archive-org.com » ORG » I » IRANNCR.ORG

Total: 499

Choose link from "Titles, links and description words view":

Or switch to "Titles and links view".
  • بیانیة تفصیلی شورای ملی مقاومت ایران
    هزار سیصد و هشتاد و شش سال هزار سیصد و هشتاد و هفت سال هزار سیصد و هشتاد و هشت سال هزار سیصد و هشتاد و نه سال هزار سیصد و نود سال هزار سیصد و نود و یک سال هزار سیصد و نود و دو سال هزار سیصد و نود و سه سال هزار سیصد و نود و چهار سال هزار سیصد و نود و پنج حمايت هاي بين

    Original URL path: http://www.iranncr.org/index.php/2010-02-23-11-04-57/2010-02-23-12-28-40/1969-2013-07-01-10-17-45 (2016-04-25)
    Open archived version from archive


  • بیانیـه بیست و ششمین سالگرد تأسیس شـورای ملی مقاومت ایـران-۱۳۸۶
    مقاومت خاموشی ناپذیر زنان و مردان ایران زمین در برابر نظام نامشروع ولایت فقیه است نیروهای مقاومت سازمانیافته در داخل کشور با وجود فضای سرکوب و اختناق توانستند با شعارنویسی و نصب پلاکارد در بزرگراهها کوهستانهای اطراف شهرها خیابانها و اماکن عمومی و با توزیع سراسری جزوه ها و اوراق تبلیغی حاوی اطلاعیه ها مواضع طرحها و برنامه های شورای ملی مقاومت و هم چنین با دامن زدن به اعتراضهای مردمی و هدایت آنها در راستای سرنگونی استبداد مذهبی و تحقق آزادی وحاکمیت مردم نقشی مداخله گر و اثرگذار ایفا کنند این حرکتها نه فقط از نظر کمیت و گستردگی بلکه به لحاظ کیفیت و قاطعیت مرزبندی با رژیم آخوندی ارتقای چشمگیری پیدا کرده اند تداوم این حرکتهای اعتراضی نشانه بارز پیشرفت آلترناتیو دموکراتیک و راه حل سوم در میان مردم و ناتوانی رژیم در خاموش کردن آنها گواه ضعف بنیادین رژیم است شورای ملی مقاومت به همه زنان و مردانی که در این پیکارها شرکت داشتند درود می فرستد و از تمامی مجامع و نهادهای بین المللی خواستار اعمال فشار به رژیم ایران برای رعایت حقوق بشر و آزادی زنان و مردانی است که برای احقاق ابتدایی ترین حقوق خود به پاخاسته اند و در چنگال نیروهای سرکوبگر استبداد مذهبی با اسارت و شکنجه واعدام مواجهند ۸ در یکسال گذشته سیاستهای انقباضی و سرکوبگرانه رژیم ولایت فقیه ابعاد هولناکی به خود گرفت دستگیریهای گسترده همراه با شکنجه وحشیانه جوانان در خیابانها مجازاتهای غیرانسانی مانند قطع اعضای بدن و سنگسار و حلق آویزکردن درملأعام با هدف ایجاد رعب و وحشت و کنترل جامعه جوشان و به ستوه آمده شدت یافت در ماههای گذشته در تهران اصفهان نیریز کرمانشاه زاهدان مشهد ساری زابل شیراز اهواز تبریز جیرفت نشتارود نکا قم مبارکه رودان رفسنجان لنگرود سراوان خرم آباد بم بابل شاهرود قم کرج بروجرد نطنز منجیل اراک نسا ایرانشهر گرگان و سایر شهرهای میهنمان موج جدیدی از احکام حلق آویز و اعدام برای مرعوب کردن مردم و مقابله با جنبشها و حرکتهای اعتراضی به اجرا درآمد هم چنین زنجیره یی از طرحهای امنیت اجتماعی برای کنترل جامعه ناراضی تحت عناوین مسخره و آخوند ساخته به اجرا در آمده اند از آن جمله اند طرحهای مبارزه با مفاسد اجتماعی بدحجابی برخورد با ناهنجاریهای اجتماعی امنیت اجتماعی ساماندهی مد ولباس عفاف برخورد با مانکنهای فساد در خیابانها صدور کارت زرد و قرمز به زنان بدحجاب گشتهای ثابت وسیار اخذتعهد حجاب از دانشجویان ایجاد کلانتری بانوان اخراج دبیران مرد از مدارس دخترانه ایجاد بیمارستان بانوان جابجایی در ادارات جداکردن درهای ورود وخروج برای زن ومرد سهمیه بندی جنسی تحصیلات عالیه و بالاخره طرح جداسازی و زنانه ـ مردانه کردن تاکسیها که اخیرا در دستور کار رژیم قرار گرفته است علاوه براین حکومت آخوندی طرحهای متعددی را برای سانسور اخبار و اطلاع رسانی به اجرا درآورده است که با یورشهای وحشیانه به خانه های مردم و تخریب آنتنهای گیرنده تلویزیونهای ماهواره یی همراه است به نوشته مطبوعات حکومتی مأموران یکان ویژه مؤظفند با حضور بر بام ساختمانها به غیر قابل استفاده کردن آنتنهای ماهواره یی بپردازند طبق دستورالعمل وزارت ارشاد آخوندها کلیه مطبوعات موظف و محدود به استفاده از مطالب خبرگزاریهای کنترل شده حکومتی هستند روزنامه ها و نشریات کردی و ترکی به اتهام دامن زدن به مسائل قومی ترویج افکار چپ تضعیف حکومت اسلامی و اقدام علیه امنیت ملی بسته می شوند در سال ۸۵ مجموعا ۲۶۴نشریه تعطیل شدند در سال۱۳۸۵ حداقل یازده نهاد سرکوبگر جدید به منظور ایجاد وحشت و پیشگیری از گسترش حرکات اعتراضی به راه افتادند که عبارتند از پلیس محله پلیس یاران جوان پلیس خوابگاه پلیس نامحسوس پلیس کوهستان پلیس انتظامی مهر پلیس مدرسه پلیس مترو پلیس گردشگر پلیس زنان و پلیس پایانه در ۴دی ماه۸۵ مدیرکل فرهنگی و تربیتی سازمان زندانهای رژیم اعلام کرد که طی ۹ ماه اول همین سال ۶۰۰ الی ۷۰۰هزار نفر به زندانهای کشور وارد شده اند در ۱۱ دی ماه رئیس کمیسیون امنیت مجلس از صدور حکم اعدام برای ۳۰۰ زندانی سخن گفت و شمار بازداشتگاههای اختصاصی و خارج از نظارت سازمان زندانها را یکصد بازداشتگاه اعلام نمود در همین اثنا اجرای احکام سنگسار که رژیم قبلا وعده توقف آن را داده بود تجدید شد در روز۱۱خرداد۸۶ محمد جواد لاریجانی معاون قوه قضائیه رسما از اجرای احکام سنگسار دفاع کرد و در روز ۱۴تیرماه مردی را که ۱۱سال در زندان بود در تاکستان قزوین سنگسارکردند هم اکنون نام ۱۱زندانی محکوم به سنگسار اعلام شده است ۹ـ در یک سال گذشته سیاست حکومت آخوندی در استفاده از حربه اتمی و فرصت عراق با مداخله گری در رویدادهای لبنان و فلسطین ابعاد جدیدی پیدا کرد رژیم ایران نه فقط به قطعنامه های شورای امنیت ملل متحد پاسخ مثبت نداد بلکه روند دستیابی به سلاح اتمی را با افزایش غنی سازی تسریع کرد و با مداخلات ماجراجویانه اش در تحولات عراق لبنان و فلسطین بر عزم خود در صدور ترور و بنیادگرایی تاکید ورزید رویدادهای یکسال گذشته به ویژه صدور سه قطعنامه شورای امنیت ملل متحد صحت افشاگریهای شورای ملی مقاومت در مورد اعلان جنگ رژیم به جامعه بین المللی را به اثبات رساند ورشکستگی سیاست مماشات برملا گردید و اعتبار کارآیی این سیاست در عرصه جهانی مورد شک و تردید قرار گرفت هر چند که دلبستگانش باز هم در اروپا و آمریکا هم چنان آب در هاون می کوبند و فریبکارانه از دوراهی کاذب مماشات یا جنگ سخن می گویند آنان جنگ را بدیل اجتناب ناپذیر سیاست مماشات قلمداد می کنند حال آن که جنگ دقیقا ادامه و حاصل مماشات با فاشیسم مذهبی است دراین میان استبداد مذهبی حاکم بر ایران به طور نقد از سیاست مماشات سود می برد و در عین حال تلاش می کند تا با سوار شدن بر موج مخالفت جامعه بین المللی با جنگ جنبشهای صلح طلب جهان را به حمایت از خود سوق دهد و از احساسات انساندوستانه ضد جنگ و اشتیاق عمومی به صلح به سود فاشیسم بحران زی و جنگ افروز مذهبی سوء استفاده کند شورای ملی مقاومت ایران هم چنان که بارها اعلام کرده است مخالف هرگونه مداخله نظامی خارجی در ایران و مخالف هرگونه آلترناتیوسازی از جانب قدرتهای بزرگ است و با شعار نه جنگ نه مماشات راه حل سوم تغییر دموکراتیک به دست مردم ومقاومت ایران برتغییر بنیادین و سرنگونی رژیم نامشروع آخوندی به دست مردم و مقاومت ایران تأکید می کند این راه حل همان گونه که در بیانیه سال قبل شورا اعلام شد به ویژه بر رزم و جانفشانی اعضا و رزمندگان مقاومت دراشرف تکیه دارد و تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است و مضمونی دموکراتیک آزادیخواهانه استقلال طلبانه و جوهری عمیقا صلح طلبانه دارد تنها در این صورت است که چشم انداز صلح و دموکراسی جایگزین جنگ و دستیابی رژیم آخوندی به بمب اتمی می شود بنابراین تا وقتی رژیم قرون وسطایی آخوندها به مثابه کانون صدور بحران و بنیادگرایی وتروریسم برسرکار است خفقان و نقض حقوق بشر درایران تلاش آخوندها برای دستیابی به بمب اتمی سیاست صدور بنیادگرایی و تروریسم کارشکنی در روند صلح خاورمیانه و به خصوص تشدید بحران و دامن زدن به جنگ داخلی و بی ثباتی در عراق یعنی در یک کلام چشم انداز تاریک جنگ در تقدیر جهان است صلح و دموکراسی در ایران و در خاورمیانه با ازمیان رفتن رژیم جنگ افروز آخوندها و جایگزینی آلترناتیو دموکراتیک و صلح طلب امکانپذیر است سیاست مماشات با استبداد و بنیادگرایی آخوندهای حاکم بر ایران که برجسته ترین نمود آن برچسب بی مبنا و بی اعتبار تروریستی به سازمان مجاهدین خلق ایران است تا کنون زیانهای بیشماری را به مبارزه آزادیخواهانه مردم ایران وارد کرده و تغییر این رژیم را عقب انداخته است این سیاست هم چنین دست رژیم بنیادگرای ایران را برای مداخله و ماجراجویی در خاورمیانه باز گذاشته است همان طور که شورا در بیانیه سال قبل خود اعلام کرده بود قدرتهای بزرگ اگر بخواهند در مبارزه سرنوشت ساز بین مردم ایران با رژیم حاکم دست کم بی طرف باشند باید به همه حمایتها و امداد رسانیهای خود به رژیم تروریستی حاکم برایران ـ که برچسب تروریستی علیه مقاومت مشروع مردم ایران مهمترین آنهاست ـ خاتمه دهند علاوه براین تحریم سیاسی دیپلوماتیک نظامی تکنولوژیک و نیز تحریم نفتی مگر در مواردی که به خرید غذا و دارو اختصاص دارد و هم چنین مشروط کردن مبادلات تجاری به مراعات حقوق بشر در ایران لازمه فاصله گرفتن از رژیم حاکم بر ایران است ۱۰ـ در سال گذشته دادگاه عدالت اروپا یک رأی تاریخی مبنی بر لغوتصمیم مشترک شورای وزیران اتحادیه اروپا در الصاق برچسب تروریستی به سازمان مجاهدین خلق ایران و تمامی محدودیتهای ناشی از آن صادر نمود که حقوقدانان برجسته اروپایی آن را یک انقلاب حقوقی و قضایی توصیف کردند اما۵۰ روز پس از صدور این حکم شورای وزیران اتحادیه اروپا درسرپیچی آشکار از اجرای حکم این دادگاه برابقاء این سازمان درلیست تصمیم گرفت و با رسمیت دادن به آن در روز۲۸ ژوئن این قانون شکنی را به مثابه جایزه به آخوندهای خون آشام تقدیم کرد این در حالی بود که ۱۰۰۰پارلمانتر ازکشورهای مختلف اروپا پیشاپیش چنین تصمیمی را مردود اعلام نموده و کمیسیونهای پارلمانی در مجالس انگلستان ایتالیا دانمارک هلند و فنلاند با بیانیه ها و صدور قطعنامه های لازم الاجرا خواستار اجرای حکم دادگاه شده بودند اما کوبنده ترین پاسخ به این بی عدالتی که همانا پاسخ مردم ایران بود دو روز بعد در ۳۰ژوئن ۲۰۰۷ ۹تیر۱۳۸۶ از سوی ۵۰هزار تن از هموطنانمان در بزرگترین اجتماع ایرانیان در خارج کشور به منصه ظهور رسید دراین گردهمایی که در ویلپنت در حومه پاریس برگزار شد رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت تأکید کرد که شورای وزیران اتحادیه اروپا باید یکی از این دو راه را انتخاب می کردند یا حذف نام مجاهدین از لیست و برهم خوردن رابطه شان با رژیم آخوند ی یا بی آبرویی و بدنامی ناشی از نقض حکم دادگاه و همکاری با رژیم آخوندی آنها البته رسوایی را انتخاب کردند اما باید بدانند که همدستی با اعدام کنندگان کودکان و نوجوانان ایران همراهی با مسئولان کشتار مردم عراق و دشمنان صلح در منطقه و یاری رساندن به بانکدار جهانی تروریسم یک ننگ بزرگ است که در تاریخ اروپا باقی خواهد ماند من همه زنان و مردان شریف اروپا را در هر مقامی که هستند فرامی خوانم که از این ننگ فاصله بگیرند و شورای وزیران اتحادیه اروپا را به تسلیم در برابر حکم دادگاه و قانون وادار کنند مقاومت ایران با استفاده از همه راهها و امکانات مشروع سیاسی و حقوقی علاوه بر رسوایی عدم اجرای حکم دادگاه حذف نام مجاهدین از لیست را نیز به آنان تحمیل خواهد کرد ۱۱ـ آن روی سکه برچسب تروریستی چشم پوشی بر جنایتهای ضدانسانی آخوندها در سرکوب مردم ایران است که چکیده سیاست مماشات محسوب می شود و دامنه باج خواهی و میدان پیشبرد توطئه های تروریستی آخوندها را به خارج از مرزهای ایران گسترش می دهد این چنین بود که در بحبوحه قتل ولی الله فیض مهدوی در زندان گوهردشت و در حالی که دادگاه استیناف پاریس برابطال کلیه ممنوعیتهای ظالمانه علیه اعضای مقاومت حکم کرده و ورود عوامل وزارت اطلاعات در پوشش شاکی خصوصی به پرونده ساختگی ۱۷ژوئن را رد کرده بود مزدوران شناخته شده وزارت اطلاعات به عنوان پناهجو به کشورهای اروپایی ازجمله فرانسه اعزام شدند و لابی فاسد آخوندها برخلاف تصمیم شورای وزیران اروپا آوریل ۱۹۹۷ برای آنان راه باز کردند تا تحت عنوان انجمن نجات از بلندگوی بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه امرکمک به آزادی را در ایران و خارج از ایران سرلوحه کار خود اعلام کنند و با تأسیس انجمن حمایت از مهاجران و ایرانیان مقیم فرانسه نقش سرپل اطلاعاتی رژیم را برای سرپانگه داشتن پرونده بی پایه ۱۷ژوئن و اعمال فشار بیشتر به مقاومت ایران به عهده بگیرند انجمن پوششی نامبرده در اولین نشست علنی خود پناهندگان ایرانی معترض را با چاقو قمه پنجه بوکس و گاز اشک آور مورد حمایت قرار داد پس از چاقو کشی و شروع به قتل برخی از مأموران اعزامی به همراه مزدوران سفارت رژیم از صحنه گریختند اما چندتن از آنان توسط پلیس بازداشت و زندانی شدند این وحشت آفرینی های نفرت انگیز و رسوا با همدستی برخی رسانه ها و از طریق خرید خدمات آنها صورت می گیرد تا با شیطان سازی از مقاومت به سران جنایتکار رژیم کمک رسانده شود ج ـ چالشهای عراق جنگ آلترناتیوها ۱۲ـ جنگ و اشغال عراق بزرگترین فرصت را برای رژیم ایران به منظور مداخله در این کشور و توسعه بنیادگرایی فراهم کرد برای رژیم ولایت فقیه از آغاز عراق اولین هدف صدور بنیادگرایی بوده است اکنون نیز این رژیم تمام قوا و کلیه ارگانهای حکومتی و نهادها و توانمندیهای مالی سیاسی و نظامی خود را برای حداکثر مداخله در عراق و جلوگیری از تبدیل شدن این فرصت به تهدید به کار گرفته است برای نظام ولایت فقیه با سابقه جنگ ویرانگر هشت ساله که هیچ گاه به صلح تن نداده حالا پس از سقوط دولت سابق عراق بلعیدن این کشور و سلطه بر مردم ستمدیده آن یک راهبرد حیاتی است از نگاه آخوندهای حاکم بر ایران عراق یک باتلاق برای خنثی کردن تهدیداتی است که آنها را احاطه کرده است بقای رژیم استبدادی ـ مذهبی ولایت فقیه به سرکوب در داخل و صدور انقلاب به خارج گره خورده است اگر توسعه طلبی ارتجاعی این حکومت مهار شود تیغ سرکوب کند می شود و اگر سرکوب مردم به سستی رو کند صدور بنیادگرایی از حرکت باز می ماند موجودیت سپاه پاسداران به عنوان مهمترین نهاد پاسدار امنیت نظام به گسترش سرکوب داخلی و صدور بنیادگرایی تحت نام اسلام بستگی دارد عصاره قانون اساسی ولایت فقیه بر انکار حق حاکمیت مردم و تئوری صدور انقلاب اسلامی بناشده است دست برداشتن از سرکوب مردم و صدور بنیادگرایی به عراق به عنوان جبهه مقدم به معنای گام برداشتن در جهت استحاله و فروپاشی ولایت فقیه است مسئول شورای ملی مقاومت در پیام به کنگره همبستگی برای صلح و آزادی که روز ۲۶خرداد۸۶ در شهر اشرف برگزار شد در مورد ویژگی شرایط کنونی عراق گفت جبهه بندی اصلی سیاسی در عراق بین نیروهای دموکراتیک با انواع تمایلات وتفکرات و جریانهایی می باشد که وابسته به رژیم ایران هستند این وضعیت ناشی از جغرافیای سیاسی خاص این دو کشور می باشد که مرزبندی و تنظیم رابطه با دیکتاتوری دینی ایران را به مشخصه اصلی و خط قرمز جبهه بندی نیروهای سیاسی در عراق تبدیل کرده است زیرا دموکراسی در عراق و دموکراسی در ایران در این موقعیت ژئوپلیتیکی و در این برهه تاریخی لازم و ملزوم و تضمین یکدیگرند دو سال قبل شورای ملی مقاومت در بیانیه خود خطاب به مردم و نیروهای دموکراتیک و میهندوست عراقی با هر دین و مذهب و با هرمرام و ملیت اعلام کرد که با این همه درد و رنج و با این همه خونی که هر روز از پیکر عراق بر زمین می ریزد دیگر در عراق جایی برای هیچ گونه افراطی گری باقی نمانده است پاسخ در یک دولت دموکراتیک ملی و مستقل و معتدل است تا بتواند وحدت سیاسی و تمامیت ارضی کشورتان را در دیالوگ مستمر با همه جریانهایی که به قواعد دموکراتیک پایبند هستند حفظ کند و به اشغال پایان دهد شورا در آن بیانیه هم چنین اعلام کرده بود تهدید مبرم تمامیت و آزادی عراق و به خصوص آن چه مانع اصلی استقلال آن و خروج هر چه سریعتر نیروهای چند ملیتی است همان جنگ پنهان و اشغال اعلام نشده یی است که ۲میلیون و ۸۰۰ هزار تن ازمردم عراق بر آن انگشت گذاشته اند امنیت و صلح و ثبات با اعاده و تضمین حقوق و احترامات همه مردم عراق به ویژه زنان آزاده عراقی و با پلورالیسم سیاسی و مذهبی و قومی محقق می شود بیانیه ۵میلیون و۲۰۰هزارتن ازمردم عراق و اعلام همبستگی نیروهای ملی و دموکراتیک این کشور با مقاومت ایران یک گواهی انکارناپذیر اجتماعی و سیاسی بر حقانیت ارزیابی و مواضع شورای ملی مقاومت ایران بود ۱۳ـ رژیم ولایت فقیه در واکنش به این بیانیه تاریخی و اعلام همبستگی مردم عراق تمام نیروی حکومتی درایران و همه گماشتگان و عواملش را در قوای مجریه و مقننه و قضائیه عراق برای طراحی و اجرای زنجیره یی از توطئه ها علیه مجاهدین و حضور شان در این کشور به کار گرفت روز ۲۷تیرماه سال گذشته در هجدهمین سالگرد زهرخوردن خمینی و قبول آتش بس مزدوران جنایتکار آخوندها لوله های آبرسانی قرارگاه اشرف را منفجرکردند علاوه بر این تله های انفجاری متعددی در نزدیکی محل انفجار کار گذاشتند تا تعمیرکنندگان لوله ها را به قتل برسانند سپس روز ۳۱تیرماه به دومین بمبگذاری و انفجار لوله های آبرسانی اشرف مبادرت کردند این لوله ها علاوه برآب مصرفی اشرف آب مورد نیاز اهالی ۱۵ روستا و مدارس مجاور آن را به رایگان تأمین می کردند هزینه های آبرسانی در ۲۰ سال گذشته تماما توسط مجاهدین پرداخت شده است در روز ۲۸تیر۱۳۸۵ در فردای انفجار لوله های آبرسانی دولت مالکی برخلاف قوانین وکنوانسیونهای بین المللی دستور دیکته شده آخوندها را برای اخراج اجباری مجاهدان اشرف با یک مهلت ۶ماهه اعلام کرد از این پیشتر سهمیه سوخت دولتی و مواد غذایی مجاهدین به درخواست آخوندها قطع شده بود از آن جا که مدیرکل توزیع فرآورده های نفتی عراق در حضور نماینده نیروهای چندملیتی پذیرفته بود که سوخت مورد نیاز بیمارستان اشرف را تأمین کند او را هم از کار برکنار نمودند به موازات جنایتها و توطئه های رژیم در داخل عراق و در عرصه بین المللی جنبش قدرتمندی در حمایت از حقوق و حضور مجاهدین در عراق برانگیخته شد که هزاران وکیل و حقوقدان و پارلمانتر و شخصیت سیاسی و بسیاری از احزاب و نیروها و عشایر عراقی را در بر می گرفت آنان به محاصره اشرف نقض آزادی بیان نقض حق تردد و اجتماعات و محروم کردن ساکنان اشرف از سهمیه غذایی و آب و برق و سوخت اعتراض کردند و پایمال کردن حق پناهندگی و اقامت ۲۰ساله ونقض آشکارکنوانسیون چهارم ژنو و قوانین انساندوستانه بین المللی را جنایت جنگی خواندند از آن سو سردمداران رژیم از ولی فقیه تا رئیس جمهور وزیر خارجه رئیس مجلس دبیر شورای عالی امنیت و رئیس مجمع تشخیص مصلحت سراسر برای اخراج مجاهدین و آلودن آنها به انواع و اقسام اتهامات بسیج شدند اما نه وعده کمک یک میلیارد دلاری نه کشتارهای یومیه و نه سیل سلاح و مواد انفجاری و مأموران اطلاعاتی و تروریستی نیروی قدس که رژیم به عراق سرازیر کرد در برابر اراده پولادین فرزندان رشید ملت ایران و چتر گسترده حمایت داخلی و بین المللی از آنان کاری از پیش نبردند و طرحهای رژیم برای اخراج مجاهدین یکی پس از دیگری در دولت و مجلس و دستگاه قضاییه عراق شکست خورد ۱۴ـ ایرانیان طرفدار مقاومت و خانواده های مجاهدین مستقر در

    Original URL path: http://www.iranncr.org/index.php/2010-02-23-11-04-57/2010-02-23-12-28-40/1989--1386 (2016-04-25)
    Open archived version from archive

  • خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹
    سرپوش بگذارد و برای رژیم منفور و نامشروع ولایت فرصت و فرجه بقاء بخرد غافل از این که مبارزه آزادی بخش مردم ایران ۱۰۵سال پس از انقلاب مشروطه بسا فراتر و متکامل تر از این توهمات جریان دارد آنقدر که همه ناظران خاطرنشان می کنند قیامهای مصر و تونس قیام مردم ایران در زمان سقوط دیکتاتوری شاه را در ۳۲سال پیش تداعی می کند دیکتاتوری آخوندی از این حقیقت هم غافل است که راه رشد صنعتی و سرمایه داری در این کشورها آن هم بدون آزادی سیاسی که لازم و ملزوم همین مسیر توسعه اقتصادی اجتماعی است به بن بست رسیده است بن بستی که به طور مضاعف پیش روی رژیم مادون سرمایه داری ولایت فقیه قرار دارد که در قیامهای سال ۸۸ به شکستن طلسم ولایت راه برد و زنگهای سرنگونی این رژیم را بصدا در آورد رژیم ولایت فقیه در ۳۲سال گذشته به غایت تلاش کرده است تا دره عمیق تاریخی بین قرن بیستم و بیست و یکم با قرون وسطی و حاکمیت آخوندی را با چوبه دار و تیرباران با جنگ و صدور بحران و با صدور ارتجاع و تروریسم پر کند با این همه رژیم به ثبات نمی رسد و غرقه در انشعابات پایان ناپذیر و شقه های زنجیره ای هنوز از قبلی نیاسوده جراحی و شقه بعدی فرا می رسد تا بالکل سر در باتلاق خویش فرو کند نه تنها هیچ ظرفیتی برای شنیدن یک صدای مخالف ندارد بلکه کمترین تمایزی از سوی باندهای سر سپرده رژیم راهم بر نمی تابد هر روز منقبض تر می شود و به حذف و تصفیه های جدید روی می آورد سرکوب خونین و فراگیر ۱۲۰هزار اعدام سیاسی شامل قتل عام زندانیان و به تنور جنگ و ترور ریختن نیروهای آزاد شده در انقلاب ضد سلطنتی تنها چاره رژیم بیچاره ایست که ناتوان از پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی حفظ خود بر سریر قدرت را از زمان خمینی واجب ترین واجبات اعلام کرده است در مسیر توسعه فئودالیسم آخوندی و استبداد سیاه دینی بی گمان هدف حفظ نظام هر وسیله ای را در قبیح ترین صورت توجیه و مباح می کند دست آخر هم به میلیتاریزم عمامه پیچ رجالگان راه می برد که با دستار بسیج و سپاه به ارث و میراث کوروش هم دستبرد می زند با این همه زنان و جوانان و اقشارمختلف اجتماعی یکی پس از دیگری برمی خیزند و حقوق خود را طلب می کنند هر دستگیری و هر شلاق و هر اعدام دستگیریها و شلاقها و اعدامهای مضاعف بعدی را طلب می کند قهرمانان و پیشتازان نبرد چون پولاد صیقل می خورند و آبدیده می شوند مبارزه و مقاومت سازمان یافته مردم ایران گام به گام تکامل پیدا می کند ۳۲سال تبلیغ و تو طئه و سرکوب و زدوبند حتی با به کار گرفتن امکانات ۱۲ دولت با مهیب ترین بمبارانها با سنگین ترین حملات و پرونده سازی ها با محبوس کردن ۸ساله مجاهدان اشرف با محاصره ضدانسانی ۲ساله و با ۱۸۰ بلندگوی شبانه روزی طی یک سال به منظور شکنجه آنها نه فقط به جایی نمی رسد بعکس بالا بلندترین و پرشکوه

    Original URL path: http://www.iranncr.org/index.php/2010-02-23-11-04-57/2010-02-23-12-31-45/2228------------9-1389- (2016-04-25)
    Open archived version from archive

  • قیام تا پیروزی، جنگ صد برابر تا سرنگونی - مسعود رجوی
    گام ناگزیر از انطباق می کند ۵ نتیجه این که رژیم ولایت فقیه در تمامیت خود رفتنی و در مرحله پایانی است منتهای ترس و وحشت رژیم در این مرحله را می توان از نسبت دادن قتل شهیدان قیام به مجاهدین دریافت رژیمی که ادعای ابرقدرتی و شراکت در مدیریت جهان دارد به رغم همه خط و نشان و شاخ و شانه کشیدنها به آن جا رسیده است که از برعهده گرفتن شلیک به جانب حتی یکنفر در جریان تظاهرات به شدت می هراسد در فضیحتی پر تعفن یک شبه از یک شهید قیام بسیجی می سازد و برای او کارت بسیج جعل می کند پسر خاله این جانب بدون این که من خبر داشته باشم داداشم شهید شده به در منزل من میاد و ازم عکس صانع رو می خواد ما هم به خاطر فامیلی بهش دادیم متاسفانه بعدازظهر ایشون این عکس رو به سایتهای خودشون میدن و اون رو بسیجی قلمداد می کنن ولی خود من اون روز دیدم کارتشو درست کردن خیلی ما رو تحت فشار گذاشتند گفتند آقا حرف نزنید و چه و از این چیزها جنازشم به ما نمی دن ما هنوز موندیم چه کار کنیم اگه جنازشو به ما ندن ما نمی ریم ما تو سرختم هم نمی ریم قانع ژاله برادر صانع ژاله ۱۳۸۹ ۱۱ ۲۷ این کارتی که الآن برای ایشون درست شد و تو تلویزیون پخش شد این کارت اون هم در عرض یک روز تهیه شده و حتی صحبتهایی که در مورد ایشون شده و گفتند که بسیجی هستند نخیر ایشون هیچ ربطی به بسیج ندارند چون من شناخت کلی دارم از ایشون و از نزدیک با ایشون بودم می تونم بگم که چندین سال با ایشون بودم می تونم بگم از مخالفین بسیج بودن کامیار رفیق صانع ۱۳۸۹ ۱۱ ۲۷ اشتباه مهلک و استراتژیک ولی فقیه فرتوت در این بود که غافل از قانونمندیهای دوران شکستن طلسم ولایت با خام طمعی و پاچه ورمالیدگی آخوندی از هول هلیم با خطبه خوانی به زبان عربی در دیگ مصر و تونس شیرجه زد اما جوشش قیام در ایران دامنگیر خودش شد بوی کباب شنید اما نمی دانست که دیکتاتور و ولی فقیه داغ می کنند اگر خامنه ای هوشیار می بود باید در این مقطع بالکل از قیامهای منطقه فاصله می گرفت و خودش را نخود این آش نمی کرد قانونمندی دوران طلسم شکستگی حرکت با احتیاط است حرکت بی دنده و ترمز کار دستش می دهد زیاده طلبی و خیز برداشتن برای مصادره قیامها و سرقت انقلابهای سایرین مناسب این روزگار نیست چسبیدن قاچ زین در نظام زهوار در رفته کفایت است با اینحال خامنه ای کرد آن غلطی را که نباید می کرد و آتش به قبایش افتاد حالا در سراسر عالم به خاطر نمایش رسوای یک بام و دو هوا در مورد قاهره و تهران زیرضرب است که چرا همان حق و حقوقی را که برای مردم مصر طلبکاری می کند از مردم ایران دریغ می دارد الغرض امروز ولی فقیه بیچاره مصر را به دست نیاورده در عراق هم دارد تلوتلو می خورد سه ماه پیش سفیرش در بغداد با صراحت پز می داد که مالکی را ما روی کار آوردیم اما اکنون زمین در زیر پای آقای مالکی هم به لرزه درآمده و او دارد از ترس خیزشهای مردم عراق علیه دیکتاتوری و غارت و جنایت قالب تهی می کند با سبک مغزی کماکان شاخ و شانه می کشد و تهدید به سرکوب تظاهرات می کند روز در میان بر شمار بلندگوهای نظام در اطراف اشرف می افزاید بلکه فرجی حاصل شود خامنه ای و مالکی در این ایام مانند دو جذامی هستند که در یک مداوای مشترک به خاراندن پشت یکدیگر مشغولند سرنوشت خود را به یکدیگر گره زده اند ولی بعید است که در این معالجه مشترک توفیق پیدا کنند به قسمتی از حرفهای پاسدار دانایی فر سفیر نورسیده رژیم در عراق و یک مهره دیگر رژیم در اواخر آبان ماه گوش کنید دانائی فر سفیر رژیم در عراق بله من ابتدا لازمه بگم که یک ماراتن هشت و نیم ماهه یی که خیلیها رو خسته کرد و احزاب و جریاناتی که بعد از انتخابات فکر نمی کردند یک همچی کار فشرده پیوسته و این همه رایزنی و صحبتهای متعدد مختلف با احزاب مختلف با همدیگه داشته باشند صلاحی دردور قبل آقای مالکی در بعضی از حوزه ها با آمریکاییها نزدیک بود در انتخابات اونا آمدند در مقابل آقای مالکی ایستادند و جریان مقابل آقای مالکی رو تقویت کردند و آن انفجارها هم رو در عراق بالاخره به وسیله نیروهایی که زیر سلطه و نفوذ آمریکاییها صورت گرفت به نظر می رسه که آمریکاییها صحنه را کاملا باختند قافیه رو کلا باختند و الآن خبرگزاریهای دنیا کلا اینو مطرح می کنند که ایران پیروز این میدان بود علتشم این بود که ایران به دنبال خواست مردم عراقه ایران اجازه نخواهد داد که در عراق یک حکومتی روی کار بیاد که هم برای مردم عراق مشکل زا باشه هم برای منطقه مشکل زا باشه هم برای کشور بزرگی مثل ایران که روابط بسیار سنتی و دیرینه ای با عراق داشته و مردم اساسا ارتباطات فرهنگی و اعتقادی گسترده ای با هم دارند ایران اجازه نخواهد داد که همچین حرکتی را چه آمریکا و چه عربستان و چه دیگری در عراق انجام بده بنابر اینم بحمدالله یک صحنه بزرگی پیروزی بزرگی برای سیاست خارجی ما بود در این دوره که من فکر کنم در داخل ایران خیلی روی این بحث صحبت نشد کار نشد به نظر من یک مقداری ظلم شد چون این دوره ۸ماهه که آقای سفیر محترم هم فرمودند یک جنگ سیاسی تمام عیاری بود آمریکا عربستان و برخی کشورهای دیگر در آنطرف و جمهوری اسلامی ایران اما نگاه بکنید به آمدن آقای نوری مالکی به تهران و نشستهایی که با مسئولین جمهوری اسلامی ایران داشتند از مقام معظم رهبری تا رئیس جمهور و سایر مسئولین جمله ای که عمدتا مورد تأکید مسئولین جمهوری اسلامی در صحبت با آقای نوری المالکی این بود که ما خواهان عمران آبادانی و سازندگی در عراق هستیم دانائی فر اما دیگران و به خصوص آمریکا به دنبال این بودند کس دیگه یی بشود رئیس جمهور نه آقای طالبانی

    Original URL path: http://www.iranncr.org/index.php/2010-02-23-11-04-57/2010-02-23-12-31-45/2229-2013-09-25-09-05-36 (2016-04-25)
    Open archived version from archive

  • مسعود رجوی ـ قیام ۱۳ آبان اعتلای انقلاب دموکراتیک مردم ایران
    عراق خواستند فهرستی از دخالتهای رژیم ایران در امور سیاسی و امنیتی عراق را جلو لاریجانی بگذارد شنبه گذشته نیروهای میهن پرست عراقی تأسیس جنبش مل ی عراق را به رهبری دکتر علاوی و دکتر مطلک جشن گرفتند جریانها و شخصیتهای برجسته سیاسی دیگر مانند طارق الهاشمی نایب رئیس جمهور رافع العیساوی ظافر العانی و جمال الکربولی و بسیاری دیگر اعلام کردند که با این جنبش در چارچوب جبهه ملی عراق متحد میشوند این اتحاد نقشة سیاسی عراق را تغییر می دهد و بر آیندة این کشور روح امید می دمد ایاد علاوی گفت عراق زیر خاکستر رفته بایستی برخیزد و عزت و امنیت خودش را محقق کند مطلک نیز گفت بر این کشور فجایع پشت فجایع فرود آمد عراق را تجزیه کردند تاروپود مردم زخم دیدة ما را از هم دریدند فرهنگ سهمیه بندی و طائفه گرایی و پناه گرفتن در آغوش بیگانگان را وارد کردند همان بیگانگانی که در همه چیز ما در عراق دخالت کردند کنترل خود را بر هرم تصمیم گیریهای سیاسی و حتی بر لقمه نان شهروندان عادی تحمیل کردند خون عراقیان بهوفور به زمین ریخت و رنگ زمین و آب را تغییر داد اما امروز سحرگاهان جدیدی آغاز شده و تاریکی برای همیشه رخت بر بسته است در همین مراسم یکی از میهن پرستان عراقی حرف دل هموطنانش را این چنین بر زبان راند من شاعر نیستم و نمی دانم چگونه این بیت شعر را نوشتم با نیروهایشان آمدند و همه چیز بهجز ارادة مردم ما را نابود کردند گفتند که عراق نابود شد و ما گفتیم چگونه طلایی که سازنده اش مردم باشند از بین می رود بهنظر میرسد که سرپاسدار مجلس رژیم که به عراق رفته تا شعبه های فروپاشیدة ولایت را از نو به سیخ بکشد نه در ایران و نه درعراق سحرگاهان تازه و ارادة طلایی خلقهای در زنجیر و بهپا خاسته را هرگز در نیافته است عراق را مستعمرة ولایت میداند که هیچ قاعده و قانونی جز قانون جنگل نباید بر آن حاکم باشد انگار آمریکا این کشور را گرفته که آن را دو دستی برای از هم دریدنش به گرگ ولایت تقدیم کند درست در شرایطی که پوزة نظام در حمله به اشرف و در گروگانگیری به خاک مالیده شده و باید قاچ زین را بچسبد خیز اسب سواری برداشته است در حالیکه مرکب فراخوان ملل متحد در هفته گذشته در بارة حفاظت از ساکنان اشرف در برابر کوچ اجباری اخراج یا بازگرداندن اجباری آنها به ایران که بر خلاف اصل نان رفولمان و قوانین بین المللی است خشک نشده متقاضی استرداد مجاهدان اشرف است جل الخالق که تا کجا مثل سگ از مجاهدین و اشرف میترسد راستی که از این بهتر نمیشد رابطة اشرف و مجاهدین را با قیام عیان کرد همان چیزی که قبل از هر کس و بیش از هرکس رژیم میفهمد و در خیابانها میبیند و حس میکند در غیراینصورت هیچ نیازی نبود که خامنهای در دهم اسفند ماه گذشته سه ماه و نیم قبل از انتخابات نامشروع ریاست جمهوری رژیم به زبان خودش توافق دو جانبه نامشروع و خائنانه با دولت کنونی عراق

    Original URL path: http://www.iranncr.org/index.php/2010-02-23-11-04-57/2010-02-23-12-31-45/2225-----13------- (2016-04-25)
    Open archived version from archive

  • گرامیداشت منصور قدرخواه هنرمند عضو شورای ملی مقاومت ایران و یادبود مادران بزرگوار مجاهد در اور سور اواز
    بچه ها باید همانجا جان می داد و خودش می گفت باید می مردم در همین مصاحبه نگاهش را به مبارزه این طور بیان می کند که آره مبارزه سخت است ولی زندگی مبارزاتی بسیار زیباست این برداشت منصور بود که بهش ویژگی ممتازی می داد بهرحال ما این رزمنده پرشور و آگاه را متاسفانه از دست دادیم حالا خانم رجوی اشاره کردند که اول از همه بعهده ما شورایی هاست که جای خالی او را پرکنیم با تلاش بیشتر و با کار بیشتر امیدوارم نظیر منصور بتونه تکثیر بشه در شورا و حاشیه شورا و خانواده مقاومت و راهش پر رهرو باشه انشااله خیلی متشکرم علی مقدم من میخواستم فقدان مادران عزیزو گرامی و همچنین دوست و همرزمم را به شماخواهر مریم و به برادر مسعود و همچنین دیگرخواهران و برادران مجاهدم در لیبرتی و در هرکجا که هستند و به دوستان و همرزمان شورایی تسلیت بگم تسلیت نه به عنوان غم و اندوه چونکه ارزشهای والایی که اینها خلق کردند همیشه همراه ما هست و ما از آنها یادمیگیریم و مسیرشان را ادامه خواهیم داد من وقتی به چهره مادران نگاه میکردم یاد مادر خودم افتادم که همه شان سرنشتشان یک جور بوده از زمان شاه در بدر از این زندان به اون زندان میرفت برای ملاقات با محمد بعد از سرنگونی علاوه بر زندان از این گورستان به گورستان دیگر میرفت که دنبال پیکر بچه هاش بود که پیداشون هم نکرد اینها همه شان سرنوشتشان یکیه انتخاب کردند که با این رژیم پلید بجنگند و مبارزه کنند و همه چیشون را فداکردند برای این راه از بچه شان گذشتن از خانواده شان گذشتن در راه آزادی خلقشان برای اینکه ایرانی داشته باشیم آزاد وآباد دیگه کسی توی کارتن نخوابد دیگه دخترها فرار نکنند از خانه شان و همه بتوانند آزاد زندگی کنند منصور هم یکی ا ز آنها بود که این انتخاب را کرد که بیاید توی اینراه و این مسیرر و ا ز همه چیزش بگذره و بتونه آزادی را به مردمش برسونه همانطور که توی فیلم دیدید چطوری آخرش فریاد میزد یا مرگ یاآزادی واقعا در وجودش این موج میزد همیشه وقتی با منصور صحبت میکردی این حالت در وجودش بودصمیمیت عشق و محبتی که به آدم ارائه میکرد خیلی شما را دوست داشت خواهرمریم خیلی به برادر ارادت داشت و دشمن خونی رژیم بود و با قلمش با فیلمش باهرجوری که میتونست با عوامل اطلاعات که در سایتها میامدند همیشه در حال جنگ بود و مبارزه میکرد هنرمندان زیادی توی دنیا هستند که میتوانند کتاب خوب بنویسند فیلم خوب درست کنندو شعر خوب بگویند آوازخوب بخوانند موزیک خوب بسازند ولی آن چیزیکه همانجور که شما گفتین خانم مرضیه را م تفاوت میکندبااونها یا آقای عماد رام را یا آقای عالیوندی را یاآقای سخایی رو یا آندو رو و همینطورمنصور را اینکه اینها هنر را در خدمت مقاومت قرار دادند و آنرا سلاحی کردندکه بتوانند در راه آزادی مردم از اون استفاده کنند چونکه منصور هم میتونست مثل اونها بره دنبال فیلم ساختن وشهرت پیداکنه پول در بیاره و هرکاری بکنه ولی یادگرفت از برادر مسعود که ارزش فدا کردن هست به میزانی که آدم فدا بکند میتواند انسان والایی باشدو منصور اینو یادگرفت و منصور مثل همه رزمندگان ارتش آزادیبخش مثل همه مجاهدین مثل همه مادران اونهم وارد شد و شروع کرد به پرداخت کردن هرکسی به میزانی که پرداخت میکنه دوست داشتنی تر میشه نزدیکتر میشه به اون ارزشهای انسانی برای همین هست که آدم منصور را که میدید با اون لبخند زیبایش همیشه ازارادت و خضوع که داشت خیلی شرمنده میشد نسبت به رزمندگان اشرف رزمندگان که در لیبرتی هستندهمیشه راجع به آنها حرف میزد و در راه آنها حضرت علی همیشه میگوید که هر نفسی که ما می کشیم یک لحظه و یک قدم داریم به مرگ نزدیکتر میشیم دیالگتیک را داره میگه پس باید سبکبال باشیم و هر لحظه آماده به عبارتی مثل همان حرفی که ماهی سیاه کوچولو میگفت توی آخرین لحظاتش وقتی به اقیانوس راه یافته بود میگفت مرگ هر لحظه میتونه بسراغ ما بیاید ولی مهم نیست مهم اینه که زندگی یا مرگ ماچه تاثیری توی زندگی دیگران داره همین حالت هست میتونیم موشک بخوریم میتونیم اینجا به یک شکل دیگری تروریستها ما را بزنند و یا به مرگ طبیعی بمیریم ولی مهم اینه که زندگی یا مرگ ما چه تاثیری توی زندگی دیگران خواهد گذاشت که منصور و این مادران با عملشون نشان دادن که چگونه باید زندگی کرد و چگونه باید مبارزه کرد یاد و راهشان گرامی باد همین حمیدرضا طاهرزاده خواهر مریم عزیز بعد از فرمایشات شما و مطالبی که سایر سخنرانان به درستی در مورد منصور عزیزما و همچنین مادران گرامی که از دست دادیم چیز زیادی من نمی تونم اضافه کنم ولی از آنجا که بحری است بحر عشق که هیچش کرانه نیست و احساس غم و اندوه عظیمی در درون من موج می زنه سخن گفتن سخت است ترجیح می دهم کمی ساز بزنم اما به عنوان همرزم این هنرمند متعهد مردمی فداکار و کسی که تا آخرین لحظه حیاتش همانطور که برادر حبیب به درستی اشاره کردند گویا در ساعات نیم شب همچنان در حال کار پشت میزش از این جهان رفت حقیقتا مجاهدوار زندگی می کرد سبکبار بود و از این جهان مادی و نعماتی هر انسان عادی بهره منده چشم پوشی می کرد و سعی می کرد با تمام قوا تمام استعداد وانگیزه هایش را در جهت مبارزه با این رژیم انسان ستیز و ایران ویران کن به کار ببره اما برجسته ترین به اعتقاد من ویژگی منصور که همین الان هم ما در یک کارزار سیاسی در یک جنگ سیاسی که با رژیم داریم و برخورد همین مزدوران و قلم به مزدان و حوچی گرهای این رژیم مشاهده می کنیم همانطوریکه سخنرانان قبلی هم اشاره کردند و خود شما هم به درستی اشاره فرمودید عشق و علاقه وصف ناپذیر منصور قدر خواه به مجاهدین خلق ایران بود و در رأسش به فرمانده کل ارتش آزادیبخش و شخص شما منصور قبل از اینکه به مجاهدین بپیونده به شورا بپیونده من می شناختمش سر پر شور داشت برای آزادی و موقعی که به عضویت شورا درآمد در اولین پروازی

    Original URL path: http://www.iranncr.org/index.php/2010-02-23-12-54-44/3431-2015-12-09-21-25-30 (2016-04-25)
    Open archived version from archive

  • بزرگداشت جاودانه فروغ هنر و مقاومت مردم ايران آندرانيك آساطوريان در اُور سوراُواز
    مبارزه شد با تمام وجودش به بچه هاي اشرف عشق مي ورزيد در بيست سال گذشته علاوه بر ساختن و تنظيم خيلي آهنگها براي مرضيه عزيز براي مرحوم منوچهر سخايي و خانم مرجان براي بچه هاي ليبرتي و گروه موزيك آنها خيلي كار كرد تا يك هفته قبل از فوت هم داشت با اون حال بدش براي بچه هاي ليبرتي كار مي نوشت اصلا همة زندگيش شده بود مجاهدين و عشق به اونها براي من واقعا داشتن همسري مثل آندو يك افتخار بزرگ بود من هميشه او را براي اين انتخابش تحسين و تشويق مي كردم دخترها هم به پدرشون به عنوان يك آزاديخواه افتخار مي كنند شنيديم كه مجاهدين و دوستانش در فرانسه و ليبرتي و همه جا روزهاي پاياني عمرش خيلي احساس غم و اندوه كردند و براي آندو گريستند اين اشكها و احساسات من و همة ما افتخار آفرين است اما من به پشتوانة روحية بالاي و قوي كه از اين مقاومت مي گيرم اين روزهاي سخت را مي گذرانم من بيش از همه دوستتون دارم من به شما قول مي دهم كه راه آندوي عزيزم را كه راه مجاهدين و اشرفيها بود ادامه بدم تا روح او رو شاد كنم او هم همين رو از من مي خواست اجازه بديد يك بار ديگر از همة شما به خصوص از شما خواهر مريم عزيزم و همة اشرفيها و دوستان شورا و هوادارهاي مجاهدين در ليبرتي در اين روزهاي سخت و طاقت فرسا اين همه با ما لطف كردين تشكر و قدرداني بكنم خدا همة شما را حفظ كند انشاءالله به زودي با سرنگوني آخوندهاي جنايتكار آندو جان را هم كه از نسل يپرم خان براي آزادي ايران مبارزه كرد در ميدان آزادي شاد و خندان خواهيم داشت استاد محمد شمس با عرض ادب خدمت همگي شما خدمت همة مردم ايران تسليت عرض مي كنم و مي خواستم خواهش كنم از اين مناظري كه من الآن ديدم به عنوان كسي كه سال هاي زيادي است كه در كنار اين مقاومت هست سال هاي زياد هست مي خواستم خواهش كنم يك بار ديگه همة اين فرزندان خوب ميهنمان را تشويق كنيم به خاطر اين كاري كه انجام دادند و ديديم از همين جا من درود مي فرستم به بانوي مقاوم عزيزمان آيدا بهش تسليت عرض مي كنم و اميدوارم بتواند اين رنج بزرگي را كه الآن دارد با همان قدرتي كه صحبت مي كردند تا رسيدن به ايران آزاد تحمل كند و بتواند در كنار اين مقاومت شاد و پر از انرژي به تهران برسد سخن گفتن دربارة يك هنرمند بسيار سخت و مشكل است سخت تر و مشكل تر مي شود وقتي آن هنرمند موسيقيدان باشد چه حرفي مي توان زد كه آهنگساز آن را با نوايي نگفته باشد بي سبب نيست كه مي گويند آنجا كه سخن باز مي ماند موسيقي آغاز مي شود آندرانيك آندو خودش وجودش تار و پودش با موسيقي ساخته شده بود و ذوق سرشارش به ملودي ها جان مي داد تا آنجا كه جان مي داد كه بخشي از ملودي مي شد يعني خون به ملودي منتقل مي كرد و به شما مي داد همين ذوق هنرمندانه اش بود كه بسياري از خوانندگان را به شهرت رساند هر چند برخي كساني كه از ثمرة ذوق وجود سرشار از موسيقي آندو بهره مي بردند در گذر زمان بر او نامهرباني ها كردند اما بودند انسانهايي كه هنر او را پاس داشتند و مشعل شرافت هنرمندان ملي و ميهني را برافراشته و ارج مي گذاشتند سخن گفتن در مورد چنين هنرمندي سخت است و در دل مي گريم او ذره ذره وجودش در ايران خلاصه مي شد او در همه چيز و همة مكان ها ايران كشورش را مي ديد و درست به همين دليل بود كه عاشقانه به مقاومت پيوست و همرزم عاشقان آزادي ايران شد و به عضويت شوراي ملي مقاومت در آمد و به نظر من اين بزرگ ترين هنر زندگي آندو بود آندو با رفتن به ابديت دوباره از نو متولد شد آندرانيك آندو جان خاك ايران در انتظار تو است آغوش دشت هاي فراخ ايران كوه ها و درياها ذرات وجودت را در آغوش خواهند كشيد و تو تا ابد با ايران و مردم ايران خواهي بود اسقف ژاك گايو اسقف گايو دوستان من وقتي ما در برابر مرگ يك عزيز قرار مي گيريم كه او را به خوبي مي شناختيم يك سئوال به وجود مي آيد كه زندگي او اعمال او پيام او مقاومت او چه مي شود من شخصا يك پاسخ يافته ام در مذهب مسيحيت در يك بخش از انجيل مي خوانيم كساني كه در مي گذرند در دستهاي خدا قرار دارند اين كه آنها در دستهاي خداوند هستند يك خصوصيت پر از نور و اميد است وقتي به سخنان ديگران گوش مي دهيم مي بينيم كه آندو براي بسياري ديگر چه بوده است دوستان ما در ليبرتي از او چيزهاي بسياري دريافت كرده اند به حدي از او دريافت كرده اند كه آندو قلبش را براي آنها باقي گذاشته است چيزهاي كمي كه من از زندگي آندو مي دانم نشان مي دهد كه او بسيار بخشنده بوده كه توانسته است موزيسينهايي را به شهرت برساند او باعث رشد انسانيت در انسانها شده است او سمت و سوي مقاومت را داده است او از طريق موزيك توانسته است مفهوم زيبايي را بشناساند او همچنين نشان داده است كه در درون ما چيزي بزرگتر از آنچه هستيم وجود دارد بله او به ما بسيار داده است ما از او بسياري چيزها دريافته ايم به همين دليل است كه ما بر چگونگي زندگي و عمل او گواهي مي دهيم وقتي ما در برابر مرگ يك عزيز قرار مي گيريم از خود مي پرسيم چگونه مي توانيم از او قدرداني كنيم من فكر مي كنم بهترين قدرداني از آندو سخني است كه همسر او به ما گفته است او زنده و مقاوم باقي مي ماند اين زيبا است امروز يا فردا ما زاده شده ايم كه زنده باشيم و زندگاني مقاوم باشيم وفادار باشيم اين زيبا است كه مي بينيم انسانها به زندگي خود ادامه مي دهند در حالي كه زنده و مقاوم هستند من فكر مي كنم همة ما در اينجا با عشقي بسيار از او قدرداني مي كنيم زيرا ما نيز زنده و مقاوم هستيم فكر مي كنم در زندگي آندو او نشان مي دهد آن كس كه دوست مي دارد پيشاپيش از مرگ عبور كرده است آندو نيز در زندگياش بارها از مرگ عبور كرده بود زيرا توانسته بود عشق بورزد بله آن كس كه دوست مي دارد پيشاپيش از مرگ عبور كرده است فلور صدودي فلور صدودي اينقدر براي من سخته سخن گفتن در مورد آقاي آندرانيك كه حد نداره فقط مي تونم خدمتتون بگم كه در چند روز گذشته كه من تمام مصاحبه هاي ايشون برنامه هاي ايشون در سيماي آزادي نگاه مي كردم و آهنگهايي رو كه ساخته بودن اشعاري رو كه نازنينان در ليبرتي سروده بودند با آهنگهاي زيباي آقاي آندرانيك مرور مي كردم بيشتر گوش مي كردم و زمان براش بهتر مي گذاشتم مي ديدم كه واقعا زيباترين آثار رو در چند سال گذشته خيلي زيباتر از آثاري كه قبلا آقاي آندرانيك كار كرده بودند روش كار كردند تمام مدت اين چند روز من اين خط شعر رو با خودم زمزمه مي كردم واسه آزادي ايران اگر از تنت رها شي توي چهارگوشة دنيا مي توني اشرفي باشي فكر مي كردم اين بيت شعر زندگي خود آندرانيك بود و تمام مدت با خودم اينو تكرار مي كردم به هر حال آقاي آندرانيك نيازي به گفتن نيست يكي از بزرگترين هنرمندان ايران بودن يكي از بهترين و متعهدترين انسانهايي كه به آزادي مردم فكر مي كردن بودن انساني بسيار والا باگذشت ايثارگر فداكار كسي بود كه با عشق زندگي مي كرد براي خانوادة خودش و همسرش آيدا فرزندانش نوه هاش به مردم ايران به ياران بزرگوار ما در ليبرتي تمام مدت مي گفت من به همتون عشق مي ورزم به صلح و آزادي در دنيا يعني وقتي صحبت آندرانيك مي شه تنها چيزي كه در ذهن ما مي آد عشق هست صلح هست آزادي هست من متأسفانه زماني كه در ايران بوديم چون عماد جان در فرهنگ و هنر بودن زياد نزديك نبوديم به خونوادة آقاي آندرانيك و خود ايشون ولي مي دونستم كه همه مون مي دونستيم كه دو اسم در تنظيم آهنگ هاي زيباي ايران جهاني بود آقاي واروژان و آقاي آندرانيك همين طور كه خانم رجوي فرمودن واقعا پدر موزيك پاپ ايران بود آقاي آندرانيك بحثي در اين نيست زماني كه ما از ايران خارج شديم و با همبستگي ملي هنرمنداني كه متعهد بودند آمدند و ماندند تا به امروز كم كم دوستي و صميميت ما با خونوادة آقاي آندرانيك و خود ايشون زياد شد آقاي آندرانيك يكي از بهترين دوستان عماد جان بودند يكي از رفيقترين رفيقان عماد جان بودن خاطرات زيادي ما از آقاي آندرانيك داريم بعد از اين كه عماد جان هم رفتن اين دوستي ادامه پيدا كرد هر دفعه من ايشون رو مي ديدم عين زمان گذشته زماني كه عماد جان بودن مي نشستيم با همديگه صحبت مي كرديم اون چيزي رو كه من اينجا دلم مي خواد الآن بازگو بكنم اينه كه هيچ چيز يكطرفه نيست ما قبلش اينو بگم كه در ايران ما هنرمنداني كه در رشتة موسيقي بودند بهترينهاشون خوشنام ترين هاشون به مقاومت ايران پيوستند ما شايد از انگشتان دستمون تجاوز نكنه هنرمنداني رو كه در قيد حيات بودند در رشتة موسيقي و زماني كه ما به خارج از كشور اومديم پنج شش تاي اونها بهترينهاشون بودن كه به مقاومت آمدند و تا آخرش ايستادند ما نظير خانم مرضيه نداشتيم ما نظير عماد جان نداشتيم و نداريم ما نظير آقاي آندرانيك نداشتيم و نداريم ما نظير آقاي شمس نداشتيم و نداريم همه آقاي سخايي همين طور تمام هنرمندانمون ما واقعا نظير اينها رو نداريم هنوز هم نداريم بهترينهاشون در مقاومت ايران بودند ولي اين كه گفتم يك طرفه هيچ چيز نمي شه اين هنرمندان مي دونستن كه بهترين جايگاه براشون در مقاومت ايران هست اين يك واقعيت مطلقه من باز اجازه بدين اين شعر رو بخونم واسه آزادي ايران اگه از خودت رها شي توي چار گوشة دنيا مي توني اشرفي باشي قسمت اول اين شعر هموني بود كه هنرمندان ما به مقاومت پيوستن براي آزادي ايران رها از خودشون و قسمت دوم اين شعر افرادي هستند كه اين مقاومت رو يعني محور اين مقاومت هستن اشرفيها كساني كه ايثار مي كنن از خودگذشته هستند فدا مي كنند تمام جونشون رو براي آزادي مردم ايران گذاشتن اين بود كه اين هنرمندان نامبر وان ايران هنرمندان يك ايران هنرمندان خوشنام ايران با مقاومت ايران همبسته شدند و ما اين همبستگي رو بايد بگم از ديد وسيع ملي ميهني رهبران اين مقاومت داريم از آقاي رجوي خانم رجوي خانم رجوي بهتر از اين جايگاه براي هيچ هنرمندي نيست بدون اغراق خدمت شما بگم من اين چند روزه مرتب مرور مي كردم افرادي رو كه اومدن در فيس بوك تسليت مي گن به رسانه هاي همگاني گوش مي كردم همه يك زبان همه يك زبان مي گن چون در ارتباط چيزي رو كه الآن مي خوام براتون تعريف بكنم خاطره يي رو كه مي خوام تعريف بكنم در ارتباط با آقاي آندرانيك هستش اينه كه اجازه بدين اينو من تعريف بكنم يك سايتي رو طرفداران عماد جان براش درست كردن يك دونه سايت طرفداران عماد رام گه گداري ازش نوشته مي نويسن يا به هر حال مطلب يا آهنگي چيزي مي ذارن چند شب پيش من ديدم كه آهنگ هنگام عماد جان رو گذاشتن و آهنگ هنگام عماد جان آهنگي است بدون كلام با اركستر بزرگ كه در مقاومت ايران ضبط شد و پخش شد و كامنتهايي كه داده بودند زير اين آهنگ اين بود كه خيلي تعجب كرده بودند كه عماد جان با هفتاد هشتاد نفر موسيقيدان خارجي اينقدر زيبا تونسته همزمان فلوت بزنه و اين رو اجرا كنه و اينقدر زيبا من يك دفعه ياد خاطره يي افتادم كه در ارتباط با همين آهنگ بود كنسرتي بود براي هنرمندان مقاومت در لس آنجلس كه اولين بار بود ما لس آنجلس مي رفتيم عماد عماد جان گفت ببين كارنامة من و تو دست مردم هست ما ديروز و امروز به اين كار رو نياورديم تو آندرانيك هستي تو آندو هستي آندو جان تو آندو يكي اصلا آندو دو هم نيستي دست زدن حضار اين بود كه عماد جان تو چه كار مي كني تو كه تمرين نكردي اين آهنگ رو گفت من مي زنم اينجا مقاومته اينجا هنرمنداني هستيم تو مقاومت براي آزادي ايران ما كه نيومديم اينجا بگيم كه ما كي هستيم ما اومديم وايساديم براي اين كه ايران رو آزاد بكنيم ما كه نيومديم اينجا كه بگيم خوب مي زنيم يا بد مي زنيم خوب مي خونيم يا بد مي خونيم ولي من باور كنين دل تو دلم نبود براي اين كه اون خانومي هم كه لطف كرده بودندگفتن كه عماد جان خيلي همة مردم لس آنجلس خوشحال هستن كه شما امشب اينجا برنامه داريد اينها رو كه مي گفتن من بيشتر بهم مي ريختم مي گفتم حالا عماد جان اين آهنگ رو هم تمرين نكرده و حالا ببينيم چي مي شه به هر حال من و گويا صف اول نشسته بوديم ولي آمدن و اين كار را اجرا كردن آقاي آندرانيك هم رفتن رو صحنه فقط به خاطر مقاومت ايران يعني چنين بزرگاني كه كارشون براشون خيلي اهميت داشت در اين مقاومت خاك بودن خاكسار بودند اين يك واقعيت هستش يعني همه چيشون رو مي گذاشتن كنار اصلا براشون مطرح نبود فقط مي خواستن كار پيش بره دليلش چي بود عشقي كه مجاهدين به اينها داده بودند ايثاري رو كه مجاهدين مي كردن من ديگه الآن ما ديگه الآن تازگيها نمي گيم مجاهدين مي گيم اشرفيها براي اين كه واقعيته وقتي آقاي آندرانيك امروز مي آن مي گن من يك اشرفي هستم چرا اين حرف را مي زنن براي اين كه خودشون از جنس همين مجاهدين هستن و خانم رجوي باور بفرماييد هنرمنداني كه اومدن موندن با افتخار موندن مي دونن شما فكرتون نسبت به فرهنگ و هنر ايران چي هست جايگاهي بهتر از اين جا براشون وجود نداره نداشت و نخواهد داشت من اميدوارم كه همة هنرمنداي ما مسئوليتشون رو نسبت به مردمشون بفهمن بدونن و به هر حال اونجايي كه بايد وايسن وايستن گاهي وقتها آقاي آندرانيك كه با همديگه براي برنامه مي آمديم صحبت مي كردن گفتش كه فلور من اصلا نمي گم هنرمندا بيان به مقاومت بپيوندند من مي گم همة هنرمندا بلند شن جلوي سازمان ملل برن يا كاخ سفيد برن همه شون با هم گروهي و عليه آخوندها عليه اينها هستيم تو فكر مي كني مي رن تو فكر مي كني مي كنن براي همينه كه من در لس آنجلس با هيچكدومشون كاري ندارم غير از يكي دو نفرشون كه احترام به مقاومت ايران دارن اينه كه به هر حال من متأسف هستم كه چنين كسي رو ما از دست داديم چنين بزرگواري را ما از دست داديم كه عاشق عشق بود عاشق درستي بود عاشق صداقت بود عاشق ايثار بود عاشق از خودگذشتگي بود عاشق مردم ايران بود عاشق همسرش بود عاشق فرزندانش بود عاشق صلح و آزادي در تمام جهان بود اين رو من در آخر صحبتهام بگم موقعي كه عمادجان از دنيا رفتن آقاي آندرانيك دو سه شب قبل از اين كه مراسم تشييع باشه به منزل ما آمد هر شب در پشت پيانو مي نشست و آثار عماد جان را با پيانو مي زد بيشترين آهنگ رو كه خيلي دوست داشت اونجا اجرا كنه آهنگ تنهايي عماد جان بود با پيانو براي ما مي زد براي اين كه يك مقدار ما كمتر احساس غم بكنيم حدود دو سه ماه پيش من يك روز با آقاي فيلابي سر يك سفره با آقاي آندرانيك نشسته بوديم گفتم آقاي آندرانيك من مي تونم از شما يك خواهش كنم گفت با كمال ميل انجام مي دم گفتم آهنگ تنهايي عماد جان رو من دوست دارم شما خودتون تنظيم بفرماييد و خودتون اجرا كنيد گفت من با كمال ميل اين كار رو مي كنم و برگشتن لس آنجلس و ده روز بعد آهنگ رو تنظيم كردن ضبط كردن براي من از طريق اينترنت فرستادن من خيلي ناراحت هستم كه الآن اينو بگم كه اين آهنگ رو من در سوگ ايشون امروز مي خوام بشنوم زيباترين اجرا رو زيباترين تنظيم رو روي اين آهنگ گذاشتن و وقتي من پريشب مي خواستم اين آهنگ رو بيارم كه دوستان هم بشنوند وقتي دوباره گوش كردم ديدم دقيقا مثل اينه كه در سوگ خودش اين آهنگ رو نواخت به هر حال من از همهتون متشكر هستم فقط خواستم احساساتم رو نسبت به آقاي آندرانيك بگم و به همة آزاديخواهان ايران فقدان ايشون رو تسليت بگم عبدالعلي معصومي مصرع من قطرة خون من است آندوي عزيز كه همة ما و همة مردم ايران مي شناسنش اينچنين بود تمام آثاري كه ازش به جا مانده تمام گفته هاش همينطوري كه شنيديم بخشيش رو در اينجا و تمام زندگيش چنين بود مصرع من قطرة خون من است يعني از صميم قلبش مي گفت و زندگي مي كرد يك مسيحي پاكباز بود مسيحيان ايران از آغازي كه از دورة ساسانيان كه وارد ايران شدن يا مسيحي شدند عمدتا نستوريان تا امروز در ادبيات ايران و در تاريخ و فرهنگ ايران حتي من يك مورد برنخوردم كه با مردم ايران دوگانه باشند در همه جا همبستة مردم ايران براي آزادي ايران براي سربلندي ايران جنگيدن همراه بودند و آندوي پاكباز ما از اون تيره است در زمان ساسانيان قيام نوشزاد اون مسيحي پاكبازي كه عليه پدرش خسرو پرويز ايستاد و جانش رو در راه مبارزه با استبداد و آزادي گذاشت تا همين طور كه آيداي نازنين گفتند يپرم خان كه سالها در راه آرمان مشروطه جنگيد و سرانجام هم در مبارزه با استبداد حاكم جان باخت حاكم يعني حاكم قبلي كه بساط مشروطه اون رو رونده بود آندو وقتي به مجاهدين و مقاومت ايران پيوست ما چهرة بارزش رو در اين بيست ساله باهش آشنا هستيم مظهر اين شعر بود مي گه اگر ز حلقة اين عاشقان يعني پاكبازان اشرفي در ليبرتي اگر ز حلقة اين عاشقان كران گيري دلت بميرد و خوي فسردگان گيري ديديم كه به حلقة عاشقان پيوست شكوفا بود شكوفاتر شد و تمام هستي و جانماية زندگي و هنرش رو در اين راه گذاشت و بارها هم اعلام كرد كه اشرفي هستم مجاهد اشرفي هستم و آقاي مسعود رجوي هم مسئول شورا در پيامشون در سوگ ايشان به همين نام ايشون رو ياد كردند اشرفي مجاهد همان كه خانم رجوي در سوگ و بر مزار دكتر كاظم شهيد گفتن مجاهد

    Original URL path: http://www.iranncr.org/index.php/2010-02-23-12-54-44/3414-2015-11-29-23-14-09 (2016-04-25)
    Open archived version from archive

  • یاد و خاطرۀ استاد بهرام عالیوندی: نگارگر امیدها و پایداریها
    راز اين هنرها را بشناسم و تجربيات گرانبهايي به دست آورم در همين سالها بود كه ضمن كشيدن طرح براي طر احان قلمزن روي نقره با شگفتي متوجه نقشهاي فلس بر روي سينيها گلدانها و ساغرهاي نقره شدم و سخت شيفته آنها شدم تا آن جا كه همه فكر و كوششم اين بود كه روزي بتوانم اين فلسها را در تابلوهاي خود پياده كنم حالا بيش از 25سال است كه ضمن كار اين فلسها را زير و رو مي كنم و با آنها چون كودكي به بازي نشسته ام تا آن جا كه امروز ديگر اين فلسها ـ بدون آن كه اد عاي صاحب سبك بودن داشته باشم ـ چه در آثار رنگي و چه سياه و سفيد بيانگر هويت هنري من و به قول اكثر منتقدان امضا ی من است البته مدتهای طولانی تابلوهای فیگوراتیو با فلس می ساختم ولی امروزه از آنها به فلسهای آبستره رسیده ام و با همین فلسهاي آبستره است كه در اعماق كائنات به دنبال حيات ديگري هستم بد نيست بگويم تحقيقات و كشفيات فضايي اخير به فلسهاي رنگي خطوط سياه منحني و نقطه پردازيها و آبرنگهاي من شور و زندگي ديگري بخشيده است من به ميتولوژي علاقه خاصي دارم و اين طبعا اثرات خودش را روي كارهاي من مي گذارد ميتولوژي سرزمين خودمان هند و به طور عام ميتولوژي شرق برايم الهام بخش است در اين سري كارهاي من اصلي ترين تم جنگ بين نور و ظلمت و پيروزي نور بر ظلمت است از همين رو منتقدان مرا نقاشي خوانده اند كه از تاريكيها نور و اميد مي آفريند اين جنگ در تمام اساطير ما وجود دارد در سرتاسر شاهنامه فردوسي اين جنگ هست و نهايتا پيروزي با نور و روشنايي است چند سال پيش در هزاره فردوسي نمايشگاهي از نقاشيهاي من در مركز يونسكو در وين به نمايش گذاشته شد كه 33تابلو آن به اساطير شاهنامه مربوط مي شد استاد عالیوندی در پاسخ این پرسش که شما كدام يك از تابلوهايتان را بيشتر دوست داريد و برايتان خاطره انگيز است می گوید ـ در ميان كارهايم بيشتر از همه به تابلو فرهاد علاقه دارم اين تابلو را به ياد مجاهد شهيد فرهاد پاكزاد كشيده ام بعد از آن تابلو فروغ جاويدان و بعد تابلو پيروزي نور بر تاريكي استاد در این مصاحبه درباره هنر متعهد می گوید من در نقاشي هيچ گاه از قبل فكر نمي كنم كه چه چيز مي خواهم بكشم بلكه كاملا تابع احساسم هستم البته معتقدات و تفك رات من در اين آفرينش تأثير دارند ولي اگر بخواهم روي چيزي از قبل فكر كنم و طرح بريزم و بعد روي آن كار كنم اين را ديگر اثر هنري نمي دانم در واقع به نظر من هنر تبلور احساس هنرمند يعني تبلور احساس جامعه است اين تقسيم بندي هنر براي هنر و هنر براي مردم را هم قبول ندارم اصلا موضوع اين نيست هر هنرمندي بار زمان خودش را دارد تعه د در هنر را بايد از اين زاويه نگاه كرد نه به شكل مبتذلي كه مثلا امروز رژيم آخوندي براي هنرمندان نسخه مي پيچد اين يك نوع سانسور

    Original URL path: http://www.iranncr.org/index.php/2010-02-23-12-54-44/2636-2014-05-22-17-10-54 (2016-04-25)
    Open archived version from archive