archive-org.com » ORG » B » BALOCHUNITEDFRONT.ORG

Total: 373

Choose link from "Titles, links and description words view":

Or switch to "Titles and links view".
  • جنبش مقاومت مردمي ايران
    امير حسين شيرانى توسط جنبش مقاومت مردمى ايران جنداﷲ سابق براى انتقام ګيرى از جمهورى اسلامى ايران را بيشتر کرده است بعد از مطالعه بازجويى آقاى امير حسين شيرانى توسط جنداﷲ منتشر شده در يوتيوب به اين نتيجه رسيديم که ايشان از کارمندان رده بالاى تأسيسات اتمى اصفهان نبوده اند و ايشان يک دانشمند اتمى نيست و با تحصيلات دانشګاهى ارشد ليسانس کسى نميتواند دانشمند اتمى باشد و ايشان در اختلافات شما با جمهورى اسلامى و جنايتهاى جمهورى اسلامى بر عليه ملت بلوچ هيچ نقشى نداشته است بنابراين در اين اينجا از شما رهبران اين سازمان و يارانتان خواهشمنديم که از تصميم اعدام آقاى شيرانى صرف نظر کنيد و شايسته تر و بهتر بودن جنداﷲ از جمهورى اسلامى ايران و ولايت مطلقه فقيه را با آزاد کردن آقاى امير حسين شيرانى ثابت کنيد چونکه بسيارى از فاميلان و نزديګان ما نيز بدون هيچګونه جرمى بدست جمهورى اسلامى ايران يا اعدام شده اند و يا کشته شده اند و بسيارى در زندان بسر ميبرند به همين دليل همه ما درد اعدام برادران و خواهران بلوچ خود را شديدأ احساس مى کنيم و با بازماندګان شهيدان بلوچ نهايت همدردى را داريم ولى بازهم ما معتقديم که اعدام انقلابى يک انسان بيګناه جاى

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/ask_jond.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive


  • اعدام زندانيان سياسى بلوچ در زاه
    عملى شنيع بود ولى در عوض دولتى که مسئول حفظ جان شهروندان خود است و با آګاهى کامل از وظيفه تأمين امنيت وحفظ جان يازده نفر شهروند بلوچ دربند خود دست به چنين انتقام جويى بزند عملى زشتراست اعدام يازده نفر از بلوچهاى بيګناه که به جرم واهى همکارى با جنداﷲ در انتقام ګيرى از عمليات انتحارى چابهار در تاريخ 24 آذر 1389 بدست ايادى قصابان مرده خوار ولايت مطلقه فقيه عملى کريح و عارى از انسانيت احترام به انسانيت حقوق انسانى و احترام به وجود انسانيت است اعدام دسته جمعى جوانان بلوچ بدست جلادان جمهورى اسلامى ايران يادآور قتلګاه هاى نازى است که به تبعيت از قلتګاه هاى نازى و با تبعيت از حکم ولى فقيه ولايت مطلقه فقيه سربازان ګمنام امام زمان ولايت فقيه و ذولفقار بدستان حسينى جوانان بلوچ را دسته دسته به جوخه هاى اعدام ميفرستند جنايت ترور و ګروګانګيرى دولتى جمهورى اسلامى ايران و اعمال زشت دولتى بيانګر طبيعت اهريمنى ولايت فقيه است جنايتها ترورها ګروګانګيرى وانتقام جويى دولتى از اين دست است که باعث افروختن آتش انتقام در سينه جوانان بلوچ ميشود و آنها را طعمه و قربانى اهداف سازمانهاى تندرو بلوچ مى کند قتل واعدام جوانان بلوچ بدست رژيم جمهورى اسلامى ايران مۇيد شکست سياست امنيتى نظامى در بلوچستان وناتوانى رژيم در تأمين امنيت براى شهروندان ايران و خصوصأ بلوچستان است رژيم ناتوانى و درماندګى خودرا با اعدام دسته جمعى يازده جوانان بيګناه و معصوم بلوچ به نمايش ګذاشت بديهى است که جوانان بلوچ جواب اين جنايات را به شکلى مشابه به قصابان مرده خوار رژيم ولايت فقيه خواهند داد ولى ما از همه جوانان بلوچ سازمانها احزاب و جنبش هاى آزاديخواه بلوچ تقاضا داريم که دست به انتقام ګيرى نزنند و بهانه هاى بيشترى به سفاکان ددمنش و حيوان صفت رژيم ولايت مطلقه فقيه براى اعدام و کشتن بيشتر جوانان بلوچ ندهند

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/yazdah_mahkoom.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • نامه اي از طرف
    بنياد هر گونه فعاليت حقوق بشري ميباشد در نشستي با همکارانمان تصميم به نوشتن اين نامه گرفتيم از طريق همين نامه از شما رهبران اين سازمان و يارانتان خواهشمنديم که از تصميم اعدام اين اسير صرف نظر کنيد اگر به تاريخچه گروه جندالله تا زمان رهبري عبدالمالک ريگي نظري بيفکنيم عليرغم تصميمات خشن شاهد چندين موارد عفو و بخشش اسيران توسط رهبر آن بوده ايم ما فعالين در انجمن فعالان

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/begg_jond.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگر
    در چابهار است حکومت اسلامی بر این تصور باطل است که با اعدام جنایت کارانه زندانیان بلوچ می تواند باعث ترس و ارعاب در بلوچستان شده و از این طریق از مردم بلوچ زهرچشم بگیرد اما این چنین اقداماتی نتایج معکوسی داشته و عملأ به تقویت افراطیون بنیادگرای جندالله منجر خواهد شد دایره ی شوم خشونت متقابلی که بنیادگرایان شیعه ی حاکم بر ایران و بنیادگرایان سنی سازمانیافته در جندالله در بلوچستان به راه انداخته اند همچون زخمی خون چکان بر پیکر بلوچستان عمل می کند این دو جریان خشونت طب و انتقام گیر عملأ بلوچستان را بسوی جنگ های برادرکشی شیعه وسنی سوق می دهند آتش جنگ هایی که دود آن به چشم مردم زحمتکش بلوچستان چه بلوچ و چه غیربلوچ خواهد رفت آن ها همزیستی مسالمت آمیز خواهران و برادران بلوچ و غیربلوچ ساکن استان را نشانه رفته اند سازمان ما اقدام جنایت کارانه ی جمهوری اسلامی در اعدام ۱۱ جوان بلوچ در زاهدان را قویأ محکوم کرده و آن را اقدامی ضدبشری می داند همان گونه که کشتار مردم بیگناه در بمب گذاری های انتحاری را محکوم می کند سازمان ما از همه سازمان های سیاسی فعالین سیاسی و مدنی بلوچستان و سراسر ایران می خواهد که

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/rah_kar_gar.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • محکومیت عملیات انتحاری در چابھار
    ملتهاى ايران و تحقير ملت بلوچ و ديګر مليتهاى ايران فراهم کرده است زيرا اعضاى جنبش مقاومت مردمى ايران جنداﷲ سابق که به اين نوع عمليات انتحارى روى مى آورند و خود جنبش جنداﷲ نيز در شرايطى اعلام حضور کرد که جمهورى اسلامى ايران و حاکميت مطلق ولايت مطلقه فقيه راه را بر هرنوع انتقاد و تقاضاى بر حق معقول و مسالمت آميز بسته بود لذا جنداﷲ و اعضاى آن ازدست پروردګان نظام سياسى ولايت فقيه جمهورى اسلامى ايران هستند و اهانت به مقدسات اهل سنت ايران و خصوصأ بلوچ در ايران جلسات سخنرانيها و برنامه هاى تبرايى وسايل ارتباط جمعى جمهورى اسلامى ايران و انتشارات تبرايى تندروها و اقتدار ګرايان شيعه در زاهدان و بلوچستان و اظهارات بيزارى از مقدسات اهل سنت خصوصأ در زاهدان برعليه مقدسات اهل سنت آتش بيار معرکه شده است بر اين اساس جنداﷲ برآمده از قلب ولايت مطلقه فقيه ضد اهل سنت برآمده است و جنبش مقاومت مردمى ايران جنداﷲ سابق عمليات انتحارى را از خود رژيم جمهورى اسلامى ايران و اقتدار ګرايان ولايت مطلقه فقيه آموخته است زيرا عمليات انتحارى براى اولين بار با حمايت و سرمايه جمهورى اسلامى ايران در پايګاه هاى سپاه پاسدراران در لبنان به جوانان لبنانى آموزش داده شد و حزب دعوه عراق حزب اﷲ لبنان و جنبش امل ګواه زنده آن هستند بنابراين عمليات انتحارى ارمغان ولايت مطلقه فقيه به جنداﷲ و جوانان بلوچ نااميد از زندګى و خسته از تحقير و تبعيض درايران است زيرا اګر رژيم ولايت مطلقه فقيه به اعتقادات اهل سنت توهين نميکرد و اجازه توهين به مقدسات مردم را به طرفداران خود نميداد و اګر حقوق ملى و مذهبى اهل سنت را هر چند اندک رعايت ميکرد و اګر رژيم ولايت مطلقه فقيه به آزادى بيان و مطبوعات اعتقاد داشت و احترام مى ګذاشت اګر نمايندګان مجلس بدون دخالت شوراى نګهبان آزادانه انتخاب ميشدند و نمايندګان و مجلس با مصونيت سياسى حق بازخواست و تصحيح و جلوګيرى از اعمال ناشايست و ظلمانه بر عليه اهل سنت بدست قوه مجريه و اعمال ملوک الملايى در اقصا نقاط کشور داشت اګر رژيم ولايت فقيه به انتقاد حق ګويى و دګراندشى احترام ميګذاشت و به مردم اجازه ابراز خواسته ها نيازها و مشکلات را ميداد طبيعى است که نه جنداﷲ به وجود مى آمد و نه اعضاى جنداﷲ اقدام به چنين عمليات مهيبى ميکردند کليد جلوګيرى از عمليات بيرحمانه انتحارى بدست جنداﷲ و شاه کليد آن بدست رژيم جمهورى اسلامى ايران است اګر رژيم جمهورى اسلامى ايران و اقتدارګرايان ولايت مطلقه فقيه زمينه را براى ګفتګوى سالم و صادق بدور از دستګيرى جوانان بلوچ و اعترافات نمايشى و محاکمات فرمايشى بدور از اعدام نونهالان بلوچ و بدور از قطع دست و پاى نوباوګان بلوچ را فراهم کند و جوانان بيګناه بلوچ را از زندانهاى مخوف ولايت فقيه آزاد کند قطعأ عمليات انتحارى ديګرى صورت نخواهد ګرفت و جان ده ها و شايد صدها ايرانى بيګناه و کودکان و زنان معصوم ما به خطر نخواهد افتاد اظهارات بالا و آنچه که در سطور بعدى خواهد آمد در حمايت از جنداﷲ نيست و نبايد در حمايت از جنداﷲ

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/chabahar_mahkom.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • baloch dar pahlavi
    15 چاهانی 16 مگونی 17 ابگاهی 18نگوری حلاصه منطقه لاشار در زمان محمد رضا شاه پهلوی به چهار دهستان تقسیم میشود1 دهستان لاشار 2 دهستان مسکوتان 3دهستان ملوران 4 دهستان چاهان ودر زمان جمهوری اسلامی دهستان لاشار همراه دهستان چانف تبدیل بخش میشود بنام بخش لاشار و بازهم لاشار به دو دهستان تقسیم میشود لاشار شمالی بمرکزیت اسپکه ولاشار جنوبی بمرکزیت پیپ یعنی منطقه لاشار در حال حاضر به پنج دهستان تقسیم شده هم اکنون دهستان مسکوتان را همراه دهستان فنوج نموده بنام بخش فنوج نامیده میشود ودهستان ملوران را به دهستان بنت وصل نموده اند وبخش بنت تشکیل شده ودهستان چاهان را به بخش مرکزی گه نیکشهر وصل نموده اند در ضمن برای دوستان سوئتفاهم نباشد که هدف من تعریف وتمجید از طایفه ومنطقه لاشار است ولی هر جا بجائی وتغیر تخولی که در گذشته وحال درهر منطقه ای رخداده ومیدهد برای نسلهای ما دانستن ان لازم است که چرا وبا چه انگیزه ای این جدائیها وجا بجائیها در مناطق عشایری صورت گرفته ومیگیرد واز طرفی چون طایفه شگیمی از نظر تاریخی وابسط بطایفه لاشاری بوده به این حاطر لازم دانستم از موقعیت این منطقه وطوایف ساکن در ان اطلاعات بیشتری در اختیار خوانندگان گرامی بگذارم خوشبختانه امروز بلوچی پیدا نمیشود در بلوچستان ادعای ارضی داشته باشد چون دیگر سطح دانش و بیداری بلوچ بحدی رسیده که تمام فکر ذکرش فقط سربلندی بلوچستان است نه لاشار وگه وقصرقند ووو بهرجهت در اولین سرشماری عمومی که زمان رژیم جمهوری اسلامی در سال 1360 انجام میشود جمعیت دهستان لاشار سوای سه دهستانی که از ان جدا شده اند بتنهای بیش از جمعیت خوزه قصرقند وگه بوده من این امار وارقام را در کتاب محمود زند مقدم بنام حکایت بلوچ که امار نفوس وجمعیت دهستانها بخشها وشهرستانهای استان در ان ثبت شده بود مشاهده نموده ام ومیشود جهت صحت گفتارم به امار وارقام مندرج درکتاب نامبرده مراجعه نمود ضمنا طبق اطلاع نامبرده کارمند مرکز امار ایران بوده ومحل کارش هم زاهدان باصل مطلب می پردازیم وان اختلاف اقایان میر سیدی ومیر نواب است نامبردگان در زمان وخت بیک قدرت قابل توجه در منطقه تبدیل شده بودند که ازهر گونه امکانات مادی ومعنوی بر خورداربوده اند ودر مقاله قبلی گفته شده در تصرف مکران با دوست محمد خان بارانزهی همراهی وهمکاری میکنند ونقشی برجسته و اساسی را ایفا مینمایند ضمنا مادر میر سیدی از طایفه سرکوهی است که یکی از طوایف لاشار میباشد ومادرمیر نواب از میران نکهچ است منطقه نکهچ وابسط بچانف اهوران است بهر جهت بین این دو برادر که پسران کمال خان معروف میباشند بر سر تکه زمینی در ابادی شگیم اختلاف بروز میکند ونواب بعنوان اعتراض شگیم را ترمیکند وارد ابادی اورنگ میشود که محل سکونت اقوام مادریش میباشد چند سال این نزاع بدرازا میکشد دوبار میر هوتی خان سرپرست طایفه لاشاردست بمیانجیگری میزند ولی هر بار سیدی کوتاه نمیاید وچند مرتبه هم علمای منطقه پادرمیانی میکنند نتیجه حاصل نمیشود ویک بار هم فرد بسیار معروفی بنام میرسدالله ساکن بیر جهت میانجگری وارد شگیم میشود وی هم دست خالی بر میگردد فقط از وی سخنی بجا می ماند که تا هنوز گفته وی ضرب المثل است سدالله میگوید امکان صلح وسازش برای هر گونه اتفاق وپیشامدی وجود دارد ولی اصلاح مقصد امکان پذ یر نیست میگوید این دوبرادرنسبت بهم قصد و مقصد حاصی دارند وحالا که ازمیر سدالله بیری سخنی بمیان امد بد نیست بیکی دیگر از سخنان ماندگاروی توجه کنیم نامبرده جهت دیدن اسلام خان میرحاجی سردار قدرتمند بنت بانجا میرود روزی اسلام خان از وی میپرسد میر سدالله شما از کجا خود را میر میدانیدوی هم بلا درنگ میگوید از انجائیکه من خود را شوهر حاکمان میدانم و زن برادرانم فوری بخالت قهر از جلسه اسلام خان بلند میشود بمنزلی که بوی داده بودند میرود تا هر چه زودتر از بنت خارج بشود اسلام خان از سئوال خود پشیمان میشود بلا فاصله جهت تصلا وعذر حواهی نزد میر سدالله میرود وی هم وقتی این بزرگواری اسلام خان را می بیند به ده نفر از تفنگچیانش دستور میدهد تفنگهای خود را همراه با قطار فشنگ جلو سردار بگذارید که من سخن بیجای گفته ام اسلام خان میگوید میر سدالله من سئوال بیجای بیان کردم شما فقط پتر مرا بپذیرید تفنگهای شما مال شما است حواسته وخواهش من این است که از بنت با نگرانی خارج نشوید این هم سئوال جواب سردار اسلام خان وسدالله بیری بود ضمنا منطقه بیر وکهیر از نظر تقسیمات عشایری در گذشته جز حوزه گه بوده اند واکثر ساکنین بیر وکهیر از طایفه هوت میباشند وسدالله هم در ان موقع سرپرست طایفه ان مناطق بوده خلاصه زمانیکه اختلاف دو برادر به اوج خود میرسد میر سیدی تصمیم میگیرد که فرزندش بنام نیاز خان را داماد اشرف فرزند لال محمد متسنگی بنماید طرفین بتوافق میرسند ضمنا اشرف همان فردیست که بعد از حارج شدن رستم خان مبارکی ازمنطقه ورفتن بگوادر قلعه چانف بوسیله مامورین دولتی بوی تخویل داده میشود وچند ماهی اشرف میشود حاکم چانف اهوران که سرانجام وی بدستور اقایان مبارکی توسط ملک محمد فرزند چاکر اهورانی کشته میشود ودوباره قلعه چانف بتصرف اقایان مبارکیها درمیاید شرخ مفصل این ماجرا بموقع بیان حواهد شد بهر جهت اشرف یکی از مخالفین سر سخت اقایان مبارکی بوده وی فردی متنفذ وبا قدرت است سیدی میخواهد با وصلت کار شدن با اشرف برای خود در مقابل برادرش نواب که اقوام مادریش از او حمایت میکنند وی هم در منطقه اهوران پشتیبانی داشته باشد وهم اشرف از این وصلت استقبال میکند ایشان هم میدانند که با این پیوند جبهه او در مقابل مبارکیها تقویت میشود هر دو در این زمان بهمدیگر نیاز دارند بحصوص اشرف که خود را در مقابل قدرت برتر مبارکیها می بیند خلاصه زمان عروسی فرا میرسد سیدی همراه جمعیتی چند صد نفری از افراد مسلخ غیر مسلخ زن وکودک همراه با دو جفت دهل سرنا بطرف متسنگ خرکت میکنند میر نواب از جریان عروسی با خبر میشود وقاصدی نزد سیدی میفرستد وپیغام میدهد ازراهی که از نزدیکی اورنگ میگذرد خق عبور ندارید واز راهی دیگری که با اورنگ فاصله دارد بطرف متسنگ بروید ومی گوید اگر از نزدیکی ارونگ عبور بکنید وصدای دهل شما بگوش من برسد یا شما مرده اید ویا من پیغام

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/baloch_pahlavi_1.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • متن سخرانى عزيز بلوچ٬ نماينده
    از زبانھای این ملیتھا کھ شصت درصدد ھمہ مردم شھری وباشندگان ایران را زیرپوشش دانستن ودانستنیھا در می آورد ھمان زبان باید بھ نام زبان پیوند دھندہ برگزیدہ شود برای نمونھ اگر کردی ھم اکنون چنین مھمی را بھ سرمنزل مراد میرساند ھمان زبان یا زبان ھرقوم دیگری از این اقوام باشد ارزش گزاری درین بارہ برابر دانستن این زبانھاست بدون ھیچ امتیازی از نگاھی ریشہ ای ما بھ دنبال گوھرہ وجوھرہ فدرالیسم ھستیم و درین بارہ ھیچ گفتنی ای گویا تر ازگفتھ پرجوھرہ وجاودانھ قاسملوی ماندگار نیست کھ گفت پارلمان درونی پلیس شھری نیروی لشکری درونی فرھگستان و زبان مادری مان را در دستان خود واگزارید نامش را ھرآنچھ چھ میخواھیدد بگذارید این گفتھ دیروزین قاسملوی بزرگ بھ راستی چیزی بھ جز ھمان فدرالیسمی کھ امروز کنگرہ ملیتھای ایران فدرال وبسیاری دیگر از احزاب و سازمانھای دمکراتیک ایران پیش کشیدہ اند نیست جای بسی اندوہ است کھ سازمانھای پیشرو ودمکراتیک میھن مان با شک ونگرانی بھ چنین کنگرہ ای مینگرند وبھ ھمین روی نیزتا بھ امروز بھ آن نزدیک نشدہ اند اما خوشبختانھ کنگرہ ملیتھای ایران فدرال درنشست سراسری خود در استکھلم آشکاراوبی پردہ ودر کرداری روشن و آشکار ھر گونھ جدائی خواھی وخودگزینی رامردود دانستھ واز پذیرش ھربازو نیروئی کھ دیدگاھای آن چنانی دارند سرباززد کنگرہ با این کردار تاریخی وخردورزانھ خود مشت سنگینی بر یاوہ گویان بی باور بردمکراسی وفدرالیسم کوبید ہ و پردہ ناصافی آن دستھ از نیروھا را کھ بھ کنگرہ از دیدگاھی مشکوکانھ مینگریستند پس زد گرامیان آنچھ را کھ امروزباید بھ نیکی و ھوشیارانھ بنگریم دانستن روند ددمنشانھ ای است کھ بھ بھا نھ بودن دیکتاتوری ھای دولتی نداشتن قانون و بھ زبان ما بلوچھا رھبند یا نبود شھریوری درین کشورھا ہ بود است اگرھم فشار و یورشی از بیرون وارد میگردد و میدان زندگی و بودن شرافتمندانھ را تنگتر میکند نھ گناہ بیگانگان بلکھ چنین روشھائی است کھ زمینھ آن یورشھا را فراھم میکند از باستان گفتھ اند کھ مالت را استوار نگھداروھمسايھ را دزد نکن تا کے باید ازامپریالیسم جھانی وجھانخواران گلہ کنیم چرا این جھان خواران بھ نروژ کوچلو کھ دارای پارلمان دمکراتیک ھست یورش نمی برند نفت ھم دارد خوب وزیادش راھم دارد دوستان روندی کھ امروز بھ بھانھ ھای گوناگون گاہ بھ نام پیشبرد دمکراسی ویا بھ بھانھ سرکوبی نیروھای دینی تندرو طالبانی وبن لادنی انجام میگیرند دردیدگاھی راستین از شکم ھمین دیکتاتوریھا زایش یافتھ اند ۳ آنچھ امروز بیخ گوش ما ودرمیان ھمسايھ ترین ھمسایگان ما درعراق وافغانستان و بھ شیوہ ای درپاکستان میگذرد روند بسیار ترسناک و ھولناکی است کھ خبرخیزش آن ھراز گاھی بھ گوش مانیز میرسد بیرون آمدہ ازھمین کنش ھاست نیک نگریم درین کشورھا چھ کسانی و چھ سیستمھائی بر جای بودہ اند دردا کھ امروزما نیز با ھمفکران و ھمکاران بن لادنی و طالبانی مواجہ بودہ و دارای یک حاکمیت دینی تمام ھستیم کھ در کردار فریاد نابودی کشوری ھمچون اسرائیل راسرمیدھد بلاھای دردناک کشورھای عراق وافغانستان بھ جز این نیست کھ ازشیوہ دیکتاتوری نمونھ صدامی و وکارکردھای دینی تند طالبانی بیرون جھیدہ اند اکنون ما نیز بھ درستی با حاکمیتی دینی

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/Aziz_jebhe_finland.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive

  • شایگان اسفندیاری   تحریف تاریخ د
    ی کشور و آموزش سایر موارد به ایران بفرستد در طی دهه ها بر اثر جنگ های قبیله ای در ایران بسیاری از مردان و پسران کشته شده بودند و در نتیجه بسیاری از زنان بی شوهر و بسیاری از دختران فاقد خواستگار بودند پیامبر اسلام چند صد مسلمان عرب را به کمک ایرانیان فرستاد مسلمانان در ابتدای امر هر کدام هفت یا هشت زن ایرانی را اختیار نمودند گرچه مسلمانان دختران و زنان ایرانی را به همسری برگزیده بودند اما تعداد زن ها و دختران آن قدر زیاد بود که با این وجود باز هم بسیاری از آنان بی شوهر ماندند در نتیجه مسلمین تصمیم گرفتند ده ها هزار زن و دختر ایرانی را برای رسیدن به شوهر به شبه جزیره عربستان بفرستند بدین ترتیب ریشه ی فساد را در همان ابتدای کار خشکاندند از آن پس دیگر هیچ زن و دختری بدون شوهر نماند هر چقدر پیامبر و اهل بیتش نسبت به ایرانیان نیکی می کردند همان قدر هم برخی از اعراب نسبت به ایرانیان کینه داشتند آن ها اعتقاد داشتند که ایرانیان نبایستی مسلمان باشند پس از رحلت پیامبر اسلام سه تن از به اصطلاح یاران پیامبر حضرت علی را به گوشه ای کشاندند و به وی گفتند ما می دانیم که تو نایب بر حق پیامبری اما ما برای بیعت با تو یک شرط داریم شرط ما هم این است که به ایرانیان بگویی که دست از مسلمانی بکشند حضرت علی خطاب به آن سه تن گفتند اگر عطارد را در دست راست من و مریخ را در دست چپ من هم بگذارید هرگز چنین کاری نخواهم کرد عطای خلافت را به لقایش بخشیدم بدین ترتیب شخصی به نام ابوبکر به خلافت رسید گرچه بر اساس قرارداد آن ها حال که حضرت علی از خلافت چشم پوشیده بود نبایستی کاری به کار ایرانیان می داشتند اما آن ها عهد شکستند و از فردای خلافت ابوبکر شروع به آزار و اذیت ایرانیان کردند پس از مرگ ابوبکر عمر به خلافت رسید وی شخصی به نام سعد ابی وقاص را روانه ی ایران کرد و به ایرانیان هشدار داد که دست از مسلمانی بکشند اما ایرانیان که تازه طعم شیرین آزادی را چشیده بودند حاضر به قبول این امر نشدند عمر لشکری را به سوی ایران روانه ساخت ارتش ایران به فرماندهی سید رستم فرخزاد در بیرون شهر مدائن به مصاف دشمن رفت لشکر ایران دو بار دشمن را شکست داد اما عاقبت در مرتبه ی سوم شکست خورد لشکر عمر شروع به کشتار ایرانیان نمود اما حتی یک ایرانی هم حاضر نشد که از دین اسلام برگردد عمر برای این که ایرانیان را مجبور به اطاعت کند متوسل به شیوه های ناجوانمردانه شد وی اعلام کرد که اگر ایرانیان حاضر نیستند دست از مسلمانی بردارند پس باید نیمی از درآمد سالیانه ی خویش را به عنوان مالیات بپردازند عمر انتظار داشت که با این شرایط بسیار سختی که وضع کرده بود ایرانیان را وادار سازد که دست از مسلمانی بکشند اما شگفتا که این حربه ی او نیز ره به جایی نبرد عمر کتابخانه ها و مزارع

    Original URL path: http://www.balochunitedfront.org/articles/Farsi/tahrif_tarikh.htm (2016-04-27)
    Open archived version from archive



  •