archive-org.com » ORG » B » BALOCHUNITEDFRONT.ORG

Total: 373

Choose link from "Titles, links and description words view":

Or switch to "Titles and links view".
  • ترويج نوآم چامسکى به عنوان نظریه
    جامعه امريکا به عنوان نظر ه پرداز بزرگ س اس معاصر آمر کا شناخته نميشود بلکه به عنوان کسى که خدمات گرانبهايى به زبان شناسى کرده است نوآم چامسکى را بهتر بشناسيم نوآم چامسکى يکى از دانشمندان زبان شناس امريکا است که در انيستيتوى تکنولوژى ماساچوست کرسى استادى دارد و يکى از اعضاى ھيئت علمى در رشته زبان شناسى است و در جامعه علمى امريکا به عنوان پدر زبان شناسى مدرن شناخته شده است نوآم چامسکى در 7 دسامبر 1928 در شهر فيلادلفيا در يک خانواده يهودى متولد شد پدر او از مھاجران يهودى اوکرايين و مادر او از مهاجران يهودى بلاروس فعلى به امريکا بودند آقاى چامسکى اقرار ميکند که افکار و عقايد سياسى او فرهنگ سنتى انارشيسم همراه با اصول آزادى خواهى کلاسيک است و از اصول آزادى خواهى سوسياليستى دفاع ميکند و با سنديکاى انارشيستى سنديکاى انارکو ھمدردى ميکند سنديکاى انارشيستى سنديکاى انارکو نوعى از انارشيسم است که از حقوق اتحاديه کارگران دفاع ميکند آقاى چامسکى يکى از اعضاى اتحاديه کارگرى IWW کارگران صنعتى جهان است اتحاديه کارگرى کارگران صنعتى جهان يکى از اتحاديه هاى بين المللى کارگران صنعتى است که در سالهاى ميلادى 1920 1923 در امريکا تأسيس شد و در سال 1923 تقريبأ داراى يکصد هزار نفر عضو بود و مرکز آن در شهر سنسيناتى ايالت اوهايو است اين اتحاديه بعد از انشعاب در سال 1924 رو به ضعف نهاد و اکنون جمع اعضاى اين اتحاديه تقريبأ 2000 نفر در سراسر جهان که 900 نفر آن را اعضاى امريکايى آن تشکيل مى دهند آقاى چامسکى کتابى در سال 2006 به عنوان انارشيسم چامسکى منتشر کرد ايشان يکى از منتقدان سيات خارجى امريکاست و خودرا طرفدار سوسياليست با آزادى فردى libertarian socialism قلمداد ميکند افکار و عقايد نوآم چامسکى در زمينه سياست و اقتصاد در ايالات متحده امريکا طرفدار ندارد من در يکى از سمينارهاى سياسى

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/chomsky.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive


  • دوستان حرکت بیداری ملی آذربایجان جنوبی
    به عنوان ک تشکل س اس مدرن دارا خط مش سياسى کاملا شفاف و روشن مشتمل بر دمکراس و آزاد در پا ه ر ز س ستم فدرال برا آ نده ا ران م باشد ب نش و تلاش کنگره که بر موازين و کنوانسيونھاى حقوق بشر سازمان ملل متحد تکيه دارد حاکميت سياسى مردم ايران و برقرار دمکراس پلورال با قدرت س اس غ ر متمرکز قانونمند و حقوق مدار م باشد که نم توان آنرا به معامله و يا فرمانبردار از ک رهبر تنز ل و تعب ر کرد بنابر ا ن فرما شات آقا دار وش هما ون در مقاله پادشاه و رهبر مرقوم در روزنامه ک هان لندن در خصوص کنگره مل تها ا ران فدرال ب مفهوم و فاقد وجاهت ارزش بوده و تکذ ب م شود در ايران ک يرالمله حق حاکم ت مل مل تها ساکن ا ران در مناطق تار خ خودشان بعنوان بخشى اساسى از حاکميت مردم ايران خط قرمز کنگره مل تها ا ران فدرال است و به عنوان ک ارزش اساس در پا ه ر ز دمکراس در ا ران در هر شرا ط غ ر قابل اغماض م باشد بواسطه گذار از ا ن واقع ت است که

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/Bayaniya%20Kongere.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • بنگرید بر خلقم
    بنگر د که م نگرند جان سپردن فرزندشان را بر دار بر برادرانشان بنگر د که م گر ند در آغوش ب جان و خون آلود برادر به خواهران سوگوار که اشک م بارند بر پ کره سرزم نم بنگر د به مادرانم که ن مه شبان با کابوس برم خ زند و خ ره و مبهوط بر بستر خال فرزندان خفته در خاکشان م نگرند وخون م بارند بنگر د بر پسران که با اشک جامه مانده از پدر را م شو ند بنگر د به سرزم نم بنگر د که خون م بارند بر پ کرش خون پاک مردم نج بش را ا سرزم نم زادگاهم خاک در خونم سخنم با توست بنگر به خو شتن بنگر بنگر به خاکت و گواه ده خون ر خته بر دامانت را بنگر به مظلوم مردمانت و گواه ده آه جانسوز در خفقانشان را بنگر به دژخ مان و گواه ده سنگ ن چکمه شان را بر قلب خواهرانم و بگو به ش ر مردانت که همچون تفتان با صلابت و استوار و همچون طوفان پر خروش و رانگر بتازند بر اهر من که ام د ا ن خلق خاموش و ستم د ده به دستان پر توان غ رتشان است

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/bengarid_bar.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • ادامه گفتمان قھرمانى دادشاه ‏
    شايد به دليل پز روشنفکرى باشد شايد به دليل پز سياسى باشد شايد ھم واقعأ براى تکامل فرھنگ روشنفکرى و سياسى باشد که من نميدانم به چه دليل بر عليه آن چند کلمه اى مى نويسيد ولى بيشتر به نظر ميرسد که براى تکامل فرھنگ روشنفکرى و سياسى نباشد نوشته ايد که بگذار د درک آقا ام د را از تار خ از نوشته خود او نقل کن م بسيارى از ھموطنان بلوچ به مقاله آقاى عبدالکريم بلوچ اعتراض کرده اند و بد و بيراه ھايى را نيز نثار ايشان کرده اند ولى اين جماعت ارزش تاريخى اين مقاله را درک نکرده اند که اگر چه تاريخچه اى از خوانين و سرداران بلوچ را بيان کرده است و آنھا را قھرمان قلمداد کرده است ولى بيشترين ارزش اين مقاله در آشکار کردن حقايق ماجراى دادشاه و جنايات اين قھرمان ننگ و نابودى بلوچ است و تاريخچه اى از بلوچستان معاصر است دوست عز ز شما از طرف د گران را متهم م کن د که از اطلاعات دست چندم استفاده نموده و و آنها را تار خ م نامند ول از طرف د گر اطلاعات داده شده در مقاله آقا ع بلوچ را ع ن حق قت تار خ م دان د بدون ا نکه شما با افراد که ا شان بعنوان شاهد خو ش معرف نموده اند مصاحبه نما د در کجاى اين جمله من مقاله آقاى ع بلوچ را عين حقيقت تاريخى ناميده ام لطفأ کلمه عين حقيقت تاريخى در نقل قول مرا نشان دھيد بين ارزش تاريخى آشکار کردن حقايق ماجراى دادشاه و جنايات او تا آنچه که آقاى ع بلوچ نوشته است را عين حقيقت تاريخى ناميدن به نظرم فرسنگھا فاصله است اينجاست که شما دچار مطلق گرايى شده ايد و شوق ھنر نمايى شما باع شده که شما در مقاله خود غلو کنيد شايد درک من از اجتماع بلوچستان به قول شما ابتدايى باشد ولى به نظر ميرسد دليل آن نويسنده ھايى م ل خود جنابعالى ھستيد که يا نمى نويسيد که من و ام ال من ياد بگيريم و يا شايد چون علاقه بسيار شديدى به دادشاه داريد ھر نوع انتقاد از دادشاه را محکوم ميکنيد و شايد چون ضد خان ھستيد حق حيات ھم براى آنھا قائل نيستيد اگر ھم مى نويسيد زورتان فقط به نويسنده ھاى بلوچ ميرسد و بس دقيقأ م ل بعضى از برادر کشيھاى بلوچستان ما که در کشتن ھمديگر قھرمان ھستيم ولى در مقابله با دشمن غير بلوچ سکوت اختيار ميکنيم و ھر بلايى که بر سر ما آورده ميشود قبول ميکينيم توجه کنيد که اين دفعه گفتم بعضى که ايراد نگيريد آيا شما فکر ميکنيد که من بيجا از جناب آقاى دکتر محمد حسن حسين بر انتقاد کرده ام لطفأ اجازه دھيد که اين سطور را از مقاله آقاى دکتر محمد حسن حسين بر نقل کنم حقيقت هر چه باشد عيسي خان به عنوان رييس قبيله ي مباركي كه دادشاه بدان تعلق داشت با دادشاه تماس گرفت و از او درخواست ملاقات فوري كرد تا پيام مهمي را كه شاه برايش فرستاده است شخصا به او تسليم كند وبراي جلب اعتماد دادشاه به قرآن كريم قسم خورد كه بدون اسلحه در سر قرار حاضر شود و زمان و محل ملاقات را از حكومت پوشيده بدارد به گفته ي مردم او هم چنين به دادشاه قول شرف داد و اين مثل را ذكر كرد كه بلوچ سرش رامي دهد اما زير قولش نمي زند تا دادشاه را كاملا از حسن نيت خود مطمئن سازد اين نقشه اما جزئي از برنامه اي بود كه حكومت و عيسي خان و همكاران بلوچش از پيش طراحي كرده بودند به نظاميان ايراني خبر داده شد كه به محض شروع شدن جلسه ي ملاقات دست به عمل بزنند دادشاه بي خبر از اين دسيسه ومطمئن از سوگند عيسي خان به كتاب مقدس و قول شرفش در سرقرار حاضر شد و ناگهان خود را در محاصره ي نيروهاي حكومتي ديد و چون از تسليم شدن سرباز زد نبردي با تفنگ درگرفت كه در ضمن آن وي و همراهانش كشته شدند http www pahra blogfa com 8607 aspx حق بدھيد که طايفه مبارکى کجا و دادشاه کجا طايفه مبارکى چه نسبتى با دادشاه دارد از کى دادشاه متعلق به طيفه مبارکى شده است قرار ملاقات دادشاه با عيسى خان کجا و دادشاه کجا مگر ھمه ما نميدانيم که دادشاه با مرحوم مير مھيم خان قرار ملاقات داشت و نه با عيسى خان ھمه ما ميدانيم که دادشاه در درگيرى با مرحوم مير مھيم خان ميرلاشارى کشته شد و نه با آقاى عيسى خان مبارکى چرا شما اين را با اين شفافى انکار ميکنيد اجازه بدھيد که مردم در مورد اين نوشته آقاى دکتر محمد حسن حسين بر قضاوت کنند واقعأ بنظرم نوشته اين آقاى دکترا مضحک است اگر من در بلوچستان قدرتى داشته باشم ترجيح ميدھم که کرسى استادى دانشگاه بلوچستان خالى بماند تا به آقاى دکتر محمد حسن حسين بر داده شود اگر قدرتى داشته باشم ايشان را مجبور به بازنشستگى خواھم کرد در مورد فدراليسم و دکتراھاى پي اچ دى دار بايد بگويم که اشاره من به چند سال پيش بود که يک آقاى حسين بر ديگر که خودرا پي اچ دى معرفى کردند در پالتالک براى چندين ماه آنلاين ميشدند و فدراليسم را محکوم ميکردند چونکه يوگسلاوى يک سيستم حکومتى فدراليست بوده است و نتيجه گيرى ميکردند که فدراليسم باع جنگ خونريزى و تکه پاره شدن يوگسلاوى شده است و بنا بر اين فدراليسم براى ايران بسيار بد است من بايد اين را مشخص ميکردم که به اشاره به آن داشتم مقاله اى ديگر از يک فيلسوف ديگر بود که باز ھم چند سال پيش در پالتاک تبليغ استقلال سرباز از بلوچستان را ميکرد و بعدأ تبليغ استقلال مکران از بلوچستان را ميکرد و اتفاقأ مقالاتى در وب سايت بلوچ نيز نوشتند و در يک آ مار گيرى ديگر ھمين شخص به اين نتيجه رسيده بود که بلوچھا در وضعيت مالى بھترى به قول او از فارس ھا در خارج از ايران ھستن د و درصد تحصيل کرده ھاى بلوچ به قول او از فارس ھاى ايران به مراتب بيشتر است و اين مقاله نيز در وب سايت بلوچ نيز منتشر شده بود در آن زمان اعتراض من به اين مقالات ھم ھمين بود که اين نوع آمار و مقالات ارزش و اعتبار علمى تحصيل کرده ھاى بلوچ را پايين خواھد آورد و اين دوستان قبل از انتشار اين نوع مطالب تحقيقات نيز بکنند و اگر آمار اين فيلسوف بلوچ عزيز درست باشد پس چرا ما خود را بکشتن ميدھيم بھتر است که از اين برترى استفاده کنيم و از زندگى راحت لذت ببريم ديگرى اعلام پشتيبانى پي اچ دى ديگرى در حمايت اخلاقى از رژيم ولايت وقيح در صورت حمله امريکا به ايران بود چه لزومى دارد که ما از دشمن خود حمايت اخلاقى بکنيم مگر ما نميتوانيم جبھه سومى بر عليه ولايت وقيح و امريکا تشکيل دھيم و در حد توان خود فعال باشيم يا دکتر ديگرى از موضع ضعف پيش آقاى شوونيست محمد امينى التماس کرده بود که به ما بلوچھا رحم کند زيرا ما بچه ھاى خوبى ھستيم و جدايى طلب نيستيم غافل از اينکه ما بايد از موضع طلب کار و حق به جانب براى رسيدن به حق حاکميت ملى خود در مقابل شوونيستھايى نظير داريوش ھمايون و محمد امينى ھا به ايستيم نه م ل يک طفل گريان طلب ترحم بکنيم شما با اين ھمه ادعا ھيچ وقت در مقابل ھمايون ھا و امينى ھا ايستادگى نکرده ايد ولى من با درک ابتدايى خود اندکى از وظيفه خودرا در مقابل اين شوونيستھا تا حدى انجام داده ام شما چه قبول کنيد و چه قبول نکنيد به نظر من مشکل ما کمبود نوشتن کمبود نويسنده و تئوريسين و مديريت است به نظر ميرسد که اين مقاله شما از سر تا پا دچار مطلق گرايى شده است و اين ذھن مطلق گراى شما خودش در مورد من س ال طرح ميکند و خود جواب ميدھد و خود نتيچه گيرى ميکند به حدى که ھر يک مقاله اى را که من تا به امروز نوشته ام به يک رشته تحصيلى دانشگاھى نسبت ميدھيد و در مورد ھر يک از مقالات پي اچ دى ميدھيد غافل ازاينکه يک مقاله دال بر تحصص ھيچ فردى در يک رشته تحصيلى نميشود يادآورى ميکنم که تخصص دليل بر دکترا داشتن نيست و علامگى دليلى بر مدارج بالاى تحصيلاتى ھم نيست اين ذھن مطلق گراى شماست که ھمه اين تخصص ھا را به من نسبت ميدھد به نظر من نسبى گرايى باع توسعه ديد انسان ميشود و در مقابل آن مطلق گرايى بلايى است که وسعت ديد ھر انسان را محدود ميکند شايد اين سردرگمى شما از درک نادرست شما از نظام تحصيلى در آمريکا باشد چونکه مى گويند کافر ھمه را به کيش خود پندارد به نظر من شما تحصيل کرده يکى از کشورھاى اسکانديناوى ھستيد و فکر مى کنيد که نظام تحصيلى دانشگاھى در اسکانديناوى م ل آمريکا است ھر چند من اگاھى از نظام تحصيلى کشورھاى اسکانديناوى ندارم ولى فکر ميکنم که نظام تحصيلى آنجا با امريکا فرق داشته باشد در اينجا لازم ديدم که نظام آموزشى دانشگاھى امريکا را توضيح دھم که دوستانى م ل آقاى سھراب دکترا در آينده ايراد نگيرند و يا دچار سردرگمى نشوند تحصيلات دانشگاھى در آمريکا فقط براى گفتن مدرک نيست بلکه فلسفه تحصيلات دانشگاھى در امريکا براين پايه استوار است که دانشگاه محل آماده سازى اافراد براى ورود به اجتماع است به ھمين دليل در دانشگاه ھر دانشجو در زمان انتخاب رشته دو رشته انتخاب ميکند که به اولى رشته تخصصى يا عمده گفته ميشود Major و به دومى رشته فرعى Minor گفته ميشود که اين پروسه در مقطع ليسان است به عنوان م ال اگر يک دانشجو رشته اقتصاد را به عنوان رشته تخصصى عمده انتخاب کند شايسته است که رشته فرعى را علوم سياسى انتخب کند زمانى که اين شخص از دانشگاه فارغ التحصيل ميشود در دو رشته سر رشته دارد که امکان پيدا کردن شغل براى اين دانشجو آسانتر ميشود زيرا شانس و فرصت پيدا کردن شغل بيشتر ميشود نظر به اينکه تقريبأ فارغ التحصيلان دانشگاھى در رشته تحصيلى خود شغل پيدا نميکنند بنا بر اين اين دانشجو ميتواند در اقتصاد يا در سيسات شغل پيدا کند افزون بر آن دانشگاه ھاى امريکا کلاسھاى بدون دريافت واحد Non Credit براى ياد گيرى دارند که علاقه مندان بدون طى مراحل عريض و تويل بت نام ميتوانند ياد بگيرند اين نوع کلاسھا شبانه ايام ھفته روزھاى تعطيل براى افراد کارمند ارائه ميشنود اين اطمينان به شما داده ميشود که نظرات من نظرات جبھه متحد بلوچستان جمھوريخواھان فدرال نيست زيرا در ھر جبھه و جبھه متحد بلوچستان نيز ان اين قاعده مست نى نيست اشخاص مستقل احزاب و سازمانھاى مستقل با حفظ استقلال سياسى عضو جبھه ھا ھستند تنھا زمانى مسئوليت به عھده جبھه است که اطلاعيه ھا اگھى ھا و مقاله ھا به نام جبھه انتشار يافته باشند يک نمونه از استقلال اعضاى جبھه ھا کنگره مليتھاى ايران فدرال است که ھمه اعضاى آن استقلال سياسى خود را دارند جاى تأسف است که من وقت خودرا بيھوده صرف تشريح اين نوع مسائل ميکنم زيرا اينھا از مقدماتى ترين اصولى ھستند که ھمه تحصيل کردگان و سياستمداران از آن اگاھى دارند ولى چاره اى نيست چونکه شايد اين تنھا راه تفھيم شما باشد در مورد درک بسيار ابتدايي من از اجتماع بلوچستان نوشته ايد وگفته ايد که روابط عشيرتى را فدراليسم سنتى ناميده ام توضيح اينکه من منابع ايرانى را به عنوان مرجع قبول ندارم و به نظر من بيشتر منابع سياسى و تاريخى ايرانى تحريف شده به نفع تک مليتى و از اعتبار خارج ھستند به ھمين دليل منابع يادگيرى و تحقيق من منابع به زبان انگليسى ھستند چونکه منابع ايرانى ذکرى از فدراليسم و روابط فدراليستى و استقلال قبايل و درون قبايلى نميکنند شايد به ھمين دليل روابط قبيله اى را فدرالسيم سنتى ناميدن براى شما تازگى دارد و مورد ايراد شما قرار گرفته است چونکه چنين چيزى در قاموس فارسى وجود ندارد افرادى که تئوريھاى اجتماعى سياسى را به وجود آورده اند افرادى م ل من و شما بوده اند و ھستند م ل من لباس پاره پوره و کفش کج و کوله ميپوشند اگر آنھا به خود جرأت و اجازه تدوين تئورى داده اند چرا من و شما اجازه تدوين تئورى را به خود ندھيم چونکه ما بلوچ ھستيم پس اجازه تدوين تئورى نداريم شکى نيست که استعمار اعتماد به نفس مارا کاملأ از بين برده است ولى اگر ما به خواھيم ميتوانيم اعتماد به نفس خود را باز سازى کنيم ما بايد به خود جرأت و اجازه بدھيم که ھر چه که ميتوانيم باشيم و از شدن ابايى نداشته باشيم ايراد شما از روابط قبيله اى بلوچستان را فدرالسيم سنتى ناميدن دليل بر عدم آگاھى شما از تدريس روابط قبايل و فدرالسيم سنتى است به اطلاعتان ميرسانم که تدريس و تحقيق در مورد قبايل روابط قبيله اى عشيرتى و ستنى يکى از رشته ھاى تحصيلى در امريکا است که تا مقطع دکترا نيز امکان ادامه آن ھست زيرا در امريکا بيشتر از قبيله زندگى ميکنند که موسوم به قبايل کنفدرات ھستند که به دليل روابط سنتى و استقلال درون قبيله اى روابط آنھا روابط فدرال سنتى گفته ميشوند فدرال و کنفدرال از يک جنس ھستند ولى فدرال استقلال و آزادى کمترى با خود به ھمراه دارد و تعجب نکنيد حتى وزارت کشور امريکا يک شعبه مخصوص تنھا براى قبايل امريکا دارد براى اطلاع بيشتر لطفأ به پيوندھاى زير مراجه کنيد وزارت کشور بخش امور قبايل http www artnatam com tribes html قبايل کنفدرات http oregonstate edu instruct soc204 plazad native2 marya marya htm دانشگاه ايالتى اوريگان http www eric ed gov ERICWebPortal custom portlets recordDetails detailmini jsp nfpb true ERICExtSearch SearchValue 0 ED188832 ERICExtSearch SearchType 0 no accno ED188832 دانشگاه ايالتى اوريگان http osulibrary oregonstate edu archives oma native american html قبايل امريکا http www weatherfordenterprises com page29 htm دانشگاه ايالتى پرتلند http www pdx edu careers majornativeamericanstudiesminor html و منابع زياد ديگرى وجود دارد اگر علاقه مند ھستيد لطفأ به من اطلاع دھيد که مراجعه بدھم قبل از من افرادى با سواد بيشتر از من روابط قبايل را فدرال سنتى ناميده اند نميتوانم کتاب براى شما بفرستم زيرا آدرس شما را ندارم ولى پيوند بعضى از مقالات آنھا به شما داده ميشود http www iranian com Opinion 2001 June Afghan index html Another tribal federalism Ethiopian http ethiopundit blogspot com 2004 08 new jack country html Oxford University http publius oxfordjournals org cgi content citation 5 2 1 American federalism http books google com books id 4 xvUUrCPqgC pg RA1 PA222 lpg RA1 PA222 dq tribal federalism source web ots JkZtmKH ai sig M AFXKSnxhTfJlIvYuJt4DB4HkE PRA1 PA225 M1 American fed http findarticles com p articles mi hb3380 is 200403 ai n15079071 American fed http www lahc edu socsci loiterman sbotw03 htm Another one http www cato org pubs journal cj15n2 3 8 html من امکان خريدن مقالات آکسفورد را ندارم در غير اين صورت حتمأ براى ا بات به شما خريدارى ميکردم در امريکا بيشترين تحقيق و تفحص در باره فدراليسم و قبايل ميشود زيرا امريکا و کانادا قبايل زيادى دارند و مديريت قبايل و ھمراھى اين قبايل با دولتھاى امريکا و کانادا امرى حياتى است براى ا بات آنچه که شما درک بسيار ابتدايى من از بلوچستان ناميده ايد چند سطر از نظرات يک خواننده مقاله شما را نقل ميکنم ماجرا دادشاه خان ول نعمت و تفنگچ آن هر دو از تحص لکردگان ب زارند 3 نظر نو سنده مسافر سه شنبه 27 آذر1386 ساعت 16 41 سهراب عز ز به نظر من منظور از پ ام ام د ا ن نبوده که تمام دکترها و تحص ل کردگان بلوچ ارزش اجتماع ندارند ا خدا نکرده بهنظر من اگر دکتر در رشته نفت تخصص دارد ک مرتبه از تار خ به نو سد آن موقع آن تار خ بر مبنا واقع ت ها علم نبوده ه چ و ک غلط فهم در جامعه بوجود م آورد مثلا دوست عز ز شما ب ائ د به جا ن لگ که منطقه بنت و فنوچ هست ک مرتبه بنو س د آهوران خوب ا ن را دروغ نم توان م بگوئ م ول ک ب اطلاع هست پس دکتر که به تار خ را م نو سد به خود با د زحمت بدهد و به پرسد که دادشاه مال کدام منطقه از بلوچستان هست دومان من فکر نم کنم آقا پ ام ام د در مورد زرنگ دادشاه و کوه نورد ا شان و حت ظلم که از مبنا بر ا شان شده با ما شما هم عق ده نباشد ول کهو دادشاه را رهبر جنبش مل بلوچستان ا همکار با حزب توده ا به خاطر کشتن خانم کارل به مارک ضد امپر ال ست بزن م پس منظور دوستمان ام د روشنگر بوده و بس ار هم به جا هست در جائ د گر ا شان اشاره کرده اند که فرهنگ تفنگ بدوش و کشتن افراد جزء قهرمان و زرنگ افراد حساب م شوند در ا ن شک ن ست به عنوان مثال هر کس در بلوچستان چه به حق و نا حق آدم بکشد در ب ن مردم بلوچ محبوب و آدم زرنگ به حساب م آ د پس ن رو ها متخصص و دکترها با د مسائل را بشکافند و آنچه را که از نظر تار خ درست هست به مردم بگو ند نو سنده مسافر سه شنبه 27 آذر1386 ساعت 16 59 سهراب عز ز در ک دهکده ا در آهوران به نام متسنگ 5 برادر هستند که اسم ک از آنها چراغ خان هست بنده از ک از اهال پرس دم چطور شد اسم بق ه ارادران ا ن دوستمان حسن و محمد پ رمحمد و هست و ا شان لقب خان بر خود دارد با حالت تعجب به من جواب داد مگر آقا مد ر شما نم دان د که ا شان 7 نفر کشته به هم ن دل ل ا شان مرد بزرگ هستند پس در ا نجا چ ز که ا شان را مرتبه بالاتر م دهد ئرد کش آن هست ا در جائ د گر در شعر دودا و بالانچ که همه ما هم شه گوش م ده م و به عنوان بخش از فرهنگ بلوچ مشهور است م گو د اوو بالانچ آسن گون ندک گون داشتگ شصت و شش بلوچ من کشتگ باد اچ عالمو ملا ان باد اچ رهگدار مردان باد اچ سالونک بانوران به غ ر از ننک ش ر واران اشان ا شصت و شش

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/response_to_sohrab.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • Today’s Pakistan is failed state by all means;
    political obligation any more than moral obligation People do what they want to do unless and until they are forcibly restrained by force Pakistan is a matter of physical force and nothing else and there are 160 million of them which is their sense of self government and self maintenance destroyed Use of force cannot go on forever and has limitations Western civilization can delay the demise of state of Pakistan for a limited period but not forever The Pakistani themselves have no will to maintain the state External preservation has its limits Is it morally justifiable to maintain a state that the majority of Pakistani population do not support The army is a state within a state financed by western states Western countries finance Pakistan s army in order to prevent the state from verge of collapse Pakistan is a nuclear state Pakistani nuclear weapons may fall in to the wrong hands that is to suggest these weapon are not in the wrong hands already Saudi finance Pakistan because Pakistan holds Islamic bomb and the majority of Pakistan is Sunni sect of religion making Pakistan and Saudi natural allies Fanatics support Pakistan because Lahore is the capital of Islamic Umah this is the same reason why Saudi supports Pakistan Most fanatics spend some time in Lahore Madrases the world fanatical power house The state survives in Pakistan today by force Once force ceases the state of Pakistan would cease to exist There may come a time when two forces collide and one has to prevail To some Pakistan is not a legitimate state and its elite rulers are not legitimate rulers Religious parties are seeds of fundamentalist brought from India by migrant Mullana Madodi cultivated in the NWF frontier in order to counter early Pakhtoon nationalist movement and thrive

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/sarjo.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive



  •