نم کند وم گو د هر وقت دست من برسد انتقام م گ رم وانها هم تهد دات ابراه مخان را ز اد جد نم گ رند چند سال از ا ن ماجرا م گذرد اناگاه بهرام خان دچار ب مار مرموذ م شود وروز بروز حال او بدتر بدتر م شود ودر زمان ناام د قاصد بسراوان م پرسند

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/baloch_dar_gozar_10.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • اعلاميه مشترک
    رسمى و سياسى زرمبش و حزب در مقابل يکديگر به حساب آيد در بيشتر اين نوشته ھا که به خوانندگان چنين القاء ميشود که نويسندگان پنھان در پشت نامھاى مستعار از افراد تشکيلاتى اين دو تشکل ميباشند بعضا داراى نظرھاى غيرمسئولانه و دورازديالوگ سياسى سازنده براى مبارزه ملى مترقى ميباشند ازدوستان وھواداران حزب و زرمبش تقاضا ميگردد که دراين موقعيت حساس بيش ازپيش درجھت دوستى ونزديکى واتحاد و يگانگى طيف

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/Bpp_raj_announce.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive



  •